عنوان داستان: پاداش محبت
جنايتكاری كه آدم كشته بود، در حال فرار با لباس ژنده خسته به دهكده رسيد.
چند روزچيزى نخورده بود وگرسنه بود.جلوى مغازه ميوه فروشى ايستاد و به سيب هاى بزرگ و تازه خيره شد، اما پولى براى خريد نداشت. دودل بود كه سيب را به زور از ميوه فروش بگيرد يا آن را گدايى كند. توى جيبش چاقو را لمس مى كرد که سيبى را جلوى چشمش ديد چاقو را رها كرد... سيب را از دست مرد ميوه فروش گرفت. ميوه فروش گفت: بخور نوش جانت، پول نمى خواهم.
روزها، آدمكش فرارى جلوى دكه ميوه فروشى ظاهر میشد. وبى آنكه كلمه اى ادا كند، صاحب دكه فوراً چند سيب در دست او میگذاشت.یک شب، صاحب دكه وقتى كه مى خواست بساط خود را جمع كند، صفحه اوّل روزنامه به چشمش خورد.عكس توى روزنامه را شناخت.زير عكس نوشته بود: قاتل فرارى و جايزه تعيين شده بود.
ميوه فروش شماره پليس را گرفت... موقعی که پليس او را مى برد،به ميوه فروش گفت : آن روزنامه را من جلو دكه تو گذاشتم.ديگر از فرار خسته شدم.هنگامى كه داشتم براى پايان دادن به زندگى ام تصميم مى گرفتم به یاد مهربانی تو افتادم.
بگذار جايزه پيدا كردن من، جبران زحمات تو باشد
@Mosbatbash 💥
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨تیزرتصویری
🎙مصطفی ابراهیمی
🎻دنیای آدما
🌸🍃
وقتی همه چیز خوب و خوشه زندگی کردن هنر نیس!
وقتی شرایط مخالف توعه و همچنان میدونی باید چیکار کنی و پرانرژی و امیدوار ادامه میدی ....😍
اون موقع زندگی کردن هنره 🌱
@Mosbatbash 💥
973K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او خدا؎
غیر ممکنهاست
بسپر به خودش
رات میندازه 🌱
@Mosbatbash 💥
داستان_آموزنده
#خیلی_زیباست👌
✨محله ما يک رفتگر دارد.
صبح که با ماشين از درب خانه خارج ميشوم
سلامي گرم ميکند و من هم از ماشين پياده ميشوم
و دستي محترمانه به او ميدهم؛
حال و احوال را ميپرسد و مشغول کارش ميشود.
✨همسايهي طبقهي زيرين ما نيز دکتر جرّاح است.
گاهي اوقات که درون آسانسور ميبينمش
سلامي ميکنم و او فقط سرش را تکان ميدهد
و درب آسانسور باز نشده براي بيرون رفتن خيز ميکند...
✨به شخصه اگر روزي براي زنده ماندن نيازمند اين دکتر شوم،
جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، به شدّت لذّتبخشتر از طبابت آن دکتر براي ادامهي حياتم است.!!
تحصيلات مطلقاً هيچ ربطي به شعور افراد ندارد.
@Mosbatbash 💥
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣سه وجه مهم انتخاب رشته ی تحصیلی
#دکتر_سعید_عزیزی
@Mosbatbash 💥
🍀🍓
اگر میدانستید که
افکارتان چقدر قدرتمند هستند
و در خلق رویدادهای زندگیتان
چه نقشی دارند
حتی برای یک لحظه ی دیگر هم
#منفی فکر نمیکردید...
@Mosbatbash 💥
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این دنیا دو چیز بهترینند...❤️
هر دو را برایتان آرزو میکنم...🕊 🤲
@Mosbatbash 💥
#همسرداری
دعوا نمک زندگیه .....
اما یاد بگیر حرمت طرفتو تو دعوا حفظ کنی ....
حرفتو بزن داد بزن گریه کن قهر کن
اما توهین و ناسزا نه‼️
حرف از طلاق و اینا نزن‼️
بعدها شوهرت هم ازت یاد میگیره
👌خیلی از کارا رو ما به شوهرامون یاد میدیم
@Mosbatbash 💥
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه پسر داری، مخصوصا از نوع دهه هشتاد...
حتما حتما این ویدیو رو چند بار ببین و بهش عمل کن ❤️👌
@Mosbatbash 💥
🌸🍃🌸🍃
عجیب ترین معلم دنیا بود، امتحاناتش عجیب تر...
امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس، درخانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...
نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید، امتحان که تمام شد، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت...
چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
@Mosbatbash 💥