37.GamDovom-28.10.98.pdf
495.5K
🔴 شماره سیوهفتم صفحه #گام_دوم (۹۸/۱۰/۲۸)
◀️ در این شماره میخوانید:
✅ بررسی مفهوم #آزادی در کلام امام خمینی، امام خامنهای، شهید مطهری و علامه جعفری
🌐 javann.ir/0048hy
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
38.GamDovom-05.11.98.pdf
649.4K
🔴 شماره سیوهشتم صفحه #گام_دوم (۹۸/۱۱/۰۵)
◀️ در این شماره میخوانید:
✅ بررسی مفهوم #آزادی در کلام علامه مصباح یزدی، علامه طباطبایی، دکتر حمید عنایت و دکتر عماد افروغ
🌐 javann.ir/0048yj
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
حق گلشیفته را نخورید!
آنچه که میبینید بازپخش سریال «خانه بیپرنده» با بازی خانم روناک یونسی از شبکه آیفیلم است. خانم یونسی خیلی وقت است که از ایران به مقصد آمریکا مهاجرت و با کشف حجاب و پخش عکس در شبکههای اجتماعی، همچون بهتاش فریبا اعلام عمومی کرده که لایف استایل خودش را در پیش گرفته و زندگی متفاوتی از آن چهره مظلوم چادری که در تلویزیون میدیدیم آغاز کرده است؛ برای کسب روزی حلال هم در اینستاگرام صفحهای زده و مشتاقان به مهاجرت از ایران را دستگیری میکند اما اینکه صداوسیما فیلمی با بازی او را مجدد پخش میکند، شاید به این خاطر است تا یادش را در اذهان زنده و در این کسادی بازار برایش مشتری پیدا کند و گوشهای از زحماتش را جبران سازد!
من اما نگرانم! نگرانم حالا که ظاهراً به دلیل نفوذ فرهنگی دشمن (نه خدایی نکرده ناکارآمدی) در صداوسیما تحولاتی ایجاد شده است و یک روز جکیجان هنر نمایی میکند و یک روز بهبود فریبا برایمان ادای خودارضایی در میآورد و روز دیگر بازیگر کشف حجاب کرده را نشان میدهند، نکند خدایی نکرده در حق امثال گلشیفته، صمد آقا، گوگوش و قیصر اجحاف شود! لذا از مسئولان میخواهم، دستی هم بر سر اینها بکشد تا سرشان بیکلاه نماند! اگر خوب گلچین کنیم، فیلمهایشان جذب مخاطب عالیای هم دارد و مردم را از پای ماهواره بلند میکند! فقط حواستان باشد عادل فردوسیپور را نشان ندهید؛ عادل خیلی خطرناکه حسن!
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
🔴 هنوز هم اساتید جامعهشناسی تصور دارند کرونا ویروسی دموکراتیک است که پولدار و فقیر نمیشناسد!؟! خوب است جهت شناخت جامعه یک روز برایشان گشت تهران با مترو و بی.آر.تی بگذارند...
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
رائفیپوریسم و ویکیپدیای پدر آمرزیده!
از دو روز گذشته که آقای رائفیپور بر کرسی برنامهای در شبکه سه نشسته تا به امروز دهها نقد، طعنه و کنایه به ایشان و صداوسیما خوانده یا دیدهام. تقریباً بیشتر نویسندگان شبکههای اجتماعی به این برنامه ولو شده با یک استوری یا توئیت واکنش نشان دادهاند.
من نیز پیش از این نسبت به آقای رائفیپور که از انصاف نگذریم زحمات بسیاری میکشند، نقدهای تندی نوشتهام اما احساس میکنم مسئله ما مهمتر از یک شخص است و با یک جریان اندیشهای مواجهیم تا حدی که میتوان گفت «رائفیپور» در درون عمده فعالین جریان حزباللهی نهفته است و حالا در این میان یکی پیدا شده که فرصت بروز آن را در سطح ملی پیدا کرده است!
