eitaa logo
جهان چند قطبی 🌍
90 دنبال‌کننده
90 عکس
9 ویدیو
1 فایل
🔷 کانال «جهان چندقطبی» — دریچه‌ای به تحولات جغرافیای سیاسی، اقتصاد و امنیت جهانی در دوران گذار. 🔷 تحلیل‌های اختصاصی همراه با ترجمه‌های منتخب از اندیشمندان و راهپردازان سرشناس جهان. @Multipolar_world 🌍
مشاهده در ایتا
دانلود
🎙️🟦 استنیسلاو کراپیوونیک، افسر سابق ارتش آمریکا و تحلیلگر مسائل نظامی و امنیتی ساکن روسیه در گفت‌وگو با پروفسور گلن دیزن 🔵 فروپاشی جبهه‌های اوکراین و جنون جنگ‌طلبی در اروپا؛ هشدار درباره تقابل اتمی و افول قدرت نظامی ایالات متحده 🔹 پیشروی سریع روسیه در دونباس و سقوط سنگرهای ارتش اوکراین؛ شهر راهبردی کنستانتینوفکا که بیش از ۹۰ درصد آن سقوط کرده، راه را برای محاصره اسلاویانسک و کراماتورسک هموار کرده است. برخلاف روایت‌های رسانه‌های غربی، ارتش اوکراین پیوسته در حال عقب‌نشینی است و روسیه با تسلط بر ارتفاعات، کنترل توپخانه‌ای و پهپادی کامل بر مناطق جنگی را پیدا کرده است. 🔹 تغییر ماهیت جنگ به تروریسم هدفمند علیه غیرنظامیان؛ اوکراینی که در میدان نبرد شکست خورده، با حمایت مستقیم اطلاعاتی و ماهواره‌ای آمریکا و استفاده از اینترنت استارلینک، به حملات پهپادی علیه اتوبوس‌ها، قطارها و ساختمان‌های مسکونی در عمق خاک روسیه و بلاروس روی آورده است. حمله به اتوبوس مدرسه بلاروسی نمونه‌ای از این تروریسم غربی است که با هدف ایجاد رعب و وحشت انجام می‌شود. 🔹 توهم و روان‌پریشی در طبقه نخبگان نظامی آمریکا؛ کراپیوونیک معتقد است ژنرال‌های آمریکایی که بر اساس وفاداری سیاسی و نه مهارت نظامی انتخاب شده‌اند، دچار نوعی «سایکوز» یا روان‌پریشی شده‌اند. برخی از آن‌ها به طور مضحکی تصور می‌کنند در جنگ با ایران پیروز شده‌اند و اکنون براین باورند که می‌توانند در یک جنگ زمینی با روسیه نیز پیروز میدان شوند؛ در حالی که نیروی دریایی آمریکا حتی توان مقابله با قدرت‌های منطقه‌ای را هم ندارد. 🔹 وضعیت وخیم و شورش پنهان در ارتش آمریکا؛ نیروی دریایی ایالات متحده ثابت کرده که در نبردهای مدرن ناکارآمد و ناتوان است. این کارشناس به حوادثی مانند از کار انداختن عمدی سیستم‌های فاضلاب در ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس جرارد فورد توسط ملوانان (نوعی سرکشی نرم) اشاره می‌کند که نشان‌دهنده خستگی، فرسایش و تمایل شدید نیروها برای بازگشت به خانه و فرار از جنگ‌های مرگبار بی‌پایان است. 🔹 اروپا در مسیر خودکشی دسته‌جمعی و بازگشت به ریشه‌های نازیسم قراردارد؛ کشورهای اروپایی به‌ویژه آلمان، هلند و کشورهای حوزه بالتیک، با هیجانی پرشور به سمت جنگ با روسیه حرکت می‌کنند. وی هشدار می‌دهد که آلمان غربی هرگز به طور راستین «نازی‌زدایی» نشد و اکنون نخبگان آن با همان ذهنیت در حال برنامه‌ریزی برای حمله به خاک روسیه و ایجاد اردوگاه‌های کار اجباری برای اسرای روس هستند. 🔹 پایان دیپلماسی و آمادگی روسیه برای ضربه نهایی؛ پوتین دیگر از دیپلماسی سخنی بر زبان نمی‌آورد. خشم در روسیه به نقطه جوش خود رسیده و جناح‌های تندرو خواستار پاسخی سخت هستند. اگر اروپا به حملات خود ادامه بدهد، روسیه ممکن است با حملات پیش‌دستانه اتمی ( تاکتیکال ) یا نابودی کامل زیرساخت‌های حیاتی (برق، گاز و بنادر) اروپا را به دوران پیشامدرن بازگرداند. 🔹 اروپا، قربانی جدید آمریکا در پروژه اوکراینی‌سازی ؛ هدف نهایی واشینگتن، استفاده از اروپایی‌ها به عنوان اوکراینی‌های باکلاس‌تر است تا در جنگ با روسیه کشته شوند تا آمریکا از فروش سلاح و وام‌های بازسازی (طرح مارشال جدید) سود ببرد. آمریکا در حال خارج کردن نیروهای خود است تا پشت اروپا را در برابر روسیه خالی کند و پس از ویرانی آن، دارایی‌ها و مغزهای اروپایی را غارت کند. 🔹 تفاوت تمدنی در برخورد با دشمن؛ برخلاف غرب که سابقه نسل‌کشی و بدرفتاری با اسرا را دارد (مانند اردوگاه‌های مرگ آیزنهاور برای آلمانی‌ها)، روسیه همواره رویکردی انسانی‌تر داشته است. با این حال، وی هشدار می‌دهد که اگر اروپا روسیه را مجبور به پاسخ دادن کند، این بار پاسخی دریافت خواهند کرد که آن سرش ناپیدا. @Multipolar_world 🌍
🔺 پروفسور رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و کارشناس برجسته امنیتی و نظامی، و طراح کارزار بمباران هوایی ایران : 📌 ایران به عنوان یک قدرت تمدنی، با کنترل ۲۰ درصد انرژی جهان (در مقایسه با ۱۶ درصد آمریکا و ۱۱ درصد روسیه) و گسترش نفوذ خود از لبنان تا دریای سرخ، در کنار آمریکا، چین و روسیه، به قطب جدید جهان تبدیل شده است. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 کارل ژا، تحلیلگر جغرافیای سیاسی و تاریخ کشور چین در گفت‌وگو با دکتر وارویک پاول 🔵 هراس تاریخی توکیو و زوال هژمونی آمریکا؛ گذار از معماری امنیتی پایگاه‌محور به واقعیت‌های جدید قدرت چین 🔹 ترس عمیق ژاپن از انتقام تاریخی چین؛ در بخش‌هایی از بدنه امنیتی ژاپن، هراسی واقعی وجود دارد که چین ممکن است روزی همان رفتاری را با ژاپن داشته باشد که ژاپن در گذشته با چین داشت. رفتار تهاجمی حال حاضر توکیو، نه تنها از احساس گناه، بلکه از ترسی وجودی سرچشمه می‌گیرد و به طبع، با تقویت قدرت پکن تشدید شده است. 🔹 بی‌اعتمادی فزاینده به تعهدات امنیتی آمریکا؛ عدم اشاره پیت هگزث به موضوع تایوان در سخنرانی کلیدی خود در سنگاپور، موجی از نگرانی را در تایپه، مانیل، سئول و توکیو برانگیخته کرده است. همپیمانان منطقه‌ای آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که واشینگتن در میان‌مدت دیگر یک شریک امنیتی قابل اعتماد نخواهد بود و مسیر برای خروج تدریجی آمریکا، هموار شده است. 🔹 فروپاشی معماری امنیتی با تکیه بر پایگاه‌های نظامی؛ تجربه حملات موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکایی در غرب آسیا ثابت کرد که این مدل که با نام «پایگاه‌های خط مقدم» شناخته میشود، دیگر قابل دفاع و کارآمد نیست. مدل‌سازی‌های ریاضیاتی نشان می‌دهند که در صورت درگیری با چین، زیرساخت‌ها و هواپیماهای آمریکایی در ۲۰ پایگاه مستقر در ژاپن و فیلیپین طی همان هفته اول نابود شده و ادامه نبرد را برای ایالات متحده غیرممکن خواهد کرد. 🔹 استفاده آمریکا از متحدان به عنوان سپر انسانی؛ واشینگتن در حال تغییر راهبرد خود از حضور مستقیم، به رهبری از پشت جبهه است. پیام آمریکا به متحدانش این است که باید هزینه‌ها و خطرات خط مقدم را خودشان بر عهده بگیرند. در واقع آمریکا به دنبال آن است که متحدان منطقه‌ای به عنوان گوشت جلوی توپ عمل کنند تا از فدا شدن جان جوانان آمریکایی در نبردی دور از خانه، جلوگیری شود. 