eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
375 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
ناشناس (: +امسال اربعین میری کربلا؟؟ _نمیدونم بازم میگم تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
راستی من فردا میرم خونه سادات خوشرو چون روز آخرشه هر کدوم از شما هم تونستید بیایید و از این فرصت استفاده کنید 🥺🤍 از ساعت ۳ شب هست تا ۱٠ صبح من از ۶یا۷ میرم تا آخرش
زیارت عاشورای امشب به نیابت شهید بهشتی
ناشناس (: +خونه‌ی شهیدان مظهری صفات دهه‌ی دوم همیشه برنامه داشتن،اما امسال خبری نیست، شما یا اعضای گروه نمیدونین؟ اگه میدونین میشه بگین _والا من نمیدونم رفقا اگه کسی میدونه بگه
ناشناس (: +اخرین بار کی بود رفتین کربلا _دی ماه رفتم تقریبا هفت ماه پیش
ناشناس(: +سلام امشب کافه تو میدان کوثر دارین _نه متاسفانه
انقدر خوشحال میشم که میرم ناشناس ها رو چک کنم پر از پیامه😂
روزهایی که کربلا بودم هوا بارونی بود یه بارونی که گفتنش اصلا مثال نداره روز بعد بارون قطع شده بود و یه گوشه ای از بین الحرمین خشک شده بود خادم ها اومدن فرش ها رو گذاشتن من هاج و واج داشتم نگاه به فرش ها میکردم و میگفتم ممنونم امام حسین ممنونم که گذاشتی فرش های بین الحرمین رو هم ببینم که یکی از خادم ها فرش رو که انداخت با لبخند بهم علامت داد برم بشینم منم از خدا خواسته سریع رفتم نشستم و منتظر دوستم و آقاش بودم که بیان یکی دوتا عکس یادگاری ازشون بگیرم نمازم رو خوندم و روضه ام رو گوش دادم و هی قربون صدقه امام حسین رفتم تا اینکه یه گربه اومد روبروی من نشست من از گربه میترسم ولی نه ترسی که باعث شه بلند شم خدا شاهده از روبروی من داشت رد میشد کلا داشت به حرم امام حسین نگاه میکرد و رد میشد اومد یه قسمتی نشست که هر دو تا حرم رو ببینه این گربه یکی از قشنگ ترین خاطرات رو واسه من ساخت این خاطره رو گفتم که به این برسم که آیا امسال اندازه این گربه لیاقت دارم روی فرش های بین الحرمین بشینم یا نه...! ان شاءالله به زودی زود رزق و روزی هممون 🤍
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
همه چیز از اینجا شروع شد... سفری بعد از ده سال ؛ سفری که خود آقا گفته بود پاشو بیا با وجود تمام مشکل
من از خاطرات اربعینم خیلی توی کانال گذاشتم دوست داشتید بخونیدشون یا عکس ها رو ببینید از اینجا شروع میشه اولیت سفرم و اینکه داستان راهی شدنم رو هم نوشتم ان شاءالله به زودی زود قسمت تک تک شما من که فکر نمیکنم قسمتم بشه هرچند یه کمی امید تو دلم زنده است
ناشناس (: +ایشون اسم شون مرضیه خدائی هست دانشگاه باهنر کرمان رشته الهیات می خواندن ماشین هم پژو ، پراید ، ال نود ، ساینا ، کوییک و غیره ... هست _نمیدونم کدوم یکی از دوستامی ولی دمت گرم بابت توضیح مختصر مفید و گویات😂 خصوصا قسمت ماشین ها که همه شون درست بود و الحمدالله ماشین فعلی داخلشون نبود 😅