eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
364.8هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
42.5هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی موانعی سر راهت هست یا مانع را بردار یا مسیر رسیدن را عوض کن. اما هرگز به آنها اجازه نده تصمیمت را برای رسیدن به مقصد تغییر بدهند...💪❤️🌱 ‌@Mosbatbash 💥
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه شوهرت همه چیز تمامه،اگر مرد خوبیه،ازش تشکر کن... ‌‌@Mosbatbash 💥
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨بخشش کنید ... اما نگذارید از شما سوء استفاده شود. ✨عشق بورزید ... اما نگذارید با قلبتان بدرفتاری شود ✨اعتماد کنید ... اما ساده و زود باور نباشید. حرف دیگران را بشنوید اما صدای خودتان را از دست ندهید. ‌‌@Mosbatbash 💥
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و شاید این جادوی زندگی باشه که همیشه اُمید به همراهش داره🌱🤍 ‌‌@Mosbatbash 💥
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓ این روزا دنبال آرامشی؟ ❓استرس و فشار روانی اذیتت میکنه؟ 👆گفتگویی با دکتر سعید عزیزی ‌‌@Mosbatbash 💥
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلید طلایی قفل های زندگیتون رو با هاش باز کنین... 🙏👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
​📜 داستان «حکایت سه برادر و میراث پدر» ​در روزگاران دور، پیرمردی دانا در روستایی زندگی می‌کرد که سه پسر داشت. پیرمرد در بستر مرگ بود و خواست که پسرانش را نصیحت کند. او گفت: «فرزندانم، من دارایی خاصی ندارم، اما به هر یک از شما یک کوزه ارث می‌دهم. در این کوزه‌ها، گنجی پنهان است، اما آن را زمانی پیدا می‌کنید که به درستی از آن‌ها استفاده کنید.» ​پس از مرگ پدر، پسر بزرگتر کوزه‌اش را شکست تا گنج را بیرون بیاورد، اما جز مقداری خاک چیزی در آن نبود. او ناامید شد و خاک‌ها را در باغچه‌اش ریخت. پسر دوم کوزه‌اش را در گوشه‌ای گذاشت و گفت: «پدر حتماً قصد شوخی داشته» و به دنبال کار خود رفت. اما پسر کوچک، کوزه را برداشت، آن را تمیز کرد و تصمیم گرفت از آن برای آب آوردن از چشمه استفاده کند. او هر روز با آن کوزه برای همسایگانِ پیر آب می‌آورد و در عوض، آن‌ها به او مقداری غذا یا پول خرد می‌دادند. ​چند سال گذشت. پسر بزرگتر فقیرتر شد، پسر دوم زندگی معمولی داشت، اما پسر کوچک به خاطر امانتداری و زحمتی که می‌کشید، ثروتمند و محترم شد. روزی پسر کوچک متوجه شد که کوزه‌اش ترک خورده است. وقتی آن را تمیز می‌کرد تا تعمیرش کند، دید در دیواره کوزه نوشته‌ای حک شده است: ​«گنج واقعی، کار و تلاش است، نه سکه‌های طلا.» ​پسر کوچک فهمید که گنج پدر، درسِ پشتکار بوده که با استفاده از کوزه به آن رسیده است. ‌‌@Mosbatbash 💥
📚 ✍ روزي ملانصرالدین به دهكده اي مي رفت، در بين راه زير درخت گردوئي به استراحت نشست و در نزديكي اش بوته كدوئي را ديد؛ ملا به فكر فرو رفت كه چگونه كدوي به اين بزرگي از بوته ی كوچكي بوجود مي آيد و گردوي به اين كوچكي از درختي به آن بزرگي؟ سرش را به آسمان بلند كرد و گفت: خداوندا! آيا بهتر نبود كه كدو را از درخت گردو خلق مي كردي و گردو را از بوته كدو؟ در اين حال، گردوئي از درخت بر سر ملا افتاد و برق از چشمهايش پريد و سرش را با دو دست گرفت و با ترس از خدا گفت: 🌺پروردگارا! توبه كردم كه بعد از اين در كار الهي دخالت كنم؛ زير ا هر چه را خلق كرده اي،حكمتي دارد و اگر جاي گردو با كدو عوض شده بود، من الآن زنده نبودم! 🌹هیچ کار خدا بی حکمت نیست🌹 ‌‌@Mosbatbash 💥
291.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕چـه شب زيبـایـی ✨خـواهد بـود 💕وقتی بـرای دوستان ✨و عـزیـزانمـان آرامـش 💕و ســلامـتی بخـواهيم ✨بـا آرزوی شبـی زیبـا 💕 بـرای شمـا عـزیـزان ✨شبتون گرم از نگاه خدا ‌‌@Mosbatbash 💥