🔹 بُنشت نوین و تسلط گارد ساحلی چین بر منطقه؛ در پاسخ به تحریکات و در پاسخ به «حرکت نانسی پلوسی»، چین گشت‌زنی‌های گارد ساحلی خود را با کشتی‌های غول‌پیکر و اقیانوس‌پیما در اطراف تایوان و جزایر مورد مناقشه افزایش داده است. این حضور دائمی و تهاجمی که ۵ سال پیش اصلا وجود نداشت، اکنون به یک واقعیت جدید و غیرقابل بازگشت در منطقه تبدیل شده است. 🔹 فیلیپین، مهره واشینگتن برای تطهیر جنایات تاریخی ژاپن؛ وزیر دفاع فیلیپین که مهره واشینگتن در مانیل توصیف می‌شود، در اقدامی بحث‌برانگیز تلاش می‌کند جنایات گذشته ژاپن را نادیده بگیرد. این در حالی است که ژاپن هرگز به طور معناداری برای قتل‌عام ۱۰۰ هزار فیلیپینی در جنگ جهانی دوم، عذرخواهی نکرده است. 🔹 توهم برابری نظامی با تنها ابرقدرت صنعتی جهان؛ چین اکنون تنها ابرقدرت صنعتی جهان است و هیچ کشوری عمق و ظرفیت صنعتی آن را ندارد. تلاش متحدان منطقه‌ای برای مقابله نظامی با چین، نوعی تئاتر سیاسی و نادیده گرفتن واقعیت‌های سخت قدرت است؛ چرا که آن‌ها در درازمدت توان رقابت با ماشین جنگی و صنعتی پکن را نخواهند داشت. 🔹 قیاس راهبردی با غرب آسیا؛ همان‌طور که آمریکا از متحدان آسیایی خود به عنوان ابزاری برای مهار چین استفاده می‌کند، در غرب آسیا نیز اهداف راهبردی رژیم صهیونسیتی بر منافع ملی آمریکا اولویت یافته است. در هر دو مورد، مالیات‌دهندگان و مردم عادی آمریکا هزینه سیاست‌هایی را می‌پردازند، که صرفا در خدمت منافع نخبگان سیاسی و متحدان خاص ایالات متحده است. @Multipolar_world 🌍
◼️ واکاوی بحران‌های ساختاری در لیبرال‌دموکراسی؛ تبیین «سه نقص ژنتیکی» مدل غربی از پروفسور ژانگ وی‌وی، مدیر موسسه چین در دانشگاه فودان ➖ اتفاقات سال‌های اخیر، از بحران مالی ۲۰۰۸ گرفته تا برگزیت ( Brexit ) و ظهور دونالد ترامپ در هر دو دوره، همگی نشانه‌هایی از بحران‌های عمیق در مدل غربی هستند. در حالی که پدران بنیان‌گذار ایالات متحده نسبت به دموکراسی توده‌ای، بسیار محتاط بودند و بر جمهوریت و حاکمیت قانون برای پیشگیری از عوام‌گرایی تأکید داشتند، غربِ پسا جنگ سرد، با نوعی غرور سیاسی و به تعبیر فرانسیس فوکویاما با تصور پنداره‌ی «پایان تاریخ»، شروع به بازاریابی تهاجمی مدل خود، با نام موج سوم دموکراسی‌سازی در جهان کرد. با این حال، پس از بیش از دو دهه، نتایج مثبتی حاصل نشده‌است و در مقابل، چین با رد و کنار زدن این مدل، به رشدی بی‌سابقه دست یافته است. ◼️ پروفسور وی‌وی، سه نقص ذاتی و بنیادین مدل سیاسی غربی را، اینگونه تبیین می‌کند: ◾ ۱. پیش‌فرض واهیِ «انسان خردمند» (Rational Human Being Assumption) ➖ مدل غربی بر این پیش‌فرض استوار است که انسان‌ها همواره از عقل خود برای انتخاب‌های خردمندانه در انتخابات استفاده می‌کنند. اما مطالعات علمی ثابت کرده‌اند که انسان‌ها می‌توانند همزمان خردمند، بی‌خرد و گاهی، به تعبیر وی، فرا–نابخرد باشند؛ چرا که ریشه تمام تصمیماتشان همواره تابعی از عقلانیتشان