1403 عزیز
سختی های و آسونی هات گذشتن
فراغ ها و وصال ها
رنج ها و شادی ها
مهر ها و بی مهری ها
خوب ها و بد ها
تلخی های و شیرینی ها
غروب ها و طلوع ها
بهار و خزان
گرما و سرما
و از همه مهم تر درد های ناگهانی
همه گذشتن
بابت چیز هایی که از دست دادم و چیزهایی که به دست آوردم شاکرم
تجربه های نیک و بد ضروری و غیر ضروری داشتم که میتونم بابتش ازت تشکر کنم
اما قرارِ ما به کام شیرینی بود
سالِ تلخی بود غم انگیز و پر از تجربه های بد پر از اتفاقای بد پر از غم های بزرگ نگرانی های توصیف نشدنی رنج های تحمل نشدنی خشم های فروخورده و...
اما همچنان شاکرم
شکر که از این بدتر نشده شکر که تونستم بگذرونم، شکر که نشد آدمای بد تو زندگیم بیان
شکر که نشد
شکر که هنوز میبینم
شکر که زنگی آخر کلاس نفس میکشم
1403 عزیز مرسی که گذاشتی تورو زندگی کنم، معلمِ سختگیر و آموزنده ای بودی که هرگز از یاد نمیبرمت
باشد که سالِ نو، باشد به کامِ ما.