♥️♥️♥️
4راهكار درمان افسردگی در چند دقیقه:
1- هرروز آهنگ شاد گوش کن
2- هرروز پنج صفحه کتاب بخون
3-ورزش کن
4-پیچ ها و کانال های وایب مثبت دنبال کن☺️
پيشنهاد من براى كانالى كه پستاش حالتو خوب كنه و يك ثانيه ام كه شده بخندى اينجاس:👇
https://eitaa.com/joinchat/2976448846C1ca2b37532
♥️🙏👆👆
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمی تونم نه بگم....
@Mosbatbash 💥
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"هر چیزی وقتی قشنگه که وقتشه... نذار لحظهها از دستت برن!
@Mosbatbash 💥
26.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ حاضری چیو فدا کنی؟
داستان آونگ زندگی، فقط یک مثال انگیزشی نیست؛
یک واقعیتِ تلخ و عمیقه:
هیچ موفقیتی بدون هزینه بهدست نمیاد…
⚠️ اما مشکل خیلی از ما این نیست که هدف نداریم...
مشکل اینه که بهای هدفهامون رو نمیشناسیم.
-
ما معمولاً فقط لیستِ آرزوها را مینویسیم:
- پول بیشتر
- آرامش بیشتر
- جایگاه بالاتر
- آزادی بیشتر
اما کمتر کسی برای خودش لیستِ بها مینویسه ! 🙂
@Mosbatbash 💥
هر زنی قصه ای دارد..
زنانه بخوانید و گوش دهید.
چندین دکتر روانشناس این کانال را تایید کرده اند.
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
#پیشنهاد_فوق_العاده_ویـــــــــــــژه
🍃 اگر مدام افسرده ای
و مدام خاطرات گذشته رو مرور میکنی
بیا عضو جمع ما باش !!!
فقط کافیه 10دقیقه وقت بزاری
متن هایی که از جناب دکتر عزیزی میذاره
حرف دل خیلی از ماهاست! 👇
https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
☪ جملات ناب و آرامشبخش👆👆
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزتون پر از حال خوب و اتفاقات قشنگ... 💕
سلام صبحتون بخیر😍
@Mosbatbash 💥
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست برای عزیزِ شهریور ماهیِ زندگیت😍♥️✨
@Mosbatbash 💥
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قاعده سیگار کشیدن...👌
@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_23
لیندا باکس لباسش رو تحویل گرفت و با اخم های درهم، شاکی گفت
_ کجا غیبت میزنه یهو؟ سه ساعت تو پرو منتظرت بودم
_ داشتم لباسای مغازه ی بغلی رو دید میزدم!
با خوشحالی دستاشو به هم کوبید
_ از چیزی خوشت اومده؟ همین حالا بریم بخریم
_ نه بابا من که چیزی نمیخوام.
همینم مونده بود یه بار دیگه با باربد رو به رو بشم!
لیندا سری تکون داد
_ پس زودتر بریم خونه باید توی عروسی فرناز ، زن داداشش بدرخشه!
شکلکی براش درآوردم
_ کمتر برای خودت نوشابه باز کن خواهر من!
تا رسیدیم خونه از هر دری با هم حرف زدیم .
جلوی در با دیدن کفشای زنونه ناآشنا حدس زدم عمه باید اومده باشه.
رو به لیندا غر زدم
_ اینو کجای دلم بذارم؟
لیندا هم بی حوصله نالید
_ ای خدا دوباره میخواد شروع به نقد و تحلیل کنه و به تایم دستشویی رفتنمونم گیر بده
پوفی کشیدم
_ واسه همینه که هیچ وقت عمه صداش نزدم و برام فقط اسمش سودابه بوده و هست!
_ حالا بریم داخل سعی کنیم بهش محل ندیم تا دهنش رو باز نکنه
با اکراه داخل رفتیم.
حدسمون درست بود و سودابه اومده بود خونمون!
به محض دیدنمون فوری دهنش باز شد
_ به به دخترای گل. کجا بودین این وقت روز؟
سرمو به طرف دیوار چرخوندم و با کف دست محکم به پیشونیم زدم و زیر گوش لیندا غریدم
_ باز این سوالای بی پایانش شروع شد
من که خودمو به نشنیدن زدم و یکراست به طرف اتاق رفتم اما لیندا جواب داد
_ خرید بودیم. عروسی خواهر فرهوده
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262