گفت آری که دگر یاد تو در ذهن نگنجد
عشق در غنچه ی خامی جوان هیچ نیرزد
آنهمه ثانیه ها را من به جز پوچ نخواندم
گرد احساس تو را از دل خود باز تکاندم
شعر گفتم همین الان بیایید بخونید و جاج نکنید🤣🤣
دارم برای اینکه روانشناسی نخونم هرکاری میکنم
موهوم
شعر گفتم همین الان بیایید بخونید و جاج نکنید🤣🤣 دارم برای اینکه روانشناسی نخونم هرکاری میکنم
دوسش داشته باشید و چون رندومه بیایید بهم حق بدید
خاموش شد این شمع امید
شب شد، خبری هم نرسید
بی یاد تو، مرگم نرسید
بیهوده شد این صبر محال
نه نامه، نه پیغام نه یار
نه سایه ای از لمس حضور
دل خسته تر از هرچه خیال
در حسرت یک لحظه وصال
خون شد جگرم هم، نرسید
خم شد کمرم هم ، نرسید
من ماندم و این خلوت راه
پژمردم و مرگم نرسید
_شنبلیله😔