دموکرات نه! اُلیگارشی...
دکتر محمد فاضلی در یادداشتی نوشته بود «#ويروس_دموکرات وصف تلخ و تا اندازهای واقعی برای کورونا است. تبعيض قائل نمیشود، هر کسی را که مستعد باشد میکشد و... به همه حق برابر برای مردن میدهد.» اما حالا که مجلسیها با وجود داشتن کیف پیشگیری مخصوص و جابهجایی با ماشین شخصی تا اطلاع ثانوی کار مهم بررسی بودجه را زمین گذاشته و مجلس را تعطیل کردند در حالی که مردم باید با مترو و اتوبوس و بی.آر.تی سر کار بروند، معلوم شده #کرنا بیشتر #الیگارشی است تا دموکرات!
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
🔴 هاشمی رفسنجانی، دنیا را نجات میدهد؛ در هشت روز و نصفی!
✅ #هایکو_شعر کوتاهترین گونهی #شعر است که از سه بخش یا پاره تشکیل میشود. هایکو را نخستین بار ژاپنیها ابداع کردند اما طولی نکشید که ایرانیها طبق عادت هنرشان گل کرد و ساخت هایکو با کتاب را در پیش گرفتند. این روزها که #کرونا همه را خانهنشین کرده و حوصلهها را سر برده، چشمه خلاقیت مجازیون به قُلقُل افتاده و مجدداً فیلشان یاد #هایکو_کتاب کرده است. قاعده این است که با همنشینی عنوان یا نام نویسنده سه کتاب بر روی هم، قطعه شعری پدید آید. بعضی کارها را که برایم جالب بود، با شما به اشتراک گذاشتم.
◀️ پ.ن: چشم ببندید بر این که این قبیل قرتی بازیها #کتاب را از جایگاه والایش به کالایی زینتی بدل میکند.
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
همه چیز را به گردن دیوار کوتاه اقتصاد نیندازیم!
مشارکت ۴۲ درصدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی آن هم با وجود مشارکت ۲۰ و چند درصدی در برخی از مراکز استانها موجب تحیر بسیاری از تحلیلگران سیاسی شد. آنها در تحلیل کاهش میزان مشارکت به علتهای مختلفی من جمله مشکلات اقتصادی، حوادث آبان ۹۸، حادثه تلخ بوئینگ اوکراینی، شیوع کرونا و حتی شایعه فوت استاد شجریان اشاره کردهاند. یقیناً میتوان هر یکی از عوامل ذکر شده را تا حدی در کاهش مشارکت دخیل دانست اما در این یادداشت بنا بر این است بر اساس برخی از مشاهدات شخصی به عاملیت انسانی و نقش آن در کاهش مشارکت بپردازم.
پیش از انتخابات که با دوستان متعددی که تصمیم داشتند رأی سفید انداخته یا به کلی در انتخابات شرکت نکنند صحبت میکردم، بسیاری از آنها عدم مشارکت را به عنوانی ابزاری برای اعلام نارضایتی از فضای کشور قلمداد میکردند. آنها میگفتند از حضور در انتخاباتهای گذشته نتیجهی مطلوبی نگرفتهاند و این بار میخواهند با رأی ندادن شانس خود را آزمایش کنند. برخی دیگر نیز معتقد بودند مجلس شورای اسلامی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هیچ کاره است و تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود لذا رأی دادن به نمایندگان مجلس عملاً بیهوده است.
این ادله که شاید در ظاهر موجه هم به نظر برسند در واقع بیانگر این است که ما اصلاً نمیدانیم چرا باید رأی بدهیم، چطور باید رأی بدهیم و پس از رأی دادن چگونه باید رأی خود را مطالبه کنیم. حتی بسیاری از آنها که رأی هم میدهند تنها به تغییر آدمها و مواضع دلخوش هستند و چندان به آینده ساختار و فرآیندها چشمی ندارند. به نظر میرسد این ضعف ریشه در سطح نازل آموزش و پرورش مدنی در جامعه ایران دارد یعنی فقدان آموزش ارزشهایی که موجب تحکیم تعهد شهروندان به مشارکت در فرآیند سیاسی میشود. به عنوان مثال آموزش و پرورش مدنی دانش آموزان آمریکایی شامل مطالعه حکومتهای فدرال، ایالات محلی و قوای سهگانه مجریه، مقننه و قضاییه حکومت است. این آموزش تنها به شناخت ظاهری نهادها و ساختارها هم محدود نیست بلکه اندیشمندان آموزش مدنی که عمدتاً از پایگاه راست هستند، معتقدند افراد باید در جریان فرآیند امور قرار گیرند و فهم کنند که این فرآیندها چگونه پدید میآیند، جلو میروند و موانع آنها چیست تا بتوانند بهترین مشارکت مدنی را که منجر به تأمین منافع فردی و جمعی میشود برگزینند و مسئولیت انتخاب خود را بر عهده گیرند.
نبود یا کمرنگ بودن آموزشهای مدنی در ایران و محدود شدنشان به شناخت ظواهر و حفظیات حوصله سر بری، چون تعداد اعضای هر مجلس، طول دوره مسئولیت، تاریخ دقیق احداث و اولین و آخرین رئیس، کار را به اینجا رسانده که افراد تصور دارند نه با استفاده از حق مدنیشان و تشکیل مجلسی خوب و قدرتمند که با عدم مشارکت سیاسی میتوانند آیندهای بهتر رقم بزند!
البته سطح نازل آموزشهای مدنی تنها محدود به رأی دهندگان هم نیست. اینکه کاندیداهای نمایندگی مجلس کباب و پول پخش و تلاش میکنند با ترساندن مردم از رقیب رأی بیاورند یا وعدههایی میدهند که در حیطه وظایف نمایندگی نیست، نشانی از همین وضعیت اسفناک است. کاندیدایی که به مردم وعده ساختوساز شهری میدهد یا در پی حذف خدمت سربازی است یعنی متوجه کارکرد مجلس و فرآیندهای آن نیست و نمیداند حیطه اختیارات نماینده مجلس تا به کجاست. از همین رو وعدههایش جز ایجاد انتظار در افکار عمومی حاصلی ندارند و، چون هیچگاه محقق نمیشوند، جامعه را نسبت به رأیی که داده است بیاعتماد کرده و آن را به این نتیجه میرساند که ساختارها و نهادها هیچکاره هستند و تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود.
در ایران حتی دانشگاهیان هم با روندهای حکمرانی، سازوکارهای نظام سیاسی و موانع آن آشنایی چندانی ندارند و به همین دلیل اغلب اوقات حرفهایی از سر دلسوزی میزنند که یا دردی را دوا نمیکند یا مدیران اجرایی آنها را رویایی و آرمانی تلقی میکند و حاصلش جدایی دانشگاه از صنعت و ناامیدی اساتید دانشگاه است. در مجموع وضعیت مردمسالاری در ایران نشان میدهد در کنار آموزشهای همگانی، ارتقاء و کارآمدسازی آموزشهای مدنی در هر سطحی از نان شب هم برایمان واجبتر است. بهویژه آنکه جمهوری اسلامی خودش را در مقبولیت و بخشی از مشروعیت متکی به رأی مردم میداند.
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi