eitaa logo
امتداد
926 دنبال‌کننده
689 عکس
270 ویدیو
28 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 مریم عباسی 📍چهار محال و بختیاری ✍ مریم عباسی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
دوست داشتم آنجا باشم. دلیلش را هم نمی‌دانستم.گفته بودند اگر کسی خواست بیاید، باید ساعت هفت جلوی در خانه‌ی شهید باشد. تا افطار کنم ساعت نزدیک هفت شده بود. با خودم گفتم تا بخواهم نماز هم بخوانم مراسم تمام میشود. نمازم که تمام شد ساعت به هشت نزدیک شده بود. دو دل بودم بروم یا نه، چادرم را سر کردم و از خانه بیرون زدم. هیچ کس توی کوچه نبود آدرس منزلشان را هم نداشتم. جلوی مسجد هم کسی نبود که آدرس بپرسم. با خودم گفتم لابد مراسم تمام شده. ولی دلم نیامد برگردم. گفتم میروم، لااقل یک فاتحه‌ای دم درشان میخوانم و برمیگردم. چندباری خواستم از کسبه‌ای یا کسی آدرس منزل شهید را بپرسم، ولی نپرسیدم. محدوده را میشناختم ولی مقصد را نه. دلم یکجور عجیبی میزد. حال عجیب‌تری هم داشتم. تا رسیدم، جمع خانمها هم جمع شد. گرم حرف زدن و سلام و احوالپرسی بودم که چند تا از بچه‌های مسجد هم آمدند. همه از همه جا آمده بودند. بغضی غریب گلویم را گرفته بود ولی چشمهایم برای چند دانه اشک خساست می‌کردند. راه را باز کردند تا خانم جوان که عکس شهید توی بغلش بود رد شود. می‌گفتند نامزد شهید است و عید عروسی‌شان بود. می‌خواستند به خانه‌ی خودشان بروند. یکی میگفت، حتی جهیزیه‌اش را هم چیده بودند. آن یکی میگفت، چطور می‌خواهند وسایل‌های خانه‌ی‌شان را جمع کنند. یکی دلش می‌سوخت و آن یکی با گوشه‌ی چادرش اشک چشمش را پاک میکرد‌. آن یکی میگفت خدا به داد دل مادرش برسد. یاد عروس حضرت قاسم افتادم. من فقط گوش میکردم. دلم میسوخت. چشمهایم هم، ولی نم پس نمی‌دادند. همه حیدر حیدر می‌گفتند و شعار می‌دادند. نزدیک به یک ساعت سر پا ایستاده بودم. هم پاهایم هم کمرم درد گرفته بود. به مادر یکی از بچه‌های کلاس گفتم، بروم جایی پیدا کنم بلکه کمی تکیه بدهم. جلوی در، جمعیت کمتری بود. به در تکیه دادم. عکس شهید روبه‌رویم بود. انگار خون توی رگهایم فوران کرد.‌ جگرم سوخت. گر گرفتم، نفسم بالا نمی آمد. هی صدایم را بلند کردم و هی بلند کردم. دیگر به جیغ کشیدن رسیده بودم. آن لحظه دوست داشتم بلندترین صدای دنیا را داشته باشم تا بتوانم فریاد بزنم و مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل بگویم. کسی مرا نمی شناخت. خانمهایی که کنارم بودند. داشتند یک جور عجیبی نگاهم می‌کردند. شاید هم رفتار من عجیب بود. انگار جنون گرفته بودم. شاید هم،خونم به جوش آمده بود. عکس شهید جلوی چشمم بود.همسرش یک قاب عکس گرفته بود و صورت به صورت قاب گذاشته بود. کوچه از خشم پر بود. غم از آسمان می‌بارید. کوچه بارید آسمان بارید من هم ... ✍ فریده حیدری 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ای شهدا! شما که از خواب گران بیدار شدید و در راه ازادی جان فدا کردید روح شما در نسیم میناب جاری است و نام شما بر زبان جاودانه مانده است استادی که تدریس کرد : مرگ برای کسی که در راه حق می‌میرد ،زندگی است. و شاگردانی که این درس را با خون نوشتند. رهبر شهید! شما نه تنها معلم بودید بلکه پدر معنوی بودید تعلیم دادید: ایثار بالاترین مرتبه انسانیت است. و خود نخستین کسی بودید که این درس را عملی کردید ✍ اسما ابراهیمی 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
امروز که ما در خیابان هستیم در بیعت با یار خراسان هستیم لب تر بکند امام ما خامنه ای بی وقفه همه راهی میدان هستیم ✍ محمد بهرامی عیسی آبادی 📍چهارمحال و بختیاری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ به نام رنگهایی که از آغوش آفتاب،به تصویر جهان ،جان می‌بخشند. در میان غبار تاریخ، نام‌هایی چون رهبر بزرگ انقلاب، همچون ستاره‌هایی در دل شب می‌درخشند؛ کسانی که مسیر حق را با خون و ایمان ترسیم کردند و سایه‌شان، پناهگاهِ عزتِ این سرزمین است. ایشان، که راه را برای ما گشودند، تنها یک رهبر نبودند، بلکه معنای ایستادگی در برابر طوفان‌ها را به ما آموختند. و اما شما، ای فرزندان مدرسه میناب، ای جویندگان نور... اگر رهبر انقلاب ریشه استوار این درخت بزرگ است، شما برگ‌های سبز و میوه‌های شیرین آینده هستید. همان‌گونه که ایشان با نگاهی فراتر از مرزها، جهان را دیدند، شما نیز با کتاب و قلم، چشم خود را به افق‌های روشن باز کنید. مدرسه میناب، نه تنها محل یادگیری، بلکه کانون پرورش همان روحیه آزاده‌ای است که از دل رهبری الهام گرفته است. از یادگیری دست نکشید، چرا که دانش، سلاحِ نهایی شما برای پاسداری از این میهن است. تو برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود. رنج دوران برده ای تو برای آنکه ایران گوهری تابان شود. خون دل ها خورده ای ایشون کسی که برای بچه های شهدا پدر،برای دردمندان همدرد وبرای دشمنان دژی غیر قابل نفوذ بود وهست. آری! بزرگ مرد کشورم! برای دل ساده ام نگاهش تصلای خاطر است.... من یکی از دوستداران محبت ها ولبخند هایش هستم... من یکی از هزاران مشتاق عطر وجودش هستم... من یکی از هزاران ایرانی هستم که طنین خوش زندگیم،آهنگ سخنانش است... چهره ی ملکوتی ات و قدوبالای رعنایت چه در پی خود دارد که اینگونه عشق و دلدادگی به کام ما وجام زهری است به کام ستم پیشگان و گرگ صفتان؟! جانم به فدایت! کاش میشد با ترازویی میزان محبت به تورا سنجید و با کلمه ای فرای عشق و دوست داشتن میزان دلبستگی به تورا وصف کرد ولی چه کنم آقاجان که زبان قاصرم محدود است... می دانم خسته ای. چند سال است درست نخوابیده ای. حالا دیگر استراحت کن. بی آن که نگران فردا باشی. برای ما هم دعا کن. دوری ات سخت است. یادت گرامی باد . ✍ زهرا عقیلی 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ چهلمین روز است... چهلمین غروب غم‌انگیز، در سوگ شما که پر کشیدید. رهبر عزیزم، قامت آسمانی‌ات دیگر در میان ما نیست تا راهنما و چراغ راهمان باشد. و شما، دانش‌آموزان میناب، باغبانان کوچک اندیشه‌ی فردا، چگونه دل کندید از این دنیای فانی؟ پروازتان، زخمی است بر دل‌ها که هرچه زمان می‌گذرد، تازه‌تر می‌شود. در این چهلمین روز، داغ فقدان شما سنگین‌تر از همیشه بر دل‌های ما نشسته است. حسرت دیدار، بغض فریاد نشده، و عشقی که به آرمان‌هایتان داشتیم، همه و همه در این روزگار بر ما سایه افکنده است. چگونه می‌توان این درد را تاب آورد؟ چگونه می‌توان این اشک‌ها را فرو خورد؟ اما می‌دانیم که شما، رهبر سفر کرده، و شما، پروانه‌های کوچک مدرسه، در بهشتی ابدی آرام گرفته‌اید. این دلنوشته‌ها، این ناله‌های ما، تنها قطره‌ای از دریای عشق و درد ماست که تقدیم به روح بلندتان می‌شود. ما راهتان را ادامه خواهیم داد، با همان صلابت، با همان اراده، تا انتقام خون پاک شما را از دشمنان بگیریم؛ انتقامی آگاهانه، حساب‌شده و در خور نام بلندتان. روحتان شاد و یادتان گرامی باد ✍ مهرسا باقری 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ای که تو از لات و لوتانی ترامپ اذیت و آزار ِ هر جانی ترامپ کلِّه ی زردو ته شُورتت زرد است! کفتار و کرکس و نادانی ترامپ قتلگاهت تنگه ی هرمز بُوَد گاوچِران و خُوک ِ میدانی ترامپ مشعل دردست ِ آزادی شکست ! برخلاف ِ عهد و پیمانی ِ ترامپ پاپَتی هستی و بودی کلِّه شَق ! کلِّه پوک و زرد پشیمانی ترامپ ! جان عرفان و شکوه و معرفت: سِنتکام و هِرمِس ِ پنهانی ترامپ ای که تو از لات و لوتانی ترامپ اذیت و آزار ِ هر جانی ترامپ 📍مشهد مقدس ✍ مهدی عرفانیان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ «به پیشوایِ دل‌ها، به نورِ راه» ای پیشوایِ بزرگوار، ای که نامت با صلح و مقاومت گره خورده است... نوشتن از شما، فراتر از بیانِ یک جایگاه، روایتِ یک پیوندِ پنهان در اعماقِ جان‌هاست. شما برای ما تنها یک رهبر نیستید؛ شما آن قطب‌نمایی هستید که در طوفان‌های بی‌امانِ روزگار، مسیرِ درست را به ما نشان می‌دهد. وقتی جهان در حیرت و سرگردانی است، بصیرتِ شما همچون ستاره‌ای در آسمانِ ما می‌درخشد تا از گمراهی بر ما روشن باشد. ای پدرِ معنویِ ملت، ما در هر گام، سایه‌ی اقتدار و آرامشِ شما را بر دوشِ خود احساس می‌کنیم. درسِ ایستادگی را از صلابتِ شما آموختیم و درسِ عشق به وطن را از نگاهِ پُر از شفقتِ شما فرا گرفتیم. شما به ما آموختید که عزت، نه در تسلیم شدن، که در ایستادگی بر سرِ حق است؛ حتی اگر تمامِ جهان در برابر ما بایستد. وشما ای دانش آموزان مینابی، ما در هر ورقی که در کتاب هایمان می‌زنیم از شما یاد میکنیم و هیچ موقع یاد شما از دل هایمان بیرون نمی‌رود . خون رنگین شما، رنگ سرخ این پرچم مقدس را گلگون تر کرد. دعا می‌کنیم که سایه‌ی پربرکت و مقتدرتان همواره بر سرِ این خاک و بر جانِ ما مستدام باشد. سلام بر قائد امت اسلامی سلام بر دانش آموزان مینابی سلام به آن مشت گره کرده به زیر آوار سلام بر کیف های خونین چقدر سخت است فراغ رهبر عزیزمان چقدر سخت است داغ دوری دختران عزیزمان ✍ حدیث سوری 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ برای کودکان میناب میناب،کلمه ای پنج حرفی با بیش از صد داستان مختلف.داستان دخترانی که همگی عزیزکان والدین بودند. اما حالا مادران به جای اینکه دخترانشان را در لباس سفید عروسی ببینند باید کفن سفید را بر تن ظریف و نهیف دخترانشان تماشا کنند.دخترانی که تا دیروز وقتی پدرشان با خستگی برمیگشت به استقبالشان می‌رفتند و آنها را در آغوش می‌کشیدند. والدین نمی‌گذاشتند ناراحتی ای در دل این دختران قرار گیرد،اما حالا این دختران کجا هستند که اشک چشم مادرانشان را پاک کنند،کجا هستند که ببینند قامت پدرانشان چگونه از شدت گریه خمیده است. تک تک آنها آرزوهایی داشتند که همگی به زیر خاک رفتند.انها هم مانند دیگر کودکان بی‌گناهی بودند که در جای جای این جهان ظالم برای خواسته های باطل دیگران فدا می‌شوند. اما دختران آرام بخوابید که انتقام خونتان نزدیک است.خون های پاک شما پایمال نخواهند شد و حالا تمام دنیا میداند این ستم چگونه تک تک شما را به آرزویی برای والدینتان تبدیل کرد.ای دختران بدانید که انتقام نزدیک است،پیروزی نزدیک است. خاطراتتان،تا به ابد در یاد این ملت نقش می بندد ✍ محیا خورشیدوند 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ سلام بر دخترانِ شهید وطنم . سلام بر دختران دبستانی بی‌گناه و معصوم کشورم . دختر است دیگر ... ناز دارد و عشق می‌خواهد پرورش قلبِ نازنینش . محبّت و لطافت می‌خواهد با او سخن گفتن و شنیدنِ حرف‌هایش . منظورم را رساندم ؟ می‌بینید با چه دشمنان پَست فطرتی طرف هستیم ؟ به اشکِ مادران این سرزمین قسم که زوال اهریمنان نزدیک است . به گوش تک‌تک صهیونیست‌ها برسانید که اگر داغی بر دل مردمان این سرزمین بنشیند ، لحظه به لحظه به نابودی‌تان نزدیک‌تر خواهید شد . ما با تمام وجودمان به وعدهٔ خداوند معتقدیم . به یاد آورید ، توفان طبس را ای بیچارگان ... از این پس هر شبِ صهیون و آن قاتل پست ، فقط با کابوسِ فتاح می‌گذرد . همان‌گونه که هر بار و تا به حال ، از وحشت قالب تهی می‌کردند و کرده‌اند . همه شاگرد اولید امروز ، جاودانه شُدید بی‌تردید ! کارنامه چه زود صادر شد ، دخترانم قبولِ اسفندید :) ✍ مریم ستاری 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 ریحانه سعیدی 📍چهار محال و بختیاری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
‌ آقا جان! آقاجان! می‌دانیم که در آن سوی هستی، در آغوش رحمت الهی، آرام و خشنود ایستاده‌اید؛ چرا که شهادت، زیباترین پاداش برای یک عمر ایستادگی خالصانه بود. ما را ببینید... ما همان فرزندانی هستیم که در سایه‌سار بصیرت شما قد کشیدیم. ما تربیت‌یافته نهضت شماییم و خونِ غیرتی که در رگ‌هایمان می‌جوشد، ثمره‌ی سال‌ها هدایتِ حکیمانه شماست. خیالتان آسوده باشد؛ عهدی که با شما بستیم، با رفتنتان نه تنها سست نشد، بلکه با خونِ دل امضا شد. تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون، پای این نظام، این آرمان‌ها و این وطن ایستاده‌ایم. و راهتان، تا همیشه چراغ راه ما برای فتح قله‌های پیروزی خواهد بود...🤍 بچه های میناب! چه بگویم از میناب و غم بی منت های دانش آموزان پر پر شده اش که بی گناه و معصومانه رخت بربستند و خون پاکشان درخت تنومند آزادی ایران یکپارچه را تا ابد آبیاری خواهد کرد💔 ✍ محیا سادات جعفری مهر 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org