رفقا چندنفری یادآوری کرده بودن خرده روایت جدید رو...
انشاالله به زودی مینویسم،چون ما افتادیم بخش پشتیبانی خیلی کار سنگینه و وقت استراحت جنازه ایم دیشب که نشد بنویسم
خستم+بدنم درد میکنه+اجازه خروج از اسکانو ندارم+خوابمم نمیبره😂
نتیجه:فقط خوندن چندتا شعر قشنگ یکم کمک میکنه❤️
میزارم تو کانال شماهم بخونید حالتون خوب شه🌱
بوران شده بود و سخن آتش بود
آغوش تو مهد کهن آتش بود
با چشم تو ای دوست، نگهداری دل
در دست نگه داشتن آتش بود
میلاد عرفان پور
در سوگ بهار خود کسی گریه نکرد
بر آخر کار خود کسی گریه نکرد
جز سنگتراش پیر این آبادی
بر سنگ مزار خود کسی گریه نکرد
میلاد عرفان پور
مُتِرَصِّد | graphic
در سوگ بهار خود کسی گریه نکرد بر آخر کار خود کسی گریه نکرد جز سنگتراش پیر این آبادی بر سنگ مزار خو
من چقدر آقای عرفان پور رو دوست دارم
در کنار آقای سیار،فاضل،حافظ،استاد بهمنی و...
رباعی اولی که فرستادم عالی بود❤️
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست
من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم
همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
در زمین هستی وآن سوتر از افلاک تویی
علت خلق زمین ای پدر خاک تویی
کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت، سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید
واژه ها روی ابابیل لبت سجیل است
دام بگذار که گنجشک تو جبرائیل است
نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-
زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی
در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفِرّوا؟» می زد
بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار
بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.
حمیدرضا برقعی
مُتِرَصِّد | graphic
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نی
کهکشان ها نخی از وصله نعلین علی ست...💔🌱