eitaa logo
قَدرِغِیرِمُطلَق؛
1.5هزار دنبال‌کننده
59 عکس
19 ویدیو
0 فایل
معلّق بین هر آن‌چه که باید و نباید. * ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
فردا روز عزیزیه. تولد آقاست. به نظرم امسال تولد آقا از همه‌ی سال‌های قبل، مبارک‌تره.
هر چی تو بخوای، هر چی تو بگی؛ این بار، بیش‌تر و مهم‌تر از همیشه. برای همیشه.
هم غم پیش تو غم‌تره، هم خوشالی پیش تو خوشالی‌تره. حتی اگه زمین به آسمون بره و آسمون به زمین بیاد، حتی اگه بمب بخوره بیخ گوشم، حتی اگه دنیا بیفتن به جون هم، حتی اگه داغ ببینیم، حتی اگه ترس و لرز و غم و غصه باشه، حتی اگه جنگ باشه، حتی اگه عالم و آدم بگن نه، بازم میام پیش خودت. چون همیشه می‌دونم که تویی که مراقبمی و تویی که می‌مونی. پس بازم و بازم و بازم، مهم تویی و همه لحظه‌های مهم، کنار تو قشنگ‌تره‌. کنار تو، درست‌تره. که عادتکم‌الاحسان، و سجیّتکم الکرم. و بازم، هم غم پیش تو غم‌تره، هم خوشالی پیش تو خوشالی‌تره.
هدایت شده از Komiter
رختِ عزامو تا همین امروز در نیاورده بودم، نمی‌خواستم در بیارم، نمی‌تونستم در بیارم، من پدرم رو از دست دادم، همه کسم رو از دست دادم، من کسی رو از دست دادم که عاشقانه دوستش داشتم. در نیاوردم این رخت عزای عزیز رو تا همین امروز و همین لحظاتی که دارم این پیام رو می‌نویسم، به وقت حوالی ساعت ۱۹، ۲۹ فروردین ۱۴۰۵. و امروز؟ چه روزی عزیز‌تر از امروز که بخوام رخت عزا در بیارم از تنم، روز تولد شما آقاجان، روز مبارکی که شما به این دنیا اومدی. همیشه دلم می‌خواست این اتفاق تو زندگیم ولادت امام‌رضا باشه، اما الان خیلی خوشحالم که تو روزی که ثبت شده به نام شما داره این اتفاق می‌افته، من امروز رخت عزامو درآوردم و به امر و اجازه‌ی پسرتون رخت دامادی پوشیدم و روز ولادت شما دارم دونفر می‌شم، خوشحالم که این روز، خوشحالم که شمارو دوست دارم و داریم. خوشحالم که اینجا، عزیزترین مکان در دنیا برای من، حرم امام‌رضا در این روز عزیز مبارک، شب ولادت خانم حضرت معصومه و شام ولادت شما کنار کسی که دوستش دارم با حضور بخشی از دوستان عزیزم. و حالا از امشب من یک نفر نیستم، من دیگه من نیستم، ما شدم، دو شدم و حالا دیگه من سربازت نیستم، ما سربازتیم. کف حرم امام‌رضا با افتخار عکس شما و پسرتون رو دست گرفتیم و سینه سپر کردیم و با افتخار قدم زدیم که شما آقای مایی. خوشحالم که امروز و امشب و اینجا و ناراحتم که شما نیستید. خوشحالم که از شما یه قرآن جیبی یادگاری دارم، خوشحالم که سر سفره‌ی عقدمون پرچم ایران بود و خوشحالم که ایرانی‌ام، امام‌رضایی‌ام. این شادیِ ما آغشته به غم و حماسه‌ست و امیدوارم به دعای شما عاقبت خوبی در انتظارمون باشه. . . . و اما تو، با تو خلاصه حرف می‌زنم چون کلمه‌ها خرابش می‌کنن، من نیمه‌ی تاریک ماه بودم که تو دوسش داشتی و تو نیمه‌ی روشن. تو نور بودی و تابیدی به تاریکیِ من، روشنم کردی، به زندگیم رنگ دادی، نور دادی. حالا تویی و این پسرِ خسته‌ای که امیدواره بتونه بخندونتت و خوشحالت کنه و دلتو گرم کنه. ممنونم که اومدی ممنونم که تو ممنونم که ما. @motlaghat ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ / روزی که ما شدیم / روز تولد قهرمانی که ما او را درک کردیم...