برای مثال اگر شما هم از طایفه جلسهایها باشید قطعاً افراد مختلفی را دیدهاید که موضوع جلسه چه کاربرد مواد فلوروسنس باشد، چه پتروشیمی یا حتی معنای زندگی از منظر اگزیستانسیالیست نهتنها دعوت حضور در جلسه را رد نمیکنند بلکه قطع یقین بیست دقیقهای حرف برای گفتن دارند یا حتی شده همان لحظه زیر میزی سرچی در گوگل کرده و چند خطی حرف مهیا میسازند تا مبادا در جمع لال و بیسواد به نظر برسند!
یادم است یکی از اساتید که الحق اهل تلاش شبانه روزی است، بعد میزگردی رادیویی با چند استاد نامدار پیرامون «اسلام رحمانی» میگفت باورم نمیشد که یکی از آقایان پرینتی از ویکیپدیا درآورد و شروع کرد خط به خط از روی آن خواندن!
این سطحی ماندن و اندیشیدن که بستر پذیرش و رشد رائفیپورها را آماده میسازد و میتوان در ابعاد آن بیشتر سخن گفت، به نظر من ریشه در موارد ذیل دارد:
۱) مکلف دیدن خود در برابر همه مشکلات کشور؛ بسیاری از دغدغهمندان انقلاب از روی خیرخواهی باور دارند که بار انقلاب تماماً بر دوش آنهاست و لذا هر گرهای(از عرصه اقتصاد تا دین) که در کار است باید به دست آنها گشاده شود.
۲) این احساس تکلیف موجب شده است تا بسیاری حتی از بین طلاب از مطالعه در یک رشته تخصصی و عمق پیدا کردن در یک رشته عقب بمانند. این گفته به معنای نادیده انگاشتن علوم بین رشتهای نیست بلکه منظور همان مثال معروف «اقیانوسی به اندازه یک بند انگشت» است.
۳) ساده انگاری مسائل؛ تصور برخی، از مسائل و راه حلهایشان بسیار ساده است و فکر میکنند با یک کتاب یا مقاله توانایی کاویدن همه جانبه مسائل تا عمق را دارند و به راحتی میتوانند با طرحی پنج شش صفحهای مشکلات را حل کنند. متأسفانه هر چه هم شرایط پیچیدهتر میشود این عده سادهبینتر میشوند!
۴) ترجیح سخنرانی بر مطالعه؛ بسیار دیدهام دوستانی که میگویند حال مطالعه ندارند و بیشتر دنبال سخنرانی خوب میگردند. تکلیف یک سخنرانی ولو دو ساعته هم معلوم است سخنران نهایت تلاشش را که کند به اندازه همان بند انگشت میتواند از سطح به عمیق بیاید.
۵) رجوع به کتب دسته دوم؛ برخی حتی در عرصههای دینی به جای نوشیدن از سرچشمهها سراغ کتب بازاری و دم دستی و الکی مشهور میروند که در بسیاری از اوقات موجب شده اگر آبی هم نصیبشان میشود گلآلود باشد.
۶) خبرخوانی؛ گاهی تصور داریم آنکه خبرهای بیشتری را همچون طوطی پشت سر هم ردیف میکند سواد بیشتری هم دارد. در حالی که خبر خواندن همچون دیدن کف روی آب است. باید تأسف خورد که حتی در تلگراممان هم بیش از آنکه اساتید دانشگاه را دنبال کنیم، کانالهای خبری مختلف را داریم.
۷) مدرکگرایی و فرار از تفکر نقدی؛ کافیست در ایران کسی را با پیشوند «دکتر» یا «آیت الله» صدا بزنند و یکی دوباری هم از قاب تلویزیون حرفهای تند و هیجانی بیان کند؛ دیگر برخی تصور میکنند جبرئیل هنوز هم به مقصد ایشان در حال نزول وحی است و اگر کسی خدایی نکرده نقدی به ایشان وارد کند و حرفی را همینطوری نپذیرد در صف ابوسفیانهاست!
۸) حال کردن! لابد شما هم زیاد شنیدهاید که طرف تنها ملاکش برای انتخاب اندیشهای این است که با آن، حال دلش خوش است! حالا برایش دنیا دلیل بیاور؛ باز میگوید میدانم اما چیز دیگری جز آن به دلم نمینشیند. این متأسفانه از عوارض منفی عرفانگرایی جامعه ایرانی و محور نبودن عقلانیت(متکی به فقه و کلام) است.
