روزهایی که کربلا بودم هوا بارونی بود یه بارونی که گفتنش اصلا مثال نداره روز بعد بارون قطع شده بود و یه گوشه ای از بین الحرمین خشک شده بود خادم ها اومدن فرش ها رو گذاشتن من هاج و واج داشتم نگاه به فرش ها میکردم و میگفتم ممنونم امام حسین ممنونم که گذاشتی فرش های بین الحرمین رو هم ببینم که یکی از خادم ها فرش رو که انداخت با لبخند بهم علامت داد برم بشینم منم از خدا خواسته سریع رفتم نشستم و منتظر دوستم و آقاش بودم که بیان یکی دوتا عکس یادگاری ازشون بگیرم
نمازم رو خوندم و روضه ام رو گوش دادم و هی قربون صدقه امام حسین رفتم
تا اینکه یه گربه اومد روبروی من نشست من از گربه میترسم ولی نه ترسی که باعث شه بلند شم
خدا شاهده از روبروی من داشت رد میشد کلا داشت به حرم امام حسین نگاه میکرد و رد میشد اومد یه قسمتی نشست که هر دو تا حرم رو ببینه
این گربه یکی از قشنگ ترین خاطرات رو واسه من ساخت
این خاطره رو گفتم که به این برسم که آیا امسال اندازه این گربه لیاقت دارم روی فرش های بین الحرمین بشینم یا نه...!
ان شاءالله به زودی زود رزق و روزی هممون 🤍
#مصورالخضر
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
روزهایی که کربلا بودم هوا بارونی بود یه بارونی که گفتنش اصلا مثال نداره روز بعد بارون قطع شده بود و
الان یه عده میان میگن چرا خودت با گربه مقایسه کردی
خداییش این گربه گربه خوشبختیه😂😂
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
همه چیز از اینجا شروع شد... سفری بعد از ده سال ؛ سفری که خود آقا گفته بود پاشو بیا با وجود تمام مشکل
من از خاطرات اربعینم خیلی توی کانال گذاشتم دوست داشتید بخونیدشون یا عکس ها رو ببینید از اینجا شروع میشه اولیت سفرم
و اینکه داستان راهی شدنم رو هم نوشتم
ان شاءالله به زودی زود قسمت تک تک شما
من که فکر نمیکنم قسمتم بشه هرچند یه کمی امید تو دلم زنده است
ناشناس (:
+ایشون
اسم شون مرضیه خدائی هست
دانشگاه باهنر کرمان رشته الهیات می خواندن
ماشین هم پژو ، پراید ، ال نود ، ساینا ، کوییک و غیره ... هست
_نمیدونم کدوم یکی از دوستامی ولی دمت گرم بابت توضیح مختصر مفید و گویات😂
خصوصا قسمت ماشین ها که همه شون درست بود و الحمدالله ماشین فعلی داخلشون نبود 😅
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
ناشناس (: +ایشون اسم شون مرضیه خدائی هست دانشگاه باهنر کرمان رشته الهیات می خواندن ماشین هم پژو ،
بفرمایید اونایی دنبال هویتم بودید
من آدمی نیستم که دوست نداشته باشم اسمم بگم زیاد علاقه ای به گفتن مسائل شخصی ندارم
اما خب دیگه انقدر پیام اسمی تو ناشناس زیاد بود این پیام دوستم گذاشتم براتون😂
ناشناس (:
+یه سوال با کاروان کبوتران حرم با دوستات رفتی کربلا
_سلام بله
اصلا چه کبوتران حرمی بود نگم براتون😂❤️
ناشناس (:
+سلام اسم شما مرضیه هست ؟؟؟؟
اگر هست بگو با رمز بگو
اگر اسمت مرضیه هست بگو گل
اگر اسمت مرضیه نیست بگو دایره
_سلام
الان دیگه نیازی به رمز و گل و نقطه و دایره نیست
😂
عاشق این پیامِ شدم😅
ناشناس (:
+بیشتر آژانس کبوتران پر پر حرم بود 🫠
_وایییییییی آره دقیقا😂
قشنگ پرپرمون کرد😅
ناشناس (:
+نکنه ماشین فعلی ت تویوتا هایلوکسه ؟ 😅
_عه شما از کجا فهمیدید نکنه منو در حال رانندگی ماشین دیدید🤨😅
ناشناس (:
+چرا مگه چشم بود،؟
_اگه منظورتون اینه چشون بود
کاروان ما کاروان مطلوبی نبود
چون آخرای ماه آذر بود تمام بار سفر روی دوش آذربار بود😂🖐
همین کار رو سخت کرد
نمیدونم چرا با وجود اول دی، با کاروان دی بار همراه نشدیم
شانس ما 😂
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
ناشناس (: +چرا مگه چشم بود،؟ _اگه منظورتون اینه چشون بود کاروان ما کاروان مطلوبی نبود چون آخرای
این پیام رو هر کسی نمیفهمه جز همسفرامون😁
ناشناس (:
+دمت گرم عزیزم
واقعا کبوتران پرپر حرم بود
ما باهم همسفر بودیم
_قربونت❤️
من واقعااااا همه همسفرامون رو دوست داشتم و بازم حاضرم با همشون یه سفر برم به جز یه خانواده ای که معتقد بودن کاروان کاروان عالی بود چون مدیرش از آشناهاشون بود 😂🖐