مبهم؛
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم..
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
به دام زلف بلندت دچار و سرگرمم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
_ فاضل نظری
گرچه به غیر از زیان ندیدهام از تو
شکر که راضی نبودهام به کم از تو
با تو سر جان قمار کردهام ای عشق
هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو
سایۀ خود را نگاه کن که بدانی
همسفرت جا نمانده یکقدم از تو
ای دم عشرت! نه اینکه یاد تو خوش نیست
هست، ولی دلرباتر است غم از تو
پنجرههای سکوتِ نیمهشب از من
نغمۀ گنجشکهای صبحدم از تو
- فاضل نظری