هلن وقتی عینکش رو بر میداشت ، بیناییش به حدی کم میشد که بچه ها میتونستن موس کامپیوتر رو جای سیب غالب کنن بدن بهش!
#مجموعه_آقای_ایکس
#موهای_نقره_ای
@mrxcollection
_استلا، چرا انقدر با خودت حرف میزنی؟!
+چون یه جاهایی نیاز میشه از یه کاربلد مشورت بگیرم!
#مجموعه_آقای_ایکس
#خون_طلایی
@mrxcollection
مکس رو جا گذاشته بودن...
نه به خاطر اینکه عمدا نبرده باشنش، به خاطر اینکه ده بار بیدارش کردن و اون هربار گفت: فقط پنج دقیقه ی دیگه!
#مجموعه_آقای_ایکس
#انگشتان_خونین
@mrxcollection
_زخم هایی که زندگی بهتون زده، ارزشمنده قدر شون رو بدونید...
+داری چیکار میکنی؟!
_زخمم رو ناز میکنم
+منظورم جای زخم پنجول های بچه گربه ای که بهش کرم ریختی نیست!
#مجموعه_آقای_ایکس
#انگشتان_خونین
@mrxcollection
آقای ایکس
سلام بچهها من نویسنده مجموعه آقای ایکسم، میخواستم تجربه هایی که طی این پنج سال،نویسندگی به دست آور
سلام بچه ها
الان که امضاها باز شده دیگه نمیتونیم این پلنمون رو پیش ببریم و من باید با عرض تاسف یه اعترافی بکنم
به علت اینکه فرسیا حافظه ش قد ماهیه و هیچی کلا یادش نمیمونه همه #ماجراهای_منو_ویراستارم رو بنده یعنی ویراستار از زبان نویسنده نوشتم🥲😞
البته این ماجرا ها خیلی طولانی بود و قرار بود خیلی هنوز ادامه داشته باشه ولی چون من دیگه حس نوشتنم پرید ننوشتم
#پیام_شما
این بنده خدا هم چهار روز پیش اعتراضش رو به گوش ما رسونده الان دیدیم
اگه هنوز تو چنلی شرمنده بخدا🤣💔
این شما و این هم یقه ی نیلو تا هستش بچسبید بهش بگید #ماجراهای_منو_ویراستارم بنویسه
توفان بدون اینکه خودش بدونه، داشت تو رویایِ نویان زندگی میکرد...
#مجموعه_آقای_ایکس
#چشمان_رنگی
#قلب_صورتی
@mrxcollection
#پیام_شما
#ماجراهای_منو_ویراستارم ؟
بچه ها پرسیده بودید چجوری یه داستان بنویسیم
من باتوجه به تجربیاتی که تو این سال ها به دست آوردم جوابتونو میدم