۹) البته نباید از تأثیر ساختارها هم غفلت کرد. ساختارها در ایران بیشتر میپسندند «رائفیپور» باشیم تا همچون آچار فرانسه به هر چیزی بخوریم. چندی پیش از رادیو برای برنامهای تماس گرفتند. گفتم در این موضوع تخصصی ندارم و جز حرفهای کلی چیزی نمیدانم. راحت گفت حالا فکر کردید الباقی چه میگویند شما هم همانها را بگویید.
القصه اینکه این موارد و موارد دیگری که میتوان افزود تا وجود داشته باشند اگر روزی ۱۸ ساعت که هیچ ۲۴ ساعت هم به مطالعه بنشینیم راه به جایی نخواهیم برد و با سطحیاندیشی چون آرایشگری میمانیم که خواستیم اَبروی انقلاب را برداریم اما سیخ در چشمش هم کردیم!
___
✍ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
تتلو که فقط تتلو نیست...
.
هربار که تتلو رکورد جدیدی در جذب مخاطب میآفریند جنجالها بر سر او آغاز میشود؛ اغلب میخواهند راز تتلو را وابکاوند تا معلوم شود خلاصه کاسه او را در عصری که همه مجبور به خرید فالوور فیک هستند چه چیزی پر میکند. اما غافل از آنیم که تتلو رازی ندارد، اتفاقاً راز تتلو در بی رازی است. او صاف و ساده و صادق همانی نشان میدهد که هست و این «هست» از آنجا جذاب مینماید که آرمان زندگی #نسل_اینستایی است. نسلی که ذهنش سیال است و شیفته هیچ مکتب و ایدئولوژیای نیست و اعتقاداتش را از #زندگی_روزمره میگیرد؛ گاهی حال میکند به #شجریان فحش دهد، بر سرش خال بکوبد و #اروتیک بخواند و گاهی هم عشقش میکشد قربان صدقه #امام_رضا شود و کنار #آیت_الله_رئیسی بنشیند و از #خبرگزاری_فارس لوح تقدیر دریافت کند.
.
#تتلو را همچنان میتوان نماد رهایی نسل جدید از ساختارهای عرفی و سنتی جامعه ایرانی دید. نسلی که حالا #جاستین_بییر را بیشتر از #شهید_صیاد_شیرازی میشناسد و گلزار شهدا برایش جز محل دفن کشتههای جنگ نیست! این نسل در حالی که دوست دارد بیمحابا هر چه دوست دارد انجام دهد، خطوط قرمز را بشکند، هر عکسی که میخواهد در اینستاگرامش به نمایش گذارد و گاهی هم دست دوست دخترش را بگیرد و در #پاسداران قدم بزند و در گوش هر کسی که میخواهد درس زندگی به او بیاموزد فریاد کند: «در زندگی من، دخالت نکن» اما ساختارهای خانوادگی، فرهنگی و سنتی را مانع خود میبینید.
.
تتلو یک #هویت هم هست و نسلِ غوطهور در تکنولوژيیِ امروز که از هر مرجعیتی بریده و «هویت»ش در دوران مدرن دستخوش دهها تزلزل شده است، زیر پرچم هویتی #تتلیتی تشخص مییابد و ناکامیهایش را در قامت #امیر_تتلو به تصویر درآمده میبیند. این نسل که اندکی در توصیفش گذشت، شاید قاطبه جامعه ما نباشد و فرسنگها از آن جوانی که برای رسیدن موعد راهیان نور لحظه شماری میکند، دور باشد اما هست و نمیتوان کتمانش کرد پس باید به جای آنکه #گودزیلا بخوانیمشان، در شناختشان مطالعه کرد و صرفاً کار را به محکوم کردن سیاستهای فرهنگی راست و چپ خلاصه نکرد. در این دعواها آنچه روز به روز محبوبتر میشود، اینستاگرام است.
