معشوقهی آفتابگردون؛
دُر است صورت تو و دریاست چشم من ای دُرِ دور مانده ز دریا، چگونهای؟
ای آرزوی دیدهی بینا، چگونهای؟
وی مونس دلِ منِ تنها، چگونهای؟
دُر است صورت تو و دریاست چشم من
ای دُرِ دور مانده ز دریا، چگونهای؟
دل هدیهی تو کردم آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای؟
ای نورِ چشم مهر و گل بوستانِ حُسن
ما بیتو در همیم، تو بی ما چگونهای؟
- حسن غزنوی
هدایت شده از حَنین🇮🇷
رابطم با ادمای زندگیم اینطوریه که نمیدونم رنگ مورد علاقشون چیه ولی عمیق ترین زخم های روحشونو دیدم...
معشوقهی آفتابگردون؛
فقطمیدونمخیلیدلمبراتتنگشده🥲💔
به سوی روی تو مایل شدست قبله من
و کفر نیست که این مظهر مسلمانیست
دمی ز خاک حرم جاودانه مستم کن
که سهم هرکه نزد لب بر آن پشیمانیست
عنایتی بنما تا که محتشم باشم
که از شکوه توگفتن به طاقت ما نیست
مرا به جانب مشهد روانه کن که غزل
همیشه قبل عراقی شدن خراسانیست
هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
آموزش پروش اسرائیلِ ایران شده
از دیروز چندین خبر خودکشی از دانش آموزان ثبت شده
آموزش پرورش داره روان انگیزه و امید نسلِ جوان و آینده ساز رو میکشه
مگه قتل فقط از نفس انداختنِ؟ آموزش پرورش با تصمیمای ناگهانی انگیزه، امید روح روان و سلامتی همهی دانش آموزان رو گرفته
ما همه معترضیم
هدایت شده از معشوقهی آفتابگردون؛
_خوبی؟
+آره بابا مگه میشه من بد باشم
_پس چرا داری گریه میکنی؟!
+هیچی، سیاهی شب رو دلم آوار شده
_مطمئنی؟
+آره، صبح میشه خوب میشم
_میدونی چندتا صبح گذشته؟
+نه بابا هنوز که صبح نشده