Roohollah Rahimian ~ Music-Fa.ComRoohollah Rahimian - Age Mordam Chi (320).mp3
زمان:
حجم:
3M
اگه مردم چی🥺
اگه قبل اربعین چشامو بستم چی 💔🍃
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
اگه مردم چی🥺 اگه قبل اربعین چشامو بستم چی 💔🍃
با دردودل امام رضایی گوش بدین
با جاموندگی رقیه ادامه بدین
تا برسید به تنها رفیق بامعرفتمون اباعبدالله
در کودکی از پدر و مادرم آموخته ام ضامن و آهو و ضامن درماندگانی یا رضا
خیییییییییلی دوست دارم امام رضا (ع)
سفره دار و پناهگاه ما ایرانی هایی ای شمس و شموس ای ستاره هشتم 🙃
#امام_رضا_جانم
@Noraphoto80
چند وقت پیش یه داستان خونده بودم از مسخره کردن جوانان و برگه سبز دادن امام رضا به یه پیرمرد کور
بیایین براتون داستانش رو بگم:
کاروانی از روستا میرن سمت حرم امام رضا(ع)وقتی زیارتشون تموم میشه تو راه برگشت جوان ها شروع میکنند به اذیت کردن پیرمرد همراهشون که کور هم بوده
میگن که آهای پیرمرد امام رضا به ما برگه سبز داده به تو نداده
پیرمرد شروع میکنه به گریه کردن برمیگرده سمت مشهد اون جوان ها هرچی میگن که ما الکی گفتیم اما پیرمرد باورش نمیشه تو راه که میرسه یهو امام رضا میاد و بهش یه به سبز میده میگه پیرمرد تو پاهات درد میکنه خودم برات برگه سبز آوردم
خلاصه که پیرمرد برمیگرده پیش هم کاروانی ها میگه که امام رضا به من هم برگه سبز داد ....
بدونیم کجای کاریم
جای جوانان خجالت زده یا پیرمرد کور شفاعت شده 💔🥲
#امام_رضا_جانم
@Noraphoto80
شیفت خادمیم بود داشتم گلدان های حرم رو تمیز میکردم رفتم سراغ گلدان های بالای ایوون طلا داشتم باخودم دعا میکردم و نجوا وگریه که ناگهان یکی از گلدان ها افتاد و خورد تو سر یکی از افرادی که تو صف ایستاده بودن تا برسن به حرم امام رضا(ع) صدای جیغ داد یکی از زن ها رفت بالا رفتم سریع پایین دیدم ای داد و بیداد گلدان خورده تو سر یکی از خانم ها که دختر همون فردی بود که داد و بیداد میکرد باخودم گفتم یا امام رضا خودت کمکم کن
اون مادر با دخترش رفتن سمت بیمارستان امام رضا چند ساعت بعد مادر همون دختر اومد ترسیدم گفتم الان دنبال بازخواست کردن منه با ترس و خجالت رفتم جلوش دیدم که
شروع کرد از من تشکر کردن گفتم چی شده خانم گفت که آقا من دخترم لال بود از شهرستان اومده بودم پیش امام رضا که دخترم رو شفا بده وقتی که گلدان خورد تو سر دخترم، دخترم صدام زد و گفت آخ مادر
همونجا فهمیدم که امام رضا دخترم رو شفا داده
و من همانجا فروریختم و گفتم دمت گرم امام رضای گرفتارها و درماندگان💔😭
_داستان از زبان یکی از خادمان حرم امام رضا میباشد....
پ.ن=امیدوارم تحریف نکرده باشم داستان رو🥲
بازم من وشکلات های سبزولادتی💚
اون شکلات وسطی افتاده بود وسط مجلس یواش پاشدم رفتم برش داشتم دیدم همه دارن بهم نگاه میکنن رو کردم به مامانم گفتم مامان با لباسم ست بود خب سبز خیلی دوست دارم مامانم یه نگاه ریز بهم انداخت گفت میدونم خودم بزرگت کردم ولی فکر نکردی جلو بقیه زشته به خاطر یه شکلاتی اینهمه راه رفتی🥴
از همون موقع به بعد هر کی شکلات پرت میکرد دور و اطرافیان میگفتن بیا شکلات سبز تازه یکی برگشت به کناریش گفت اون شکلاتی که از جلسه خونه فلانی آورديم رو هم بده به این دختر خانم 😅
دیگه از خجالت آب شدم گفتم من فقط شکلات رنگ سبز دوست دارم🤥
خلاصه که یه جاهایی باید از علایقی که داری دست بکشی و چیزی نگی🤓
پ.ن=چرا کودک درون من غیرفعال نمیشه خدایادیگه بسه تازه دارم به روزهای بیست سالگی هم نزدیک میشم دیگه فک میکنم یکم زشته 🥲
#هیئت_محبوب_من
#سبز_طوری
@Noraphoto80
میدونید چیه؟!
من به دوری از امام رضا عادت دارم
شما چکار میکنید با دلتنگی 💔🥺
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا چشمم به حرم افتاد گفتم امام رضا خونه ات آباد 🍃❤️
#امام_رضا_خیلی_دوست_دارم