یکی از چیزایی که دارم باهاش سر و کله میزنم ارتباط و تعامل با آدمایی که هیچ وقت ازشون وایب خوبی نگرفتم و دوستشون نداشتم
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
یه خریدایی هستن که خودت نمیخوای بخری و دلت میخواد هدیه بگیری، اونا خیلی به ادم میچسبه
》F A T E M E《
@farsitweets
معشوقهی آفتابگردون؛
یه خریدایی هستن که خودت نمیخوای بخری و دلت میخواد هدیه بگیری، اونا خیلی به ادم میچسبه 》F A T E M E《
من دقیقا نسبت به یه جاعودی همچین حسیو دارم
دلم میخواد کادو بگیرم.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
خیلی سخته که حالت خوب نباشه ولی چون یه عده چشمشون به توعه مجبور باشی با انرژی و سرحال به نظر برسی.
»داون سابق«
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
نمیدونم این چه مرضیه که توی جمع احساس میکنی مسئول همه رفتارا همه تویی، مسئول حوصله سر رفتنا تویی، مسئول سکوتها و سرگرم کننده بودن یه جمع هم تویی.
*اندروا*
@farsitweets
هدایت شده از سیدِآبی .
امروز به یاد قدیما ساعت آخر کلاسیمون ، کلاس خودم و پیچوندم و جیم زدم تو کلاس یکتا اینا
اخرین سالی که باهم همکلاس بودیم سال نهممون بود
امروز وقتی رفتم و دوباره باهاش همکلاس شدم ، انگاری جون دوباره به تنم برگشت
به یاد قدیما تو کتابامون شعر نوشتیم و مکالمه ی شعری داشتیم
عادت داشت سر کلاسا وقتی خیلی تو درس غرق میشدم دست میزد به پهلوم یا مقنعهم و میکشید جلو چشمم تا توجهم بهش جلب بشه:)
درس خوندن کنار یکتا یعنی بهشت:)
و من چقدر خوشبختم و خوشحالم که خدا بهم فرشته ی بدون بالشو داده:)