💠 تراکت های « ویژگیهای شخصیتی امام شهید »
📍 تهیه کننده : محمد صولتی
🌷 کانال معاون پرورشی | @mplib
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغت نمیشه باورم...
ای رهبرم، ای رهبرم
🌷 کانال معاون پرورشی | @mplib
995.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر نامردن...
چقدر خندیدن...
شب جمعه شب زیارتی ارباب
نوه رهبر انقلاب
🌷 کانال معاون پرورشی | @mplib
هدایت شده از کانال فروشگاه معاون پرورشی
💠 بنر لایه باز استندی شهادت رهبر معظم انقلاب ، شهید امام خامنه ای (ره) ( رایگان )
🔰 اندازه بنر : 200 * 90
🔸 در دو قالب psd و jpg
🔻 حجم فایل : 34 مگابایت
🔺 قیمت : رایگان
🌐 مشاهده و دانلود رایگان از فروشگاه محصولات معاون پرورشی :
https://mplibshop.ir/product/banner-standi-shahadat-emam-khameni/
🌷 فروشگاه محصولات معاون پرورشی | @mplibshop
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨آموزش قرآن کودکانه✨
🌻انیمیشن سورهی انشراح
💎 سُرودستان دوست خوب کودکان
🔻برای دیدن سورههای دیگر،عضو شوید🔻
https://eitaa.com/joinchat/1923153921C4fc44de1cf
سُرودستاندوستخوبکودکان@quran_for_kids-094_Ash-Sharh.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
✨ سورهی انشراح (صوتی) ✨
🪴آموزش قرآن کودکانه🪴
💎سُرودستان دوست خوب کودکان
🔸برای دیدن سورههای دیگر،
🔻عضو شوید🔻
https://eitaa.com/joinchat/1923153921C4fc44de1cf
🧣 داستانِ «دهباشی زینب»؛ شیرزنی که بازار تبریز را لرزاند! ✊🇮🇷
یکی بود یکی نبود. در محلههای قدیمی شهرِ قهرمانپرورِ تبریز، در روزگاری که سایهی استعمارِ انگلیس بر اقتصاد ایران سنگینی میکرد، زنی شجاع زندگی میکرد که تاریخ هرگز نامش را فراموش نخواهد کرد: زینب پاشا.
۱. وقتی فقر به خانه آمد و غیرت به جوش آمد: 🏚️💔
در آن زمان، پادشاهان قاجار امتیازات زیادی به بیگانگان (مخصوصاً انگلیسیها) داده بودند. یکی از این امتیازات، «تنباکو» بود. انگلیسیها تمام بازار را در دست گرفتند و زندگی برای کشاورزان و کاسبانِ ایرانی سخت و تلخ شد. مردانِ بازار میترسیدند اعتراض کنند، اما زینب که رنجِ مردم را میدید، نمیتوانست ساکت بماند.
۲. راهکارِ زینب: تشکیل ارتشِ زنانِ شجاع! 🧕
زینب پاشا در شرایطی بود که همه ناامید بودند. او به جای غصه خوردن، یک «جعبه ابزارِ راهکار» برای خودش ساخت که امروز هم به کار ما میآید:
۱. راهکارِ «گروه پاشا» (تیمسازی): 🤝
زینب فهمید که یک دست صدا ندارد. او ننشست تا بقیه سراغش بیایند؛ خودش رفت و با بقیه صحبت کرد. او به بچهها یاد میدهد: «اگر مشکلی بزرگ است، به تنهایی با آن نجنگ؛ دوستانِ همفکرت را پیدا کن و یک تیمِ قوی بساز.»
۲. راهکارِ «تغییرِ بازی» (خلاقیت): 🎭
دشمن انتظار داشت مردان با شمشیر بیایند، اما زینب بازی را عوض کرد. او با گروهی از زنان آمد که کسی فکرش را نمیکرد بتوانند جلوی ارتش بایستند. او به ما یاد میدهد: «وقتی دشمن یا مشکل انتظار دارد تو عقبنشینی کنی، با یک روشِ جدید و غیرمنتظره وارد شو!»
۳. راهکارِ «اولین قدمِ شجاعانه» (شکستنِ ابهتِ ترس): 🛡️
همه از مأموران میترسیدند. زینب اولین کسی بود که جلو رفت و فریاد زد. او فهمید که ترس مثل یک بادکنک است؛ اگر یک سوزن به آن بزنی، میترکد. او به بچهها یاد میدهد: «گاهی فقط کافی است اولین نفر باشی که با اعتمادبهنفس "نه" میگوید، تا بقیه هم جرئت پیدا کنند.»
۴. راهکارِ «هدفگیریِ دقیق» (تمرکز بر ریشه): 🎯
زینب وقتش را با دعواهای کوچک تلف نکرد؛ او مستقیم رفت سراغ بستنِ بازار تا به اقتصادِ انگلیس ضربه بزند. او به ما یاد میدهد: «در مشکلات، به جای عصبانی شدن، ببین ریشهی مشکل کجاست و دقیقاً همانجا را هدف بگیر.»
۳. حماسهی بازار تبریز؛ چطور خارجیها زمینگیر شدند؟ 🏛️🚫
یک روز، وقتی مأمورانِ دولتی و انگلیسی میخواستند بازار تبریز را به زور باز نگه دارند تا سودشان را ببرند، ناگهان طوفانی به پا شد:
🔹 زینب و یارانش به بازار ریختند: آنها با چوب و سنگ، اما مهمتر از آن با «فریادِ حقخواهی»، تمام مغازهها را بستند.
🔹 او ترس را شکست: وقتی سربازان خواستند شلیک کنند، زینب جلو رفت و گفت: «ما برای نان و شرفمان آمدهایم، نه برای جنگ؛ اما اگر کسی به راهِ ما سد شود، عقب نمینشینیم!»
🔹 پیروزیِ اراده: با این حرکت شجاعانه، ابهتِ مأموران در هم شکست. بازار تبریز تا لغو کامل امتیازِ انگلیسیها بسته ماند. این اولین باری بود که ارادهی زینب پاشا که مردم به او «دهباشی» (فرمانده) میگفتند، به ما یاد داد که برای تغییر دادن دنیا، لازم نیست حتماً مقام یا ثروت داشته باشی؛ کافی است «شجاعتِ اعتراض» و «توانِ متحد کردنِ دیگران» را داشته باشی. او نشان داد که زنِ ایرانی، در صف اولِ دفاع از استقلال کشور است.
#زینب_پاشا #آذربایجان #تبریز #قهرمانان_زن #استقلال_ایران #یادگیری_برای_زندگی #ایران_قوی #اتحاد_مردمی #ایستادگی #عدالت_خواهی
✨ به ما بپیوندید در کانالِ «یادگیری برای زندگی»:
ما اینجا یاد میگیریم که چطور از دلِ تاریخ، برای زندگی امروزمان «قدرت» استخراج کنیم. 👇
🔗 https://ble.ir/learningforlife
با احترام،
آزاده زارعی 🌿
🛡️ قهرمانانِ واقعی، افسانه نیستند؛ آنها در رگهای تاریخ ما جاریاند! 🇮🇷
آیا میدانید تفاوت یک «آدم معمولی» با یک «قهرمان» در چیست؟ قهرمان کسی نیست که هرگز نمیترسد، بلکه کسی است که در اوجِ ناامیدی، «راهِ خروج» را پیدا میکند!
داستان «زینب پاشا» که امروز برای شما آماده کردهایم، فقط یک قصهی قدیمی نیست؛ این یک «نقشهیِ عملیاتی» برای زندگیِ امروزِ فرزندان ماست.
چرا باید این حماسه را بخوانیم و به دست دیگران برسانیم؟
✅ چون به ما «هنرِ حل مسئله» میآموزد: زینب پاشا به بچهها یاد میدهد که در بنبستهای زندگی، بهجای گریه کردن یا تسلیم شدن، باید هوشمندانه «تیم» بسازند و «قاعدهی بازی» را عوض کنند.
✅ چون «ترس» را کوچک میکند: این داستان به فرزندانمان جرئت میدهد که اولین نفری باشند که در برابر حرف زور، شجاعانه «نه» میگویند.
✅ چون «خودباوری» را زنده میکند: وقتی کودکان میبینند زنی با دست خالی اما با فکری باز، یک امپراتوری را به زانو درآورد، میفهمند که قدرت واقعی در «اراده» آنهاست، نه در امکاناتشان.
📍 این حماسه را منتشر کنید؛ نه فقط برای معرفی تاریخ، بلکه برای ساختنِ نسلی که به جای «غصه خوردن»، «راهکار» پیدا میکند. ما به فرزندانی نیاز داریم که مثل زینب پاشا، در سختترین شرایط، فرماندهی زندگی خودشان باشند.
✨ همراهِ ما باشید در مسیرِ بیداری و یادگیری:
🔗 https://ble.ir/learningforlife
با احترام،
آزاده زارعی 🌿
🦅 داستانِ «شیخ محمود برزنجی»؛ عقابِ زاگرس در برابرِ استعمارِ پیر! 🇬🇧🚫
یکی بود یکی نبود. در قلب کوههای بلند و استوار زاگرس، مردی زندگی میکرد که نهتنها یک رهبر مذهبی و محلی، بلکه یک فرماندهی نترس بود. وقتی جنگ جهانی اول تمام شد، انگلیسیها که به دنبال نفت و قدرت بودند، به سرزمینهای کردنشین هجوم آوردند. آنها فکر میکردند چون هواپیما و تانک دارند، کسی جرئت نمیکند جلوی آنها بایستد؛ اما آنها «شیخ محمود» را نمیشناختند!
۱. وقتی «عدالت» به خطر افتاد: ⚖️💔
انگلیسیها با وعدههای دروغین آمدند، اما در عمل میخواستند بر تمام منابع و زندگی مردم مسلط شوند. شیخ محمود که میدید بیگانگان میخواهند برای خانهی او تصمیم بگیرند، عبای خود را کنار گذاشت، اسلحه به دست گرفت و گفت: «ما بنده نخواهیم بود؛ ما آزاد زاده شدهایم!»
۲. نقشهیِ نجات: راهکارهایِ شیخ محمود برای پیروزی بر غولها! 🧠🔥
آزاده جان، این بخش جایی است که بچهها باید دقیق بخوانند؛ چون شیخ محمود با این «راهکارها» توانست لرزه بر تن ارتش انگلیس بیندازد:
- ✅ راهکارِ اول: «اتحادِ قلبها» (قدرتِ شبکهسازی): 🤝
شیخ محمود میدانست که قبایل مختلف ممکن است با هم اختلاف داشته باشند. او وقت زیادی گذاشت تا سرانِ ایلها را متقاعد کند که دشمنِ مشترک (استعمار) خطرناکتر است. او به بچهها یاد میدهد: «بزرگترین سلاحِ شما در برابرِ هر مشکلی، پیدا کردنِ دوستانِ متحد و همفکر است. تفرقه، جاده را برای دشمن صاف میکند.»
- ✅ راهکارِ دوم: «شناختِ میدانِ نبرد» (استفاده از نقاط قوت): 🏔️🎯
انگلیسیها تانک داشتند، اما تانکها در صخرههای تندِ زاگرس از کار میافتادند. شیخ محمود جنگ را به جایی کشاند که خودش مسلط بود: «تنگهها و صخرهها». او به ما یاد میدهد: «در هر چالشی، نگذار دشمن یا مشکل، زمینِ بازی را انتخاب کند. تو باید مشکل را به جایی بکشانی که در آن مهارت داری!»
- ✅ راهکارِ سوم: «پایداری بعد از شکست» (تابآوری): 🛡️✨
شیخ محمود چندین بار شکست خورد، زخمی شد و حتی به اسارت افتاد و تبعید شد. اما هر بار که برگشت، قویتر از قبل شروع کرد. او به بچهها یاد میدهد: «شکست پایانِ راه نیست، بلکه بخشی از مسیرِ یادگیری است. قهرمان کسی نیست که زمین نخورد، کسی است که هر بار بلند شود و راهِ جدیدی پیدا کند.»
- ✅ راهکارِ چهارم: «فرماندهیِ اخلاق» (برتریِ انسانی): 🤍📜
او حتی با اسرای جنگی هم با مهربانی رفتار میکرد تا نشان دهد که جنگِ او برای «انسانیت» است، نه قدرتطلبی. او یاد داد: «اگر میخواهی پیروز شوی، باید هدفت آنقدر بزرگ و اخلاقی باشد که حتی دشمنت هم در دلش تو را تحسین کند.»
۳. حماسهیِ نبردِ «دربند»؛ وقتی هواپیماها شکست خوردند! ✈️💥
در یکی از نبردهای معروف در تنگهی دربند، ارتش انگلیس با هواپیماهای جنگی به نیروهای شیخ محمود حمله کرد. اما او با استفاده از غارها و سنگرهای طبیعی و شجاعتِ بینظیر یارانش، چنان ضربهای به آنها زد که دنیا مبهوت ماند. او ثابت کرد که «فولادِ هواپیما در برابرِ آهنِ ارادهیِ انسانی، ذوب میشود.»
۴. درسی برای همیشه: 🎖️💎
شیخ محمود برزنجی به ما یاد داد که برای دفاع از هویت و خاک، نباید منتظر ماند تا دیگران به ما کمک کنند. او نشان داد که یک رهبرِ واقعی، کسی است که در سختترین روزها، کنارِ مردمش میایستد و راهِ «عزت» را به آنها نشان میدهد.
#شیخ_محمود_برزنجی #قهرمانان_کرد #ایستادگی #استقلال_ایران
#اتحاد_اقوام
#ایران_قوی
#یادگیری_برای_زندگی
#اتحاد
✨ به ما بپیوندید در کانالِ «یادگیری برای زندگی»:
ما اینجا یاد میگیریم که چطور از دلِ تاریخ، برای زندگی امروزمان «قدرت» استخراج کنیم. 👇
🔗 https://ble.ir/learningforlife
با احترام،
آزاده زارعی 🌿
🛡️ شاهزاده ایرانی⚔️👑
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، یک شاهزادهی خیلی شجاع و قهرمان بود که اسمش عباس میرزا** بود. 🐎✨ او با بقیهی شاهزادههایی که فقط توی قصرهای طلا مینشستند و بازی میکردند، فرق داشت. عباس میرزا عاشقِ خانهاش یعنی ایران بود. 🇮🇷 او همیشه چکمههای بلندش را میپوشید، شمشیرِ براقش را میبست و سوار بر اسبِ تندرویش میشد تا از مرزهای کشورمان مراقبت کند. 💂♂️🛡️
یک روز، از سمت شمال، یک ارتشِ خیلی بزرگ که مثل غولهای آهنی بودند، با توپهای آتشین به ایران حمله کردند. 💣 مِه و دود همه جا را گرفته بود، اما عباس میرزا مثل یک شیرِ خشمگین جلوی آنها ایستاد و فریاد زد: «ما نمیگذاریم کسی به خاکِ ما آسیب بزند!» 🦁🔥
---
💡 نقشهی طلایی: راهکارهایِ قهرمانانه برای ساختنِ ایرانِ قوی 🧠⚙️
عباس میرزا دید که با شمشیرهای قدیمی نمیشود جلوی آن غولهای آهنی ایستاد، پس یک نقشهی حسابی کشید: او اول از همه، لباسهای قشنگ و یکشکل برای سربازهایش درست کرد و به آنها یاد داد که چطور مثل یک تیمِ ابرقهرمان، با نظم و ترتیب کنار هم بجنگند. 👕💂♀️ راهکارِ بعدیاش این بود که باهوشترین جوانهای شهر را صدا کرد و آنها را به سفرهای خیلی دور فرستاد تا بروند و رازِ ساختنِ وسایلِ پیشرفته و داروهای کمیاب را یاد بگیرند و به ایران برگردند. 🚢📚 او حتی در شهرِ تبریز، کارخانههای بزرگی راه انداخت تا خودِ ایرانیها بتوانند توپ و تفنگِ قدرتمند بسازند و برای اولین بار، دستگاههای چاپ را به ایران آورد تا برای بچهها کتابهای علمی و قصههای قشنگ چاپ کنند. 🏭📖 او میخواست ایران آنقدر قوی و باسواد شود که هیچ غولی در دنیا جرئت نکند به آن نگاه چپ کند! 🇮🇷💪
---
🏔️ پروازِ شاهزاده؛ تبدیل شدن به ستارهی آسمان 🦅✨
سالها گذشت و عباس میرزایِ قهرمان، حتی یک روز هم استراحت نکرد. ⚔️ او با اینکه خیلی خسته و بیمار شده بود، باز هم دست از دفاع از ایران برنداشت. آخرین ماموریت او در شرقِ ایران بود. یک شب که ماه در آسمانِ خراسان میدرخشید، شاهزادهی قویِ ما، در حالی که هنوز نقشهی محافظت از مرزهای ایران در دستش بود، آرام چشمانش را او مثل یک خورشیدِ پرنور غروب کرد، اما هرگز تمام نشد! ☀️ میگویند روحِ شجاع او به بالاترین قلهی کوههای ایران رفت و تبدیل به یک عقابِ بزرگ شد تا برای همیشه مراقبِ خاکِ ما باشد. 🦅🏔️ عباس میرزا به یک افسانهی همیشگی تبدیل شد؛ شاهزادهای که نشان داد عشق به وطن، یعنی تا آخرین نفس مثل یک کوهِ استوار ایستادن و هرگز تسلیم نشدن! 🇮🇷💎🔥
---
#شاهزاده_ایرانی_قوی #عباس_میرزا #قهرمان_ایران #داستان_کودکانه #یادگیری_برای_زندگی #ایران_من
✨ به ما بپیوندید در کانالِ «یادگیری برای زندگی»:
ما اینجا یاد میگیریم که چطور از دلِ تاریخ، برای زندگی امروزمان «قدرت» استخراج کنیم. 👇
🔗 https://ble.ir/learningforlife
با احترام،
آزاده زارعی 🌿