eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
360.9هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
43.9هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای همیشه نیلگون ای خلیج فارس نامی نامت همواره جاودان است. ‌‌@Mosbatbash 💥
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بترس از روزی که دل پدر و مادر رو بشکنی....❤️‍🩹 ‌‌@Mosbatbash 💥
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😋🍩🧁 📎مواد لازم : شیر ۵ ق غ تخم مرغ ۱ عدد پودر کاکائو ٢ ق غ بیکینگ پودر ١ ق چ روغن ٣ ق غ شکر ۴ ق غ آرد ۴ ق غ ‌‌@Mosbatbash 💥
عنوان داستان: پاداش محبت جنايتكاری كه آدم كشته بود، در حال فرار با لباس ژنده خسته به دهكده رسيد. چند روزچيزى نخورده بود وگرسنه بود.جلوى مغازه ميوه فروشى ايستاد و به سيب هاى بزرگ و تازه خيره شد، اما پولى براى خريد نداشت. دودل بود كه سيب را به زور از ميوه فروش بگيرد يا آن را گدايى كند. توى جيبش چاقو را لمس مى كرد که سيبى را جلوى چشمش ديد چاقو را رها كرد... سيب را از دست مرد ميوه فروش گرفت. ميوه فروش گفت: بخور نوش جانت، پول نمى خواهم. روزها، آدمكش فرارى جلوى دكه ميوه فروشى ظاهر میشد. وبى آنكه كلمه اى ادا كند، صاحب دكه فوراً چند سيب در دست او میگذاشت.یک شب، صاحب دكه وقتى كه مى خواست بساط خود را جمع كند، صفحه اوّل روزنامه به چشمش خورد.عكس توى روزنامه را شناخت.زير عكس نوشته بود: قاتل فرارى و جايزه تعيين شده بود. ميوه فروش شماره پليس را گرفت... موقعی که پليس او را مى برد،به ميوه فروش گفت : آن روزنامه را من جلو دكه تو گذاشتم.ديگر از فرار خسته شدم.هنگامى كه داشتم براى پايان دادن به زندگى ام تصميم مى گرفتم به یاد مهربانی تو افتادم. بگذار جايزه پيدا كردن من، جبران زحمات تو باشد ‌‌@Mosbatbash 💥
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨تیزرتصویری 🎙مصطفی ابراهیمی 🎻دنیای آدما
🌸🍃 وقتی همه چیز خوب و خوشه زندگی کردن هنر نیس! وقتی شرایط مخالف توعه و همچنان میدونی باید چیکار کنی و پرانرژی و امیدوار ادامه میدی ....😍 اون موقع زندگی کردن هنره 🌱 ‌‌@Mosbatbash 💥
973K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او‌‌ خدا؎ غیر‌ ممکن‌هاست بسپر به‌ خودش رات‌ میندازه 🌱 ‌‌@Mosbatbash 💥
داستان_آموزنده 👌 ✨محله ما يک رفتگر دارد. صبح که با ماشين از درب خانه خارج مي‌شوم سلامي گرم مي‌کند و من هم از ماشين پياده مي‌شوم و دستي محترمانه به او مي‌دهم؛ حال و احوال را مي‌پرسد و مشغول کارش مي‌شود. ✨همسايه‌ي طبقه‌ي زيرين ما نيز دکتر جرّاح است. گاهي اوقات که درون آسانسور مي‌بينمش سلامي مي‌کنم و او فقط سرش را تکان مي‌دهد و درب آسانسور باز نشده براي بيرون رفتن خيز مي‌کند... ✨به شخصه اگر روزي براي زنده ماندن نيازمند اين دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، به شدّت لذّت‌بخش‌تر از طبابت آن دکتر براي ادامه‌ي حياتم است.!! تحصيلات مطلقاً هيچ ربطي به شعور افراد ندارد. ‌‌@Mosbatbash 💥