من خوش‌بخت شدم. با تو.
هدایت شده از Komiter
و اما امشب، شب عجیبی بود، با عکس آقای شهید و پسرشون زدیم به دل خیابون، باور قلبیم این بود که این درست‌ترین کار بود برای امشب، که شادیمون رو ببریم کف خیابون و تقسیم کنیم با همه که حتی وسط مهم‌ترین اتفاق زندگیت هم نباید خیابون فراموش بشه. و مردم؟ واقعا شگفت‌زده‌مون کردن، کف خیابون برامون کِل کشیدن، دست زدن، بوق عروسی زدن، شعار دادن برامون، پشت میکروفون ازمون تشکر کردن و واقعا الله اکبر از این مردم قشنگ و با حال.
رهبری در پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ فرمودند: 💍 عزاداری شهیدان مانع ازدواج نوعروسان و نودامادها نشود. 📲کانال طرفداران خامنه ای جوان 👇 🇮🇷@khameneimojtabaa .
۲۹ فروردین، که تولد امام ِ شهید و بود و شب عید، تو حرم امام‌رضا، کادوی روز دخترمو بهم داد و حلقه رو انداخت تو دستم و چنین عروسی بودم. @komiter
هی یادم میفته هی خنده‌م می‌گیره.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرمو انداختم پایین و دیدم دسته‌گل به دست دارم صحن به صحن و قدم به قدم می‌چرخم تو خونه‌‌ی تو. پاشنه‌ی در خونمون که انقد چرخید و چرخید تا این‌که بالأخره از دست یه بنده خدایی از جا کنده شد و خدا فرمون زندگیمو بازم و بازم چرخوند به سمت اذن و نشونه‌های خودت و تقویم بازم و بازم چرخید به مناسب‌ترین مناسبت که ایام تولد خودت و خواهرته و گردالی ِ جی‌پی‌اس دنیا و آخرتم چرخید به لوکیشن همیشگی کانکت شد و حرم ِ تو، شد مبدأ چرخ گردون و دور گردون من. دورت گشتم و می‌گردم. با هر شکل و شمایل و شرط و شرایط و حال و احوالی. زندگی‌مو چرخوندی به احسن الحال. حال و محوّل و گل و گلاب و چرخ و چرّاخ و گرد و گرّاد و خنده و خنّاد و عروس و داماد، دست خودت، به پناه خودت، به امید خودت. ۲۹ فروردین ۱۴۰۵.
+ مسجد نجاتم داد. خیابون مسجد داشت و مسجد نجاتم داد. اگه شهر، مسجد نداشت چی کار می‌کردم؟ ظهر که مونده بودم چه کنم بین خیابون، رسیدم به یه مسجد و سجده کردم به خدا و باز، شب که کم‌خدا شده بودم و صدای اذان به داد گوشم رسید و نور چراغونی مسجد، به فریاد چشمم، و بازم مسجد و بازم سجده. قربونت برم مسجد. قربونت برم خدا. ممنون که تازگیا سر راهم مسجد می‌کاری خدا. برام خونه‌ی خیابونی ساختی خدا.
هدایت شده از - در آغوش درخت -
سلام بچه‌ها من و دوستام و بچه های کانال آقای امام رضا هر سال ولادت امام‌رضا سعی می‌کردیم یک کار متفاوت توی مشهد انجام بدیم. امسال هم قصد داریم یک سری گلدون جالب و پاکت و مگنت و کوکی و مثل همیشه سالاد ماکارانی درست کنیم و تو سطح شهر توزیع کنیم. ازیرا به کمک های جالبتون نیازمندیم.🌿 6219861941710872 شاهبیکی