من میتوانستم به تنهایی از پس زندگی بربیایم،
قادر بودم اندوهم را با شانه های ظریفم به
دوش بکشم اما میخواستم وقتی اشکهایم
گونهام را خیس میکند دستی به غیر از
دستان سردم شبنم پلکهایم را بگیرند.
هدایت شده از سیدِآبی .
-قوی بودن خسته ، گوشه گیر و بی حوصله ام کرده است...
سلام بر خانهی آمنه،
بر نزول آیات رحمت،
و بر شمس طلوع کرده در گهواره
که در پرتوی رسالتش
مسیحِ دختران زنده به گور شد!
زن های خاورمیانه
از هرچه خالی باشند در سه چیز غنیاند؛
چشم های زیبا، غم های همیشگی و شُجاعت ناگزیر...