eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
366.7هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
41.2هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوهرِ مامانی! 🎙 صحبت‌های دکتر سعید عزیزی ‌ ‌‌@Mosbatbash 💥
36.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر سر مسائل کوچیک و بی ارزش طلاق بگیرید ، نمیتونید در ازدواج بعدی هم موفق باشید...👌 ‌‌‌@Mosbatbash 💥
25.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای گوشات ارزش قائل شو بریم یه موزیک توپ گوش کنیم 😉🌸 ‌‌@Mosbatbash 💥
996.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل بسپار به خدایی ڪه....؛ ‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 💚 ‌‌@Mosbatbash 💥
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸ســلااااااام 🍃صبح قشنـگتووون بخیر 🌸دوشنبه تون پر از انرژی مثبت😍 ‌‌@Mosbatbash 💥
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تعهد به معنی کنار هم ماندن دو طرف است در خوبی، بدی، سختی و راحتی♥️ ‌‌@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_29 شنیدنِ صدای آشنای یه مرد درست زیر گوشم باعث شد هراس کنم و آبی که توی دهنم بود و راه مری رو در پیش گرفته بود تغییر مسیر داد و از طریق نای پایین بره! به شدت به سرفه افتادم و خودمو عقب کشیدم به سختی تونستم سرفه هامو تند تند بیرون بفرستم تا آروم بشم وقتی قطع شد با همون صدای خش داری که سعی میکردم بالا نره و همون لحن طلبکاری که همیشه داشتم جواب دادم _ اولا که به یه مرد غریبه هیچ ربطی نداره که من چه جوری رفتار میکنم! دست به سینه به حرکات عصبی من خیره شده بود. برخلاف من اون به شدت ریلکس بود و همین وادارم میکرد براش توضیح بدم _خودتو بذار جای من یکی بیاد ناگهانی دستتو بگیره و ببرتت وسط پیست و بچسبوندت به خودش، بدون اینکه فرصت عکس العمل داشته باشی مقصر تویی یا اون؟! پوزخندی زدم و ابرومو بالا انداختم _ حالا تو به من بدهکار شدی چون زود قضاوت کردی! نچ نچی کردم _ قضاوت زود کار درستی نیست باربد خان! حق به جانب جوابمو داد _ حتی اگه من زود قضاوت کرده باشم دختر با ابهتی مثل تو نباید اجازه بده کسی بهش نزدیک بشه اخم کردم _ سینا پسرعمه ی منه و به خاطر همین کسی چیزی بهش نمیگه و اونم پررو میشه! رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_30 نگاه نافذش رو به صورتم انداخت _ به هرحال وقتی حرفی میزنی پاش بمون و ثابت کن دختر خوبی هستی! صورتم از عصبانیت گُر گرفته بود. عصبی و بهت زده گفتم _ اصلا به تو چه ربطی داره که من چه جوری رفتار میکنم و چه دختری هستم؟ تا اینجا هم زیادی پیش رفتی لطفا دیگه مزاحم من نشو! لبخند کجی نشست روی لبش و اشاره ای به لباسم کرد _ ولی حالا اگه نخوای هم با پوشیدنِ این لباس خودتو به من گره زدی! چند قدم عقب رفتم اصلا متوجه منظورش نشدم . اگه میدونستم اونم توی این عروسی میاد به هیچ عنوان اون مانتو رو نمیپوشیدم این مرد کی بود که به راحتی به خودش اجازه میداد به من نزدیک بشه و چنین حرفایی بزنه؟ به خودم لعنت فرستادم که چرا مانتو رو ازش گرفتم با اومدنِ عروس و داماد، باربد ازم فاصله گرفت اما هنوزم تو شوک حرفاش بودم عروس و داماد توی جایگاهشون قرار گرفتن. فرناز که خودش خوشگل بود و با آرایشگاه هم تغییر خاصی نکرده بود. لیندا حسابی سرش شلوغ بود و وقت نمیکرد بیاد پیش من. جلو رفتم و بهشون تبریک گفتم. دوباره آهنگ جدیدی پخش شد و یه عده رفتن وسط. رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262