___
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
لگد «بچه مهندس» بر تن بیجان علومانسانی
صداوسیما علاوه بر تخصصی که در نابودی فرهنگ، مذهب و اندیشه دارد با ساخت #بچه_مهندس نشان داد در به گل نشاندن پیکر نحیف #علوم_انسانی هم حرفهای است! در این سریال که حالا فصل سومش را میبینیم، هر شب پیش چشم مخاطبان دانشجوی تخیلی همه چیز تمامی به تصویر میآید که هیچ کم از معصومین(ع) ندارد و عنقریب است که با رسیدن به چهل سالگی به مقام پیامبری مبعوث شود. او که نماد هر موفقیت، وجاهت و دلبری است، #مهندسی_هوافضا میخواند و با اتکا به این مهندسی کار، خانه، زندگی، پول، سرمایهگذار و شخصیت پیدا میکند. و من نمیدانم چرا ما درس نمیگیریم از همه آن سالهای دوران سازندگی که چون ساخت سد و پل در اولویت کشور بود، با بزک کردن #بهرام_رادان به عنوان مهندس عمرانی پاترول سوار و پولدار همه را شیفته و مشتاق #مهندسی_عمران کردیم و با نشان دادن معلم به عنوان فقیری مفلس، عشق #معلم شدن را در دانشآموزان سوزاندیم. در واقع تلویزیون که با بازنمایی چهرهها و مشاغل نقش به سزایی در تعیین بینشها و ذائقه جامعه دارد با این الگوسازیها، خنجر بر قلب آینده #ایران میزند. ای کاش میفهمیدیم که به قول #دکتر_شریعتی میتوان پول خرج کرد و از شرق و غرب عالم #مهندس وارد کرد اما هیچ متفکر علوم انسانیای را نمیتوان با پول ساخت. به نظرم اگر این مهم را میفهمیدیم حالا فصل سوم «بچه معلم»، «بچه فیلسوف»، «بچه جامعهشناس»، «بچه تکنولوژیست» و... را میدیدیم.
____
✍ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
🌐 #توئیت: رهبر انقلاب سال ۸۴ را «همبستگی ملی و مشارکت عمومی» نامیدند؛ جالب است آقای خاتمی بعد از ۱۵ سال و در شرایط کنونی اصلاحات به آن رسیده است! شنیدن حرفهای تکراری از زبان #سید_محمد_خاتمی یا بازخوانی #اصلاحات در شرایط افول بدنه اجتماعی و متهم شدن به ناکارآمدی است یا نشانی بر بنبست گفتمانی؛ بلکه هم هر دو...
___
✍ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
روز قدس سوار بر کاستها
اگر جهان چند ماهی است که آسایشش را قربانی ویروسی منحوس میبیند، جهان اسلام سالهاست که با ویروسی بدخیمتر از کووید ۱۹ درگیر است؛ ویروسی که همچون سرطان، رگ غیرت بسیاری از کشورهای اسلامی را جویده و هر روز دست به جنایت تازهتری میزند تا مرزهای سفاکی را گسترشی بیانتها دهد. این غده سرطانی حتی در ایام بحران کرونا هم حاضر نشد دست از محاصره مردم مظلوم غره بکشد و با ظلم به مردم این منطقه همچنان مانع کمکهای انسان دوستانه شد.
مبارزه با کووید۱۹، اما درست برعکس رژیم صهیونیستی است. اگر برای فائق آمدن بر کروناویروس به فاصلهگذاری اجتماعی توصیه میشود، راه نابودی ویروس منحوس رژیم صهیونیستی آنطور که امام بزرگوارمان حضرت روح الله (ره) فرمودند دست به دست یکدیگر دادن و اتحاد و همبستگی جهانی است و روز قدس موعود یادآوردن لزوم این اتحاد است.
از آن روز که حضرت امام (ره) دستور به راه افتادن سیل خروشان امت مسلمان در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را برای ابراز انزجار از این رژیم و همبستگی برای نابودی آن دادند تا به امروز نهتنها هیچ سالی از آن غفلت نشده بلکه هر سال بر شمار مردمانی که از سراسر دنیا، حتی از قلب کشورهای حامی رژیم صهیونیستی، به این سیل میپیوندند افزوده گشته است.
امسال، اما که ترس عاقلانه از شیوع ویروس کرونا بر راهپیمایی روز قدس سایه افکنده توان حداکثری امت حزب الله به سوی شبکههای اجتماعی سوق یافته است. شبکههای اجتماعی همانطور که امام خامنهای (حفظه الله) در سخنرانی اول فروردین ۱۳۹۹ فرمودند یکی از ابزارهای مهم قدرت است و چه از این بهتر که استفاده از این ابزار در راستای آرمان بلند و بزرگ فلسطین باشد.
