اینجا هم جلسه اختتامیه تالار وحدت بود که میون عکس گرفتن یه سری هم اینجا زدیم از مراسم بهره بردیم
#عکاسی
#جهادی
@norabano80
این هم شهادتی بر حضرت معصومه ای بودن او
ان شاءالله از امروز روزی یک پارت از نوشته از قم تا قم رو براتون میزارم
#زینب_هشت_ضلعی_ما
#ازقم_تاقم
#زینبم
#من_و_نشونه_هایم
@norabano80
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مۍگفت: شبها یك پشتۍ بگذار گوشهٔ
اتاقت... و #امام_زمان ‹عج› را دعوت کن
بگو بفرمایید امشب را اینجا استراحت کنید!
بچهها آقا میان.. مطمئن باشین آقا میان!
دو زانو بنشین جلوۍ مولات درد و دل کن
با صاحبت :)
#یاصاحبالزمان(عج)
#تاکےانتظار
#امام_زمان
اینکه راه جمکران از قم میگذرد
برای این است که همه معلم مکتب انتظار را بشناسند
باید پای درس حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) نشسته باشی
تا بتوانی جمکرانی شوی
گرچه پایان قصهٔ انتظار او وصال نبود
اما تا دنیا دنیاست او آموزگار منتظران است:)
پارت اول
از قم تا قم
*دختر پالتو سبز ذهن ما*
.اولین سفر بود سال اول دانشگاه کرونا امده بود همه جا در حول محور مجازی می گذشت شاید همین مجازی هم باعث رفاقت ما و اولین سفرمان به قم شد
.از همان اول سفر های قم برای او چیز دیگری بود انگار با هر بار قم رفتن اتفاق های جذابی برایش رخ میداد
.سال اولی که قم رفتیم (دوره شهید بیاضی زاده ) بود اورا نمی شناختم اما در ذهن من همان دختر سبز پوش جلوی اتوبوس بود
.سبز پوشیدن در حوزه ما انگار یک گفتمان شده است و سبز پوشیدن را همه دوست دارند انگار همه مان بعد مدتی ورود به این مکان مقدس سبز پوش میشویم
.گفتم حوزه دلم نمیاد توضیح ندم از زبان زینب شاید حوزه خونه دوم یا سوم بود برای همه ما همینجور است
حوزه که میگم منظورم حوزه بسیج دانشجوییِ
همون خونه دوممون که گفتم
همه ما از همون ابتدایی که پا توی حوزه گذاشتیم به نیابت سرباز امام زمان وارد شدیم به امید رشد خودمون
بگذریم
سر بحث سبز پوشیدن انگار زینب ما از همان اول سبز پوش بود
.در سفر پنج روزه ای که به قم داشتیم
بیت شعری که از وصف او در ذهنمان آمد این بود که
عشق در قلب قطاری که از قم برسد
در نمازی است که تا رکعت هشتم برسد
شاید این بیت شعر برای هیچکداممان رخ نداد اما برای او چرا
روز اول رسیدنمان به کرمان امام رضا دعوتش کرد دقیق با قطار وصف شعر بالا
استوری هایش را دوست داشتم حس قشنگی داشت
.او را نمیشناختم اما به قولی همه بچها را به خط کردم تا ببینم او که بود
در ذهن هر کداممان یک اسم از او بود
یکی گفت : زینب کاظمی
دیگری گفت :یاسی زی
اما فقط یک چیز او را یاد من انداخت
پالتوی سبز او
برای شادی روح زینب کاظمی صلوات 🌱
#زینب_هشت_ضلعی_ما
#ازقم_تاقم
@norabano80