از کنار حضرت عباس برادرش حسینو نگاه کنید😭😭😭
+توی این لحظه چشمام قفله گنبد بود نمیدونم چجور توصیفش کنم همینجور اشکات سر میخوره و... واقعا نمیدونم چجور بگم برات اصلا نمیشه...!¿
#روایت_اربعین
@MortazaAIi
تصور کن تو بین الحرمینی
هر قدمی برمداری جای پای حسین، ابلفضل، قاسم، علی اکبر و شهداست😭
راه برو ، چشمات از روی گنبد کنار نمیره
هی میگی نه نکنه دوباره خواب باشه 🥺
چند بار چشماتو باز و بسته میکنی
اره وقعا جلو گنبدشی 💔
جدی جدی جلو گنبدشی خواب نیست خیال نیست تو، تو بین الحرمینی😭
#روایت_اربعین
@MortazaAIi
تفتیش حرم به شدت شلوغ بود به شدتا
قشنگ له میشدیم، گاهی وقتا که اعراب هل میدادند اختیارمون از دست خودمون بیرون میرفت و اینور و اونور میرفتیم😂
بالاخره بعد از نیم ساعت از تفتیش ردمون کردن و وارد حرم اباعبدالله شدیم..!🎀
و الانه که تازه به خودم اومدم و میفهمم چقدر دلم برای اون تفتیش ها ، هل دادنا، له شدنا و اون شلوغی تنگ شده💔🥲!))))
ماراهنرینیستبهجُزنوکریِتو
تابودهچنینبودهوتاهستچنیناست . .❤️🔥
#روایت_اربعین
@MortazaAIi
یکی از بهتریننننن صحنه ها اینجاست
تا داری وارد حرم میشی گنبدش از اون بالا پیداست و یکم پایین تر ضریحش✨😭
متاسفانه قدرت تعریف حس هارو ندارم نمیتونم بگم این لحظات چطور میگذره):
یه عکس رویایی دیگه(:
#روایت_اربعین
@MortazaAIi
به دلیل شلوغی زیاد نتونستم بهتر عکس بگیرم
ولی حرم حسین هر چقدر هم دستت بلرزه یا کیفیت گوشیت پایین باشه فوق العاده زیبا میوفته🥺
نمیڪَُنجد نفس در سینہے من بس ڪه دلتنـڪَم حُسین!☘️🪐
#روایت_اربعین
@MortazaAIi
سرداب اقاا😭
بعد از اون همه دلتنگی رفتم محکم امام حسینمو بغل کردم
مثل کسی که انگار سالیان سال از پدر دوره💔!))
#روایت _اربعین
@MortazaAIi