همه چیز را به گردن دیوار کوتاه اقتصاد نیندازیم!
مشارکت ۴۲ درصدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی آن هم با وجود مشارکت ۲۰ و چند درصدی در برخی از مراکز استانها موجب تحیر بسیاری از تحلیلگران سیاسی شد. آنها در تحلیل کاهش میزان مشارکت به علتهای مختلفی من جمله مشکلات اقتصادی، حوادث آبان ۹۸، حادثه تلخ بوئینگ اوکراینی، شیوع کرونا و حتی شایعه فوت استاد شجریان اشاره کردهاند. یقیناً میتوان هر یکی از عوامل ذکر شده را تا حدی در کاهش مشارکت دخیل دانست اما در این یادداشت بنا بر این است بر اساس برخی از مشاهدات شخصی به عاملیت انسانی و نقش آن در کاهش مشارکت بپردازم.
پیش از انتخابات که با دوستان متعددی که تصمیم داشتند رأی سفید انداخته یا به کلی در انتخابات شرکت نکنند صحبت میکردم، بسیاری از آنها عدم مشارکت را به عنوانی ابزاری برای اعلام نارضایتی از فضای کشور قلمداد میکردند. آنها میگفتند از حضور در انتخاباتهای گذشته نتیجهی مطلوبی نگرفتهاند و این بار میخواهند با رأی ندادن شانس خود را آزمایش کنند. برخی دیگر نیز معتقد بودند مجلس شورای اسلامی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هیچ کاره است و تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود لذا رأی دادن به نمایندگان مجلس عملاً بیهوده است.
این ادله که شاید در ظاهر موجه هم به نظر برسند در واقع بیانگر این است که ما اصلاً نمیدانیم چرا باید رأی بدهیم، چطور باید رأی بدهیم و پس از رأی دادن چگونه باید رأی خود را مطالبه کنیم. حتی بسیاری از آنها که رأی هم میدهند تنها به تغییر آدمها و مواضع دلخوش هستند و چندان به آینده ساختار و فرآیندها چشمی ندارند. به نظر میرسد این ضعف ریشه در سطح نازل آموزش و پرورش مدنی در جامعه ایران دارد یعنی فقدان آموزش ارزشهایی که موجب تحکیم تعهد شهروندان به مشارکت در فرآیند سیاسی میشود. به عنوان مثال آموزش و پرورش مدنی دانش آموزان آمریکایی شامل مطالعه حکومتهای فدرال، ایالات محلی و قوای سهگانه مجریه، مقننه و قضاییه حکومت است. این آموزش تنها به شناخت ظاهری نهادها و ساختارها هم محدود نیست بلکه اندیشمندان آموزش مدنی که عمدتاً از پایگاه راست هستند، معتقدند افراد باید در جریان فرآیند امور قرار گیرند و فهم کنند که این فرآیندها چگونه پدید میآیند، جلو میروند و موانع آنها چیست تا بتوانند بهترین مشارکت مدنی را که منجر به تأمین منافع فردی و جمعی میشود برگزینند و مسئولیت انتخاب خود را بر عهده گیرند.
نبود یا کمرنگ بودن آموزشهای مدنی در ایران و محدود شدنشان به شناخت ظواهر و حفظیات حوصله سر بری، چون تعداد اعضای هر مجلس، طول دوره مسئولیت، تاریخ دقیق احداث و اولین و آخرین رئیس، کار را به اینجا رسانده که افراد تصور دارند نه با استفاده از حق مدنیشان و تشکیل مجلسی خوب و قدرتمند که با عدم مشارکت سیاسی میتوانند آیندهای بهتر رقم بزند!
البته سطح نازل آموزشهای مدنی تنها محدود به رأی دهندگان هم نیست. اینکه کاندیداهای نمایندگی مجلس کباب و پول پخش و تلاش میکنند با ترساندن مردم از رقیب رأی بیاورند یا وعدههایی میدهند که در حیطه وظایف نمایندگی نیست، نشانی از همین وضعیت اسفناک است. کاندیدایی که به مردم وعده ساختوساز شهری میدهد یا در پی حذف خدمت سربازی است یعنی متوجه کارکرد مجلس و فرآیندهای آن نیست و نمیداند حیطه اختیارات نماینده مجلس تا به کجاست. از همین رو وعدههایش جز ایجاد انتظار در افکار عمومی حاصلی ندارند و، چون هیچگاه محقق نمیشوند، جامعه را نسبت به رأیی که داده است بیاعتماد کرده و آن را به این نتیجه میرساند که ساختارها و نهادها هیچکاره هستند و تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود.
در ایران حتی دانشگاهیان هم با روندهای حکمرانی، سازوکارهای نظام سیاسی و موانع آن آشنایی چندانی ندارند و به همین دلیل اغلب اوقات حرفهایی از سر دلسوزی میزنند که یا دردی را دوا نمیکند یا مدیران اجرایی آنها را رویایی و آرمانی تلقی میکند و حاصلش جدایی دانشگاه از صنعت و ناامیدی اساتید دانشگاه است. در مجموع وضعیت مردمسالاری در ایران نشان میدهد در کنار آموزشهای همگانی، ارتقاء و کارآمدسازی آموزشهای مدنی در هر سطحی از نان شب هم برایمان واجبتر است. بهویژه آنکه جمهوری اسلامی خودش را در مقبولیت و بخشی از مشروعیت متکی به رأی مردم میداند.
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
34.GamDovom-07.10.98.pdf
1.98M
🔴 شماره سیوچهارم صفحه #گام_دوم (۹۸/۱۰/۷)
◀️ در این شماره میخوانید:
✅ واکاوی #شهید_مطهری از راز انحطاط و ترقی اقوام در قرآن کریم/ جامعهی عادل حتی اگر کافر باشد قابل بقاست
🌐 javann.ir/0047om
🗞 گام دوم را شنبهها در صفحهی ۱۰ روزنامه جوان بخوانید.
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
🔴 حاکم مسلمین اگر کافری باشد عادل، مقدم است بر اینکه مسلمانی باشد ظالم!
♨️ بخشی مهم از فرمایشات استاد #شهید_مطهری:
✳️ اگر مردمی مؤمن به خدا باشند، ولی در میان خودشان ظالم، این ظلم سبب میشود که اینها نتوانند به کار خودشان ادامه بدهند، یعنی منقرضشان میکند؛ و اگر بر عکس، مردمی نسبت به خداوند کافر باشند، ولی در میان خودشان #عادل، این جامعه قابل بقاست. یعنی آن چیزی که اساس بقای جامعه هست، #عدالت است.
✳️ اگر ما ایمان و توحید و خداشناسی را مؤثر میدانیم از باب علتالعله است، چون #ایمان است که عدالت را برقرار میکند و عدالت است که #جامعه را نگهداری میکند، بیایمانی است که به دنبال خودش #ظلم میآورد و ظلم است که مستقیماً جامعه را خراب میکند. پس تأثیر ایمان و بیایمانی روی جامعه تأثیر غیرمستقیم است نه مستقیم.
✳️ وقتی #هلاکو آمد به عراق، در جلسهای که عدهای از علما بودند از جمله سید بن طاووس، همین مسئله را طرح کردند که اگر امر دائر باشد که حاکم مسلمین کافر باشد و عادل یا مسلمان باشد و ظالم، کدام یک مقدم است؟ آنجا طوماری امضا کردند که بر حسب اصول #اسلام حاکم مسلمین اگر کافری باشد عادل، مقدم است بر اینکه مسلمانی باشد ظالم، برای اینکه با عدالت بقای آن جامعه ممکن است محفوظ باشد، فقط خود او کافر است، ولی اگر ظلم باشد تمام مردم از بین میروند.
📚 برگرفته از کتاب «انحطاط و ترقی تمدنها»؛ صفحه ۴۴
📌 متن کامل: javann.ir/0047om
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi
8.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏹ تفاوت استقبال پوتین از اردوغان و بشار اسد
____
✍️ محمد صادق عبداللهی
🆔 @ms_abdollahi