نه میتونم ببخشمت
نه میتونم باهات قهر باشم
نه میتونم بیام بغلت کنم انگار که هیچی نشده
مُتَرادِف !
خب از امشب این چالشه رو هم بریم ببینیم دنیامون دست کیه ...
روز بیست و هفتم :
مدرسه
بچه ها و خندیدنامون :)
سریالم
مثلا برگردیم تابستون
توی ساحل بخوابیم ستاره هارو نگاه کنیم و در عین حال صدای موج دریا بیاد
خدایا نمیشه دوباره این نعمتت رو بهم بدیش ؟
واقعا نیاز دارم :)
هدایت شده از Targhove|ترقـــــوھ
نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟!
نوشتم: از جنگ ها برگشته ام با زخم ها و موی سپید، و یاد گرفته ام صبور باشم و به تماشا قانع!
مُتَرادِف !
خب از امشب این چالشه رو هم بریم ببینیم دنیامون دست کیه ...
روز بیست و هشتم :
هیچی :)