+دیروز به یاد تو و آن عشق دلانگیز
بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
در آینه بر صورت خود خیره شدم باز
بند از سر گیسویم آهسته گشودم
عطر آوردم، بر سر و بر سینه فشاندم
چشمانم را نازکنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست
تا مات شود زین همه افسونگری و ناز
چون پیرهن سبز ببیند به تن من
با خنده بگوید که چه زیبا شدهای باز
-فروغفرخزاد
- حامدعسکری ِعزیز -VID_20240618_113415_947.mp3
زمان:
حجم:
689.3K
- بغل چگونه اختراع شد ؟ 🫂🫀
هدایت شده از شمع نوریکا' NORICA-
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود غزل اختراع شد
در چشم های خسته مردی نگاه کرد
نزدیک ظهر بود بغل اختراع شد
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا حاله ای به دور زحل اختراع شد
حوا بلوچ بود ، ولی در خلیج فارس
رقصید و در حجاز هبل اختراع شد