eitaa logo
مبهم؛
1.1هزار دنبال‌کننده
249 عکس
90 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا " جایی برای تخلیه ذهن شما؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/4107750
مشاهده در ایتا
دانلود
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه‌ی کفش فرار و ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت یه دفه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه‌ی فردا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت زنده‌ها خیلی براش کهنه بودن خودش و تو مرده‌ها جا زد و رفت هوای تازه دلش می‌خواست، ولی آخرش توی غبارا زد و رفت دنبال کلید خوشبختی می‌گشت خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت ــ محمد علی بهمنی
غمِ دل با تو نگویم که نداری غمِ دل با کسی حال توان گفت که حالی دارد...!
صبح تا شب رو تخت بودی. شب شد، چشمات سنگین، بدن خسته. با خودت میگی من امروز چی کار کردم که انقدر خستم؟
آدمی که همیشه هست.. دیگه دیده نمیشه
ـــ
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم، کافی ست قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافی ست گله‌ای نیست، من و فاصله‌ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه‌ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم! کافی ست
جز نوکری به درگه میخانه‌ی شما کاری بلد نبودم و یادم نداده اند
All the time wasted crying over you is reminder of what never to again
پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست از بس که گره زد به گره حوصله ها را یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش بگذار که دل حل بکند مسئله ها را
گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی ؟(:
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب! شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب! پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم آری نیستی اما نمی دانم بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟ هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما نگذاشت بی خوابی به دست آرم تو را امشب ها … سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف! ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز حتا ز برگی هم نمی آید صدا امشب امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب گشتم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب طاقت نمی آرم تو که می دانی از دیشب باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب ای ماجرای شعر و شب های جنون من آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟
نمیتوانم به کسی بفهمانم در من چه می‌گذرد...! من حتی دیگر نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم اما تو که میدانی؛ حواست باشد آقای اباعبدالله :)