نیست. ➖ با نفوذ تاثیر گسترده پول و ثروت در حوزه سیاست و گسترش رسانه‌های اجتماعی، سیاستمداران از نابخردی و احساسات لحظه‌ای رای‌دهندگان سوءاستفاده کرده و با کارت‌های عوام‌گرایی و عوام‌فریبی برای کسب منافع شخصی بازی می‌کنند؛ همان مسیری که پیش از این منجر به روی کار آمدن آدولف هیتلر و حزب نازی در دهه ۱۹۳۰ شد. ◾  ۲. حقوقِ مطلق‌انگارانه ( Absolute Rights ) ➖ دومین چالش، مطلق‌انگاری در حقوق است؛ یعنی تورم حقوق فردی به‌گونه‌ای که هر حقی بی‌توجه به دیگری به‌صورت نامحدود تعریف می‌شود و نتیجه‌اش تضاد دائمی و پیوسته در جامعه است. ➖ در ایالات متحده، برخورد و درهم‌آمیخته شدن حقوق گروه‌های مختلف (مانند حامیان و مخالفان حقوق تراجنس‌گرایان و سقط جنین، مدافعان حریم خصوصی در برابر مدافعان حق دسترسی به اطلاعات، و تقابل جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها) انسجام اجتماعی و عملکرد عادی دولت را مختل کرده است. ◾ ۳. اصالت رویه‌ی مطلق‌گونه و فلجی راژمانمند ساختار (Omnipotent Proceduralism) ➖ در دموکراسی غربی، «فرآیند یا رویه» به امری مقدس و همه‌فن‌حریف تبدیل شده است. این «دموکراسی فرآیندی» باعث شده تا گروه‌های ذینفع با توسل به لابی‌گری، بتوانند قوانین را به نفع خود خم و یا تغییر دهند. ➖ به دلیل فرآیندهای پیچیده و بازدارنده از ایجاد تغییر در قانون اساسی، انجام اصلاحات ساختاری تقریبا غیرممکن شده است. به تعبیر نویسنده کتاب «ملت شیاطین»، سیستم سیاسی آمریکا مانند «مرد بیماری است که نمی‌تواند خود را درمان کند؛ چرا که خود درمانگران نیز خود مبتلا هستند»؛ جایی که عدالت فرآیند محور جایگزین عدالت ماهوی شده و نتیجه آن بی‌عدالتی گسترده است. ▪️ ضرورت نوآوری در دموکراسی ➖ دموکراسی باید به مثابه موجود زنده‌ای باشد که خود را با مقتضیات زمانش وفق دهد. در حالی که در تمام حوزه‌ها از علم و ورزش گرفته تا هنر، نوآوری و اصلاحات مداوم وجود داشته و دارد؛ مدل‌های سیاسی غرب همچنان به رویه‌های قرن نوزدهمی چنگ میزنند. برای خروج از این بن‌بست، دموکراسی نیازمند بازنگری بنیادین و حرکت به سمت مدل‌هایی است که کارآمدی و انسجام اجتماعی را فدای رویه‌های عبث و پیش‌فرض‌های نادرست نکنند. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 پروفسور جان میرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه شیکاگو در گفت‌و‌گو با قاضی ناپولیتانو 🔵 تغییر موازنه در غرب آسیا؛ تسلیم بی‌قید و شرط واشینگتن در برابر تهران و بن‌بست راهبردی اسرائیل 🔹 تفاهم‌نامه جدید، «تسلیم بی‌قید و شرط» ایالات متحده است؛ برخلاف ادعاهای رسانه‌ای و تبلیغاتی، این واشینگتن است که در تمامی بندهای اصلی عقب‌نشینی کرده است. پروفسور میرشایمر تأکید می‌کند که ترامپ برای جلوگیری از یک فاجعه اقتصادی و فروپاشی بازارهای جهانی، چاره‌ای جز پذیرش شروط ایران و کوتاه آمدن در برابر تهران نداشته است. 🔹 اعتراف به شکست مفتضحانه آمریکا در نبرد با ایران؛ ایالات متحده با این تصور وارد درگیری شد که به یک پیروزی سریع و خیره‌کننده دست پیدا می‌کند، اما نتیجه آن، شکستی راهبردی بود. ترامپ با درک این واقعیت که آمریکا در این نبرد شکست خورده، اکنون تمام توان خود را به کار گرفته تا از این بن‌بست خارج شود. 