در واقع اگر روزی فوکو، انقلاب اسلامی ایران را به واسطه توزیع پیامها و سخنرانیهای ضبط شده حضرت امام (ره) و سایر راهبران انقلاب، سوار بر نوارهای کاست خواند، امروز فریاد خروشان ملتی که همچنان انقلابی ایستادهاند بر کاستهای نوین یعنی شبکههای اجتماعی سوار شده است. شبکههایی که مرز نامحدود و مخاطب بیشمار از ویژگیهای قدرت بخش به آن است و میتوان در آن بیواسطه با ملتهای جهان (نه دولتها) از هر رنگ و نژاد و زبانی ارتباط گرفت و پیام حمایت از مظلوم را به اقصا نقاط جهان صادر کرد.
به این ترتیب، روز قدس مجازی میتواند صدها برابر پرشورتر، پررنگتر و پرمخاطبتر باشد. شبکههای اجتماعی این امکان را فراهم کردهاند که دیگر روز قدس در فاصله میدان امام حسین (ع) و آزادی ختم نشود و بیمکان تمام گستره عالم را در برگیرد. البته نباید با تلقی شبکههای اجتماعی به امری دسته دوم و فرعی این مهم را تنها در طوفانهای توئیتری و هشتگ زدنهای دسته جمعی و لابهلای هزاران کار دیگر خلاصه دید، بلکه برای قوی شدن در امر رسانههای نوین من جمله شبکههای اجتماعی باید کارگروهها، تشکلها، معاونتها، کمیسیونها، سمنها و هیئتهای اندیشهورزی ویژه تشکیل داد تا ضمن سنجش شبکههای اجتماعی رایج در هر کشور و شرایط آن، آتش به اختیار دست به کار شوند.
ثانیاً باید در هر منطقه از جهان بنا را بر ویژگیها بومی آن گذاشت و این نباشد که با ذهنیتی که با جامعه ایرانی مواجه میشویم، بخواهیم با کشورهای دیگر ارتباط برقرار کرد. ابزار هنر میتواند زبان گویای شبکههای اجتماعی در ارتباط با ملتها باشد. زبانی که علاوه بر معرفتبخشی، توان درگیر ساختن عواطف و احساسات را نیز دارد و برای همگان قابل فهم است.
امید است سایه کرونا بر روز قدس رمضان ۱۴۴۱ از این حیث که موجب جدیتر گرفتن قدرت شبکههای اجتماعی میشود، در جهان پساکرونا مبدأ تحول در امر مبارزه به رژیم صهیونیستی گردد و نابودی این رژیم را با مبارزه همگانی و متحد فلسطینیها و مسلمانان سریعتر از ۲۱ سال آینده رقم زند.
_
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
اینجا مجلس است نه حلقههای صالحین بسیج!
در نخستین روز کاری مجلس یازدهم توجه شما را به دو خبر که طی روزهای اخیر در رسانهها منعکس شده است، جلب میکنم:
خبر اول: در جلسه اینترنتی برخی نمایندگان مجلس یازدهم، پیرامون لزوم اصلاح و اجرای صحیح قوانین محیط زیست تبادل نظر شد. در این جلسه به اهمیت حفاظت از محیط زیست در بیانات رهبری اشاره شد و بر مدیریت صنایع با حفظ سرمایههای انسانی و طبیعی به عنوان اولویتهای اساسی تأکید گردید.
خبر دوم: یکی از منتخبین مردم تهران در مجلس یازدهم، توئیت کرد: «مجلس دهم برای اجاره مسکن نمایندگان مبالغی را مصوب کرده است. به همکاران عزیزی که نیاز ندارند پیشنهاد میکنم با تجمیع این مبالغ، پایهگذار صندوقی در مجلس برای اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان شویم.» این پیشنهاد با استقبال چند تن از نمایندگان مواجه شد.
این دو خبر به ظاهر جذاب قند در دلها آب میکند؛ واکنشهای شبکههای اجتماعی هم گواه همین است اما از آنجا که جز همین دل خوش کردنهای زودگذر هیچ حاصل دیگری برای کشور ندارد یعنی تولیدکنندگان خبر دانسته یا نادانسته خوب بلدند کارهای پوپولیستی و عوامپسند انجام دهند!
از این قبیل خبرها که کم هم نیستند بیم آن میرود که نمایندگان جدید ما شأن مجلس را در نیافته باشند؛ خبر اول به ما میگوید جلسات نمایندگان مجلس چیزی شبیه حلقههای صالحین بسیج است که حضار در آن رهنمودهای رهبری را مرور و بر کارهای مهم تأکید میکنند. در واقع آنها مجلس را با موسسهای فرهنگی-سیاسی که جلسه بصیرتی برگزار میکند و درقبل تحولات موضع میگیرد یا شورای مسجد که با احداث صندوقی برای پرداخت وام به اقشار ضعیف یاری میرساند، جابهجا گرفتهاند.
این در حالی است که مردم شاید از این قبیل اقدامات خوشحال شوند و موقتاً کف و سوتی هم بزنند اما سرانجام از نمایندگانشان انتظار احداث صندوق خانوادگی ندارند. ما رهنمودهای رهبری را بارها شنیدهایم، اکنون نماینده انتخاب نکردهایم که باز آنها را برایمان تکرار کند و از بایدها بگوید. حالا انتظار داریم این رهنمودها به قانون بدل شوند. انتظار داریم با قانونگذاری دقیق و اصلاحات قانونی ریل اقتصادی کشور اصلاح شود تا دیگر نیازی به دهتومان و سیتومان وام برای ازدواج، آن هم از تتمه مزایای نمایندگی مجلس، نباشد. اگر مرد میدان هستید طرحها و لوایح خود را رو کنید تا نخبگان به نقد و بررسیشان بنشینند وگرنه هر بسیجی صفر کیلومتری هم میتواند شعارهای قشنگ دهد و عکس سردار سلیمانی را بر میز خود بیاویزد.
خوب است توجه کنیم که مطابق آمار منتشر شده در مجلس دهم از ۴۸۷ طرح ارائه شده تنها ۱۴درصد یعنی ۶۹ مورد تبدیل به قانون شده است و این یعنی نمایندگان قبلی آنچنان کارنابلد یا درگیر احساسات زودگذر و طرحهای شعاری بودهاند که نتوانستهاند حتی طرحی در خور قانونگذاری ارائه دهند؛ امیدوارم در چهار سال آینده حداقل به آمار ۵۰درصد برسیم.
_
✍ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
🌐 #توئیت: وقتی #لاریجانی گفت به دانشگاه میرود برای دانشگاه وااسفاه سردادند. عادت کردهاند سرمایههایی را که با انباشت سالها تجربه به دست آمدهاند با سیاستبازی بسوزانند. برعکس غرب که مدیران پس از بازنشستگی به دانشگاه میروند تا با نگاه انتقادی به نسل آینده انتقال تجربه دهند. الحمدلله که مثل همیشه رهبری حواسشان به سرمایههای ایران و انقلاب هست.
____
✍ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
سرمقاله روزنامه جوان | ۱۳ خرداد ۹۹
فقرا «سرزمین فرصتها» را میبلعند!
«ثروتمندان را میخورند: Eat the Rich» این جملهای منسوب به «ژان ژاک روسو» است که معترضان امریکایی آن را بعد از به آتش کشیدن مرسدس بنزهای لوکس نمایشگاه خودرویی در شهر اوکلند کالیفرنیا با اسپری قرمز رنگ، روی بدنه خودروها حک کردهاند. روسو مدعی بود: «When the poor have nothing more to eat, they will eat the rich: وقتی فقرا چیزی برای خوردن نداشته باشند، ثروتمندان را میخورند!» و حالا ظاهراً کار فقرای امریکایی به جایی کشیده است که راهی جز انتقام گرفتن از ثروتمندان برخوردار از امتیازات گزاف که به قول چامسکی، «امریکا را برای خود تبدیل به جامعهای خصوصی کردهاند» ندارند.
در کلیپهای منتشر شده از شورشهای معترضان با فریاد شوق بر جنازه مرسدس بنزهای شعله گرفته میرقصند و با شعلههایی که از بند آمدن نفس فقرای امریکایی زیر لاستیکهای سرمایهداری حکایت میکنند، سلفی میگیرند. گویا این فقط جورج فلوید سیاهپوست نبود که زیر زانوی قوای نظامیِ سرمایهداری فریاد میزد «نمیتوانم نفس بکشم» بلکه این صدای فروخفته مردمی بود که سالها ذره ذره رنجشان انبار باروتی شده بود که نفسهای به تنگ آمده فلوید به آن کبریت انداخت و حالا ارتش خشن امریکا هرچه هم خشونت به خرج میدهد، نمیتواند مردمی را که چیزی جز ثروتمندان برای خوردن نمییابند، آرام کند و لاجرم مجبور است رئیسجمهور را به پناهگاه کاخ سفید ببرد. شاید آن جمله روسو که بر بدنه مرسدس بنزها حک شده است، حکایت از نگاه چپ معترضان داشته باشد و ترامپ قمارباز هم بخواهد با چسباندن معترضان به چپ در توئیتر، غائله را به دعوای چپ و راست تنزل دهد، اما واقعیتهای میدانی دعوایی فراتر از چپ و راست را روایت میکنند؛ دعوا دیگر نه دعوای سیاهپوستان و سفیدپوستان بر سر سیاستهای نژادی بلکه صف کشی گرسنگان، فقرا و کارتنخوابها با ثروتمندانی است که سالها تلاش داشتند محرومان را خفه نگه دارند و با تبلیغاتشان امریکا را «سرزمین فرصتها» بنمایانند. در این صفکشی دیگر رنگ پوست ملاک نیست و سیاه و سفید در کنار هم قیام کردهاند و پلیس سفیدپوست همانطوری معترضان را به خاک و خون میکشد که جی. آر. اسمت، ستاره سیاهپوست باشگاه بسکتبال ان. بی. ای، بعد از آنکه یک معترض قصد داشت خودرویش را تخریب کند با مشت و لگد از او پذیرایی کرد. تلاش آن معترض برای تخریب ماشین اسمیت هرچند کاری اخلاقی به نظر نمیآید، اما نشان از آن دارد که فقرای امریکا علت فقرشان را در ثروت ثروتمندان دریافتهاند. به تعبیر دیگر، هرچند «جوکر» برای هویت بخشی اعتراضی به مردم غرب آسیا ساخته شده بود، اما اکنون شهروندان رنج کشیده امریکایی بدل به جوکرهایی شدهاند که تمام آرزوهایشان را در حصر کفشهای واکس خورده و کراواتهای براق سیاستمدارانی میبینند که تندی خط اتوی کتوشلوارهایشان بر گردن محرومان عالم است و از همین نظر فهمیدهاند راه رهایی، از آتش زدن و لگدمال کردن پرچم امریکا که نماد سیاستهای سرمایهسالارانه این کشور است، میگذرد. امریکایی که مدعی بود با لیبرالیسم و دموکراسیاش رفاه را به تمام نقاط جهان میبرد، اکنون طبق آمار رسمی وزارت کار با نرخ بیسابقه بیکاری در ۸۰ سال اخیر روبهرو شده است. برخی منابع تعداد بیکاران را در امریکا بیش از ۴۰ میلیون نفر اعلام کردهاند. همین یک ماه پیش بود که برنی سندرز در توئیتی از آمار تکاندهنده فقر در امریکا گفت. او نوشته بود: «حدود نیم میلیون انسان در امریکا در خیابانها میخوابند و ۱۵ میلیون کودک نیز در فقر به سر میبرند و یک سوم امریکاییها نیز مراقبتهای بهداشتی کافی ندارند.»سندرز امروز هم توئیتی زده و از سالها غارت امریکا به دست ثروتمندان نوشته است. او گفته: «۴۰۰ نفر از ثروتمندترینها در امریکا روی ۳ تریلیون دلار نشستهاند؛ طبقه میلیاردرها اکنون نسبت به مردمی که با چکهای کمک مالی زندگی میکنند، مالیات کمتری میدهند.»
انگار پیشبینی شهید مرتضی آوینی دارد درست از آب درمیآید. او «یافت آنچه را دیگران نیافتند» و سالها قبل برایمان نوشت: «غرب از درون خواهد پوسید و در خود فرو خواهد ریخت و، چون عقربی در محاصره آتش، خود را نیش خواهد زد و خواهد کشت.»
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi