از عشق، از شوق، از همهچیز کناره گرفتهام؛ دیگر در جرگه مردهها به شمار میآیم.
معشوقهی آفتابگردون؛
از عشق، از شوق، از همهچیز کناره گرفتهام؛ دیگر در جرگه مردهها به شمار میآیم.
دیگر در جرگه مردهها به شمار میآیم.
دفعه قبلی یکی از دوستام پرسید به نظر خودت عیبِ اخلاقی و رفتاریت چیه؟
خندیدم گفتم زیادی مهربونم
مسخرم کرده گفت همه ایرانیا اینو میگن
دیروز دیدم، گفت واقعا زیادی مهربونی، فکر میکنن نمیفهمی که دارت باهات بد رفتار میکنن
گفتم: من فارغ از همه اتفاقای بدی که برام رقم میزنن یه انسانم، انسان بودن دینِ منه.
معشوقهی آفتابگردون؛
یکی از زیباترین صبح های عمرم رو سپری کردم 🥲✨✨✨
امروز صبح که بیدار شدم دیدم داره بارون میزنه
در حیاط خلوت رو باز کردم صندلی گذاشتم جلوش عود روشن کردم موزیکِ ملایم گذاشتم و حدودا یک ساعت کتاب خوندم✨🥲
در اوووووجِ ادایی بودن زیباترین صبح ممکن رو شروع کردم✨🦕💙
_بهت وفاداره؟
+خودش یا غمش؟
_یعنی چی؟
+غمش از خودش وفادار تره، شبا میشینیم باهم بهمن میکشیم.