یکی از خصلتهای عجیبی که دارم اینه که وقتی آدمها بهم بدی میکنن یا با رفتارشون رومخم میرن همون لحظه چیزی نمیگم، طوری رفتار میکنم انگار هیچی نشده اما عقب ذهنم دارمش، بعد هی جمع میشه، هی جمع میشه، یهو طرف رو بدون هیچ حرفی از زندگیم پاکش میکنم، شاید طرف فکر کنه بیدلیله ولی من کلی دلیل بابتش از قبل تو ذهنم دارم
پیروی کورکورانه از عقاید و رسم و رسومات گذشتگان این معنی را تداعی نخواهد کرد که آنها زندهاند؛
بلکه بدان معناست که زندههای آن جامعه درواقع مردهاند!
ستاره ها ابدی نیستن، باید همهی وجود و هستیشون رو بسوزونن و بدرخشن
_من عاشقِ امید شدم
معشوقهی آفتابگردون؛
ستاره ها ابدی نیستن، باید همهی وجود و هستیشون رو بسوزونن و بدرخشن _من عاشقِ امید شدم
نا آدم ها هم مینطور هیکاری عزیز
ماهم می سوزیم تا زندگی کنیم.
هدایت شده از سیدِآبی .
این روزا قشنگ ترین اتفاقی که تو مدرسه میوفته اینه که زنگ تفریحا یا من میرم تو کلاس یکتا اینا یا اون میاد تو کلاس ما ، و رو تخته با هم دیگه شعر مینویسیم:))))
یکی از حسهایی که موقع عاشقی تجربه میکنید
وقتیه که صداشو میشنوید
یا بهش فکر میکنید
بعد میگید هُری دلم ریخت:)
از نظر علمی اسمش pvc هست که یعنی:
قلبتون یه ضربان قلبی رو جا میندازه!
یا به عبارتی یادش میره بتپه
و تو ضربان بعدی جبران میکنه
که این حس رو بهتون میده...!