خیال ِ دیدنت چه دلپذیر بود ؛
جوانیام در این امید پیر شد ،
نیامدی و دیر شد : )!🩶🫂'
در آخرین نامهاش به او
نوشت :
‹ و اگر بارِ دلتنگیهایم
شانههایم را خم کند،
باز هم به سویِ تو برنمیگردم🥲❤️🩹⤹›
‹ جهان را به شاعران بسپارید!
مطمئن باشید،
کلمات را بیدار می کنند ،
و در کرت ها
گل و گندم میکارند . .🌱 ›
- نه بیمارم،نه خوشحالم،نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل،گهی از هر دو بیزارم . .