🔹 فشار بی‌سابقه و بازی سرسختانه ترامپ و ونس در قبال اسرائیل؛ دولت ترامپ در حال اعمال فشارهایی بر اسرائیل است که پیش از این غیرقابل تصور بود. میرشایمر معتقد است اگر اسرائیل مانعی بر سر راه اجرای توافق باشد، ترامپ برای محافظت از منافع اقتصادی آمریکا، این مانع را کنار زده و حتی ممکن است اسرائیل را زیر پایش لگدمال کند. 🔹 فقدان جایگزینی واقعی برای دیپلماسی؛ مخالفان توافق و بازهای ( تندروهای) واشینگتن هیچ راهکار عملی ارائه نمی‌دهند. بازگشت به گزینه بمباران هوایی غیرممکن است، زیرا نه تنها اوضاع را بهتر نمی‌کند، بلکه سقوط اقتصاد جهانی به ورطه نابودی می‌کشاند و تکرار شرایط هولناک دهه ۱۹۳۰ را تسریع می‌کند. 🔹 نتانیاهو؛ مسئول اصلی بحران و گرفتار در بن‌بست چندجانبه؛ نخست‌وزیر اسرائیل که ترامپ را به شروع این جنگ تشویق کرده بود، اکنون با تلفات سنگین ارتش خود در لبنان توسط حزب‌الله، تداوم حضور حماس در غزه و پرونده‌های قضایی داخلی روبروست. میرشایمر براین باور است که زمان حساب‌رسی او بسیار نزدیک است. 🔹 آتش‌بس در لبنان، نتیجه مستقیم فشار واشینگتن؛ توقف درگیری‌ها در لبنان ناشی از اولتیماتوم ترامپ و ونس به اسرائیل است. ایالات متحده اهرم‌های فشار قدرتمندی برای به زانو درآوردن اسرائیل در اختیار دارد که اکنون به دلیل تهدید ایجاد یک رکود بزرگ جهانی، برای اولین بار در حال استفاده جدی از ابزارهای خود است. 🔹 زوال نفوذ لابی اسرائیل در برابر ضرورت‌های امنیت ملی ایالات متحده؛ قدرت لابی اسرائیل در واشینگتن،  اکنون با سد محکمی به نام بحران اقتصادی آمریکا برخورد کرده است. ترامپ برخلاف رویه گذشته خود، با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای،  ثبات بازارهای مالی و امنیت ملی آمریکا را بر خواسته‌های لابی صهیونیستی و اسرائیل اولویت داده است. 🔹 توهم «سرکشی» در میان اپوزیسیون اسرائیل؛ پروفسور میرشایمر سخنان تندروهایی مانند نفتالی بنت را «غیرعقلانی» می‌داند. او معتقد است اسرائیل و آمریکا در رویارویی اخیر خود با ایران شکست خورده‌اند و ادعای بنت برای بدل شدن به کابوس ایران، با توجه به واقعیت‌های نظامی میدان، نوعی توهم و بی‌خبری از تحولات اخیر است. 🌐 پیوند فایل صوتی در روبیکا. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 لری جانسون و ری مک‌گاورن، تحلیلگران و اعضای سابق سازمان سیا و کارشناسان برجسته امنیتی در میزگرد هفتگی امنیتی با قاضی ناپولیتانو 🔵 چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ زیر سایه تهدید فروپاشی اقتصادی؛ خروج نظامی آمریکا و تنهایی راهبردی اسرائیل 🔹 اعتراف به پایان دوران برتری نظامی مطلق آمریکا؛ لری جانسون تأکید می‌کند که ساختار نظامی ایالات متحده بر پایه فناوری و ذهنیت قرن بیستمی قفل شده است. در دنیای امروز، پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و موشک‌های هایپرسونیک، ناوهای هواپیمابر و جنگنده‌های گران‌قیمت آمریکایی را به اهدافی بی‌دفاع تبدیل کرده‌اند. شکست در عملیات علیه حوثی‌ها (از دست دادن ۷ پهپاد گران‌قیمت) پیش‌درآمدی بر رویارویی با قدرت بسیار سهمگین‌ترِ ایران بود. 🔹 لبنان؛ بطن تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای؛ در تفاهم‌نامه جدید آمریکا با ایران، موضوع لبنان نقش محوری دارد. نکته خیره‌کننده در این توافق، تعهد مشترک ایران و ایالات متحده برای حفاظت از تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان است. این بدان معناست که اگر اسرائیل از حملات خود دست نکشد یا عقب‌نشینی نکند، ایران طبق این توافق حق قانونی دارد که برای اخراج نیروهای اسرائیلی، وارد عمل شود. 🔹 آغاز خروج نیروهای آمریکایی و برداشتن چتر امنیتی از روی اسرائیل؛ برخلاف ادوار گذشته، ارتش آمریکا در حال عقب کشیدن خود از معرکه است. مراکز عملیاتی ۲۴ ساعته، تعطیل شده‌اند و فرماندهی نبرد هوایی در حال برنامه‌ریزی برای بازگرداندن جنگنده‌ها به خاک آمریکا است. این خروج به معنای آن است که اگر درگیری مجددا شعله‌ور شود، آمریکا دیگر نمی‌تواند بلافاصله به کمک اسرائیل بشتابد. 🔹 اقتصاد، محرک اصلی چرخش سخت ترامپ؛ دلیل تغییر موضع ناگهانی ترامپ از «تسلیم بی‌قید و شرط» به «تفاهم»، دریافت گزارش‌های محرمانه درباره وضعیت بحرانی ذخایر راهبردی نفت بوده است. به گفته ترامپ، این ذخایر تنها برای ۴ هفته دیگر دوام خواهند آورد. او متوجه شد که با فروپاشی اقتصاد، میراث او نیز نابود خواهد شد؛ بنابراین برای نجات آمریکا از بحران اقتصادی پیشرو، مجبور به پذیرش شروط ایران شد. 🔹 جنگ لفظی ترامپ و ونس علیه راهبردهای اسرائیل؛ برای اولین بار در تاریخ مدرن، رئیس‌جمهور و معاون او صراحتا به اسرائیل هشدار داده‌اند که دیگر نمی‌توان با کشت‌وکشتار، برای خود امنیت ایجاد کند. جی‌دی ونس تأکید کرده که اولویت با منافع مردم آمریکاست، نه اهداف سیاسی اسرائیل. ترامپ نیز با انتقاد از بمباران ساختمان‌های مسکونی در لبنان، نشان داده که حاضر است برای کنترل نتانیاهو، ارسال مهمات و حمایت‌های اطلاعاتی را متوقف کند. 🔹 تهدید اسرائیل به افشای «پرونده‌های اپستین» علیه ترامپ؛ ری مک‌گاورن به گزارش‌هایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد نتانیاهو ممکن است در واکنش به فشارهای ترامپ، از اطلاعات حساسی مانند پرونده‌های جفری اپستین که موساد از مقامات آمریکایی عالی رتبه جمع‌آوری کرده، به عنوان ابزار باج‌گیری استفاده کند تا مانع از اجرای تفاهم‌نامه شود. 🔹 ترکیه؛ کابوس جدید اسرائیل برای بقا؛ علاوه بر جبهه لبنان و ایران، ورود احتمالی ترکیه به معادلات می‌تواند ضربه نهایی را به اسرائیل وارد کند. از آنجایی که ترکیه کنترل مسیرهای انتقال نفت را ( هم به اروپا و هم به اسرائیل ) در اختیار دارد، درصورت هرگونه اقدام تهاجمی، اردوغان می‌تواند اقتصاد و ماشین جنگی اسرائیل را به طور کامل فلج کند. 🔹 شکاف میان بدنه سیاسی آمریکا و واقعیت‌های تاریخی؛ اظهارات سفیر جدید آمریکا (مایک هاکِبی) مبنی بر اینکه «آمریکا هستی‌مندی و وجود خود را مدیون اسرائیل است»، از سوی تحلیلگران به عنوان حماقت محض و نادیده گرفتن بدیهیات تاریخی و ریاضی مانند تفاوت تواریخ تاسیس کشور آمریکا و اسرائیل در سالهای ۱۷۷۶ و ۱۹۴۸، توصیف شده است. این شکاف نشان می‌دهد که بخشی از بدنه سