داستان کلاه ایمنی Shellmet
✍🏻 محسن طاهری، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
روستای ساروفوتسو (Sarufutsu) یک جامعه ماهیگیری است که تقریباً 40000 تن ضایعات صدف تولید میکند. اگرچه استفادههای بالقوهای برای این ضایعات وجود دارد، اما طبق گزارشها، اکثر صدفها استفاده نمیشوند و مشکلات زیادی تولید میکنند. بنابراین با تبدیل این مشکل به یک فرصت عالی و مشارکت بین صنایع شیمیایی کوشی (Koushi) و روستای ساروفوتسو، کلاه ایمنی Shellmet ساخته شده است.
این کلاه ایمنی توسط پروفسور هیروشی اویاما از دانشگاه اوزاکا، با استفاده از فرآیندهای پیشرفته شامل تبدیل صدفهای پودر شده به پودر کربنات کلسیم در مرحله اول و افزودن پلاستیک بازیافت شده در مرحله بعدی، ذوب و ریختن مواد در قالبهای آجدار الهام گرفته شده از صدف در مرحله آخر، تولید میشود.
نتایج تحقیقات انجام شده نشان میدهد که طراحی و ساخت کلاه ایمنی با این روش (همراه با کربنات کلسیم)، محصول تولید شده را حدود 33 درصد مستحکمتر از حالت قبلی میکند. علاوه بر این، در فرآیند ساخت این کلاه، تقریباً 36 درصد کمتر از تولید کلاههایی با جنس پلاستیک خالص، گازهای گلخانهای در محیط زیست منتشر میشود.
مراحل صدور گواهی استاندارد ایمنی در حال حاضر در حال انجام است و گفته میشود که Shellmet در حال حاضر برای پیشسفارش در پنج رنگ موجود و قیمت آن ۴۸۰۰ ین (حدود ۳۶ دلار آمریکا) است و به صورت عمده برای استفاده توسط کارگران شیلات در نظر گرفته شده است.
تولید کلاه ایمنی Shellmet با الگوبرداری از طبیعت گام مهمی در تولید محصولات ایمن و دوست دار طبیعت میباشد. به نظر شما محصول بعدی که میتواند با الگوبرداری از طبیعت برای ساخت وسایل ایمنی ساخته شود چیست؟
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
18690.pdf
1.89M
📚 گزارش مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «بررسی کلیات و محورهای تصمیمگیری لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ کل کشور»
🔘 #گزارش_سیاستی
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
18748.pdf
1.54M
📚 گزارش مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «بررسی اعتبارات وزارت آموزش و پرورش در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ کل کشور»
📨 تهیه و تدوین: محمد صادق عبداللهی
🔘 #گزارش_سیاستی
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
معانیِ مختلف لفظ «دوستی»
استاد مصطفی ملکیان:
انواعِ دوستی [عشق]: ما باید در باب مفهوم دوستی، پدیدههایی را از هم جدا کنیم، هر چند همه آنها در زبان فارسی با لفظی واحد خوانده میشوند:
۱) دوستی خدا به ماسوای خود و یا خود
۲) عشق [دوستی] همهی اجزای هستی به همدیگر (دیدگاه عارفان، بهویژه عارفان رواقی مشرب): عشق و وجود در اینجا نوعی توازی و تساوق دارند. از نظر این عُرفا نهتنها عشق در هستی جاری و ساری است بلکه «عشق، خاستگاه هستی است».
۳) همکاری: در «همکاری»، من و تو در استخدام شخصِ واحد، آرمانِ واحد یا هدفِ واحدی هستیم و بنابراین با یکدیگر همکاری میکنیم.
۴) شراکت یا اشتراکِ منافع: در اینجا در واقع ما یک سلسله مطلوبهای اجتماعی جمعی یا فردی را در نظر میگیریم و با هم مشارکت میکنیم تا آن مطلوب حاصل شود. بعد آهسته آهسته پی میبریم که اگر آن دیگری نبود به آن مطلوب نمیرسیدیم.
۵) دوستیِ خونی: (بیتأملترین دوستی). این دوستیها تقریباً غریزیاند و ما یکباره خودمان را دارای این دوستی مییابیم.
۶) دوستیِ ابزاری: نام برد که ناشی از یک واقعیت روانشناختی در ماست: ما وقتی از ناحیه کسی، خوبیای دریافت میکنیم، بالطبع محبتی از او در دل ما میافتد. این موضوع درباره آینده هم وجود دارد. یعنی اگر توقع خیری نسبت به ما از کسی در آینده برود، به همان میزان که این توقع در ما شدید میشود این دوستی هم شدید میشود.
۷) مؤانست یا معاشرت: وقتی آدمی به خودش رجوع میکند میبیند یک سلسله چیزها در او هست که دوست دارد در وجودش باشد و یک سری چیزها هست که در او نیست اما باز دوست دارد آنها هم در وجودش باشند. در نتیجه این دو ویژگی، آدمی معاشر یا مصاحبی را برای خودش پیدا میکند. البته مصاحبت و معاشرت به این معنا، نیاز به حضور فیزیکی هم دارد.
۸) دوستی ناشی از میل جنسی: که باعث و بانی آن ارضایِ غریزه جنسی است.
۹) جمع ِ بین همدلی و همدردی: اگر همدلی و همدردی با هم جمع شوند و ما به کسی این دو حس را داشته باشیم میگوییم دوستِ او هستیم. (من وقتی با شما همدلی دارم که بتوانم خودم را در پوست شما فرو ببرم و از همان دریچه¬ی باورهای شما به جهان نگاه کنم و احساسات، عواطف و خواستههای خود را مانند شما شکل دهم. اما علاوه بر این اگر از آنچه شما از آن درد و رنج میبرید، من هم درد و رنج ببرم [همدردی] آن وقت من به میزانی که با شما همدلی و همدردی دارم، دوستِ شما هستم.)
۱۰) نیکخواهی: من گاهی قدرت این را ندارم که خودم را در پوست اشخاص دیگر ببرم اما در عین حال نیکخواه آنها هستم و اگرچه تصوری از وضعیت آنها ندارم اما امیدوارم که آنها به خیر و صلاح برسند.
۱۱) [کریستالی بودن]: تجربه زندگی هر کدام از ما، به ما میگوید که من از میان عقایدی که دارم همه را اظهار نکنم. ما فقط بخشی از عقایدِ خود را بیان میکنیم و همه¬ی احساسات، عواطف و هیجانات خود را به دیگران انتقال نمیدهیم. ما در هنگام ورود به جامعه نقاب و صورتک میزنیم. دوست به این معنا کسی است که ما میتوانیم پیش او عُریان شویم.
۱۲) [بی همتایی در جهت نفعی]: کسی برای ما در جهان بیهمتاست. یعنی من کسی را در جهان میشناسم که برای من بیهمتاست و سرم را به سمت دیگری نمیچرخانم (در این دوستی، جهتی برای جانشینپذیری وجود دارد. گویی تو نفعی برای من داری).
۱۳) [بی همتایی بدون نفع]: (قرابت با معنای قبلیِ دوستی) دوست فقط «باشد»، یعنی فقط بودنِ اوست که مهم است. این معنای خیلی عمیقی در دوستی است.
۱۴) عشق (دوستی) به آرمان ها: در عمیقترین لایههای وجود ما چیزهایی هست که ما در پی آنها هستیم و میتوان به آنها آرمان گفت.
منبع: کانال تلگرامی استاد «مصطفی ملکیان» به استناد سخنرانی جناب ملکیان با موضوع «تأملی در مفهوم دوستی»
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
مطالعه تاریخ سیاستگذاری نشان میدهد بسیاری از مشکلات امروز ایران ریشههای صدساله و بلکه بالاتر دارد. برای نمونه این چند خط را از دکتر مشرف نفیسی درباره بانک صنعتی و معدنی ایران که در گزارش ۶ماهه برنامه اول توسعه مورخ اسفند ۱۳۲۸ نوشته شده، بخوانید.
فساد، انباشت نیروی انسانی، سیاسی کاری، بر باد دادن سرمایههای دولتی و...
پ.ن.: تصاویر از کتاب «داستان توسعه در ایران» صفحات ۱۲۱ و ۱۲۲ برداشته شده است.
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
توصیه به عاشقی
رهبر انقلاب امروز در جشن تکلیف دختران آنها را به دوستی با خدا توصیه کردهاند و فرمودهاند:
«وقتی نماز میخوانید جوری نماز بخوانید که دارید با خدا حرف میزنید، این میشود دوستی با خدا، یکی از راههای دوستی این است. یکی دیگر از راههای دوستی هم این است که مواظب باشید آن کارهایی را که خدا گفته نکنید، نکنید. آن چیزهایی را که خدای متعال گفته انجام بدهید، انجام بدهید. راه دوستی با خدا این است و شما امروز دلهای روشنی دارید، دلهای نورانیای دارید، دلهای باصفایی دارید، میتوانید از همین امروز با خدای متعال دوست بشوید.»
این نصایح برای خودش سبکی تربیتی است. ایشان هم مثل برخی میتوانستند توصیههای خشک مذهبی کنند تا بچهها خود را برای تبعیت بیچون و چرا از خدا آماده کنند اما دوستی و عشق به خدا را مطرح و نماز را دریچه این عشقورزی تعبیر کردند و گوش دادن به خدا را نه بندگی که راه دوستی خواندند.
چقدر خوب است که مؤمن از ابتدا دین را مکتب عاشق و معشوق ببیند، نه مکتب بنده و ارباب! این همان است که مولانا میگوید و اینجاست که میفهمیم چرا رهبر انقلاب درباره مثنوی معنوی فرمودند: «هو اصول اصول اصول الدین»
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شادی بچهها وقت ورود حضرت آقا برای آنها که هی به بچهها میگویند عیب و زشت است و #شادی را در بچهها به اسم دین میکشند، پر از عبرت است. حضرت آیتالله خامنهای، مرجع تقلیدند؛ بسیاری از پدر و مادرها اگر بودند، بچهها را اجبار میکردند مثل بزرگسالان ساکت بایستند یا نهایت با لحنی سنگین صلوات بفرستند!
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
هویت ملی و هویت فرهنگی.pdf
467K
📚 مقاله هویت ملی و هویت فرهنگی از جلال ستاری
◀️ در این مقاله که در فصلنامه تئاتر مورخ زمستان ۱۳۷۰ منتشر گردیده به تفاوتهای هویت ملی با هویت فرهنگی پرداخته شده است. ستاری هویت ملی را سیاسی و ایدئولوژیک میداند که برای وحدت ملی کاربرد دارد و از این حیث با هویت فرهنگی متفاوت میباشد.
🌐 مقاله مذکور در کتابی با عنوان «هویت ملی و هویت فرهنگی» از سوی نشر مرکز بازنشر شده است.
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
داستان واقعیِ «وقتی که الاغ شدم»
✍🏻 مجید ناظمی (با اندکی تلخیص)
تابستان سال ۱۳۸۹ بود. در حال رانندگی بودم حواسم نبود. یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد: «هی الاغ حواست کجاست؟» همانطور با سرعت رفت پشت چراغقرمز ایستاد؛ چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشههای هر دوتامون پائین بود؛ گفتم: «آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند. تو باید به من میگفتی خر. دوم اینکه اگه من الاغم، حتماً تو هم حضرت سلیمان هستی چون الآن داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم. سوم اینکه اصلاً حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم ... لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام.» منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش. با اشاره اون، هر دو تا کناری ایستادیم و الآن که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد.
این ماجرا میخواد بگه که کلمهای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش؛ و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت. اگر دقت کنیم با جابهجائی حرف c یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت؛ یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی. هم وقتمون رو میگرفت هم هزینهساز بود. رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الآن آشتی نکنیم.
پس: ۱) آخر هر جنگی صلحه؛ ۲) عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم؛ ۳) فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست؛ ۴) وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته بر تو چیره بشه. این داستان رو تو هر ترمی واسه دانشجوها تعریف میکنم و کلی با هم، به لحظه الاغ شدنم، میخندیم.
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
چرا خودمان نمیتوانیم خودمان را قلقلک بدهیم؟
✍🏻 دکتر تقی کیمیایی اسدی
مغز انسان بیش از هر چیزی یک دستگاه پیشبینی کننده است تا بتواند واکنش مناسب به محرکات نشان دهد. اگر پیشبینی حس وارده با آنچه واقعاً وارد مغز میشود تناقض داشته باشد گاهی یک حالت خوشایندی در مغز پیدا میشود. یکی از این موارد شنیدن جوکها است که قبل از شنیدن جملهی نهائی مغز بر اساس منطق خودش یک نتیجهای را پیشبینی میکند، اما معمولاً نهایت جوکها برخلاف این منطق هستند و اگر مغز آنها را بدیع و جالبتوجه ارزیابی کند حالت خوشایند ایجاد میشود.
یکی دیگر از این پیشبینی کردنها حس قلقلک کردن است. به نظر انسانها و شاید شامپانزهها تنها حیواناتی هستند که قابل قلقلک کردن هستند. وقتی سعی در قلقلک کردن کسی میشود برای مغز قابل پیشبینی نیست که چه حسی و از کجا خواهد آمد. وقتی حس لمس وارده با قلقلک دادن وارد میشود که غیرمنتظره است حس خوشایندی ایجاد میکند. اما جالب اینکه افراد سالم از نظر سیستم قصدی و پیشبینی کنندهی مغز نمیتوانند خودشان را قلقلک کنند، چون مغز از قبل میداند که چه حسی از کار خودش ایجاد خواهد شد.
شنیدهام اما هیچوقت از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نخواستهام که این گزارش را امتحان کنند که تنها کسانی هستند که میتوانند خودشان را قلقلک دهند و برای آنها خوشایند باشد. این را به اختلال در سیستم دوپامینی ایجاد قصد در این بیماران منسوب میکنند.
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
عقل را جدی و جدی و جدی بگیرید!
آیتالله حائری شیرازی(ره):
چه طور شما قرآن را دو دستی و بااحترام میگیرید؟ چه طور وقتی حرم حضرت معصومه(س) میروید، عقبعقب برمیگردید تا پشتتان به ضریح نباشد؟ این عقل خودتان را هم جدی بگیرید. وقتی فهمیدید چیزی بد است، سرسری نگیریدش. اگر عادت کردید به متابعت عقل، آن وقت یک استادی مثل آقای بهجت گیرتان میآید و دستتان را میگیرد. دنبال پیدا کردن امثال آقای بهجت، نرو. فایده ندارد. در عوض این عقلی که خدا به تو داده را جدی بگیر.
اینهایی که زیاد استخاره میکنند، [عقلشان ضعیف میشود]. به عقلت رجوع کن! خودت میتوانی فکر کنی، اما به جای فکر کردن، استخاره میکنی! به جای مشورت کردن، استخاره میکنی! خدا استخاره را داده برای تعطیلی فکر و مشورت؟! برای اینکه با خودت بگویی: «من که میتوانم استخاره کنم، چرا مشورت کنم»؟! مثلاً میخواهد زن بگیرد؛ بدون مشورت، استخاره میکند! خب همین، کار دستش میدهد.
اول مقلد عقلت باش. اگر عقل تو، دست تو را نگیرد و به امام زمان(ع) نرساند، هیچ عالِمی نمیتواند این کار را برای تو بکند. واسطه بین تو و امام زمان، این عقل تو است. البته از عقل نپرس چرا نماز ظهر چهار رکعت است. چرا صبح دو رکعت است؟ چرا رکوع؟ چرا سجود؟ عقل میگوید به من چه؟! من برای این کار نیامدم.
در دوستانت هرکسی که دیدی متابعتش نسبت به عقلش بیشتر است، دوستیات را با او تداوم بده. بیشتر کن. فاصلهات با هر کدام از دوستهایت بهاندازه فاصله آنها با عقلشان باشد. خیلی عقل را جدی بگیرید. عقل را جدی بگیرید. عقل را جدی بگیرید.
منبع: کانال تلگرامی «نکات ناب و حکمتهای آیت الله حائری شیرازی»
____
✍️ نگاشت|محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi