هر چی سنم بالاتر میره بیشتر درک میکنم، چرا یه عده از مردم یدفعه ناپدید میشن و یه زندگی شخصی و ساکت رو انتخاب میکنن .
احتمالاً باز هم کسی را دوست بدارم،
اما نه آنطور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم؛
اینبار، بسیار محتاطتر، آرامتر،
و با ترسی همیشگی از دوباره شکستن.
میدونین چیه؟
هرچیزی یا هرکسی که آزارتون میده رو بزارید کنار ، حتی اگر خیلی دوستش دارید
گاهی اوقات خیلی دیر متوجه میشیم که اون فرد یا هرچیزی به دردمون نمیخورده و ما زیادی بها دادیم بهش
نمیخوام بگم زندگی دو روزه یا زندگی کوتاه تر ازونیه که بخوای به خاطر یه چیزی اذیت بشی و فاز نصیحت بگیرم ، چون خودم هنور نیاز به نصیحت بقیه دارم
فقط میگم باید رها کنیم و رها کردنو یاد بگیریم
خیلیا میگن نشدنیه ، سخته ولی شدنیه
میتونی انقدری صبر کنی که صبرت لبریز شه و متوجه اصلِ ماجرا بشی
و میتونی زودتر رها کنی و منتظر تغییر اون فرد یا اون چیز نباشی
و همیشه گزینه اول آسیب زیادی میزنه و گزینه دوم کمتر
خیلیامون میدونیم که اشتباهه ولی سمتش میریم
ولی اینکه زود رهاش کنیم مهمه
نباید بزاریم آسیب بیشتری بهمون وارد شه با امید اینکه اون دوستمون داره و به خاطرمون تغییر میکنه .
ماهور؛