Nowhere,
محبوبِ من ! مثل شادی نباش . . که میگذرد . . و پنهان میشود ؛ مثل غم باش و با من بمان . پناهنده
من حرف دلم را
به زبان كه نه ؛
مي ريزم داخل چشمهايم . .
با پلك زدنم . .
تمام خواستنم را بخوان !
پناهنده_ متلاطم
هدایت شده از |خود متلاطم اورجینال|
شبی که گذشت ،شب سنگینی بود !
حداقل برای من ..
میونه این سیاهی هایی که فریاد میزدن
صبرو خطا دست به دست هم دادن که تورو ازیاد ببرم
حداقل به خاطر تو ..
اما زور رفاقت بیشتراز این حرفاست
دنیا جایِ بدی نبود،ما بد اقبال بودیم..!
در بدترین نقطه از جهان
و بدترین برهه از زمان؛متولد شدیم ...
ما تاوانِ گناهی را پس دادیم ؛
که در آن هیچ نقشی نداشتیم ...
ما فقط آمده بودیم بِکِشیم؛ما برایِ بُردن نیامده بودیم!
دیگران لذتش را بردند؛
و ما عذابش را کشیدیم ...
تا زبان به شکایت باز کردیم ؛
ما را از جهنم ترساندند ...
واقعا نمی فهمم ؛
بالاتر از اینهمه سیاهی
مگر رنگِ دیگری هم هست ؟!
هدایت شده از ایده و ترفند خانوم خونه👸🏘
- 𝐄𝐡𝐚𝐦 -InShot_20230524_000748356.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
ـــــــــ ـ اون حفرھ یِ خالیِ قلبم . .
- رادیوسالمندِدرون -
یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری، دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی؛
یه جور رهایی و بی احساسی کامل، از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی، به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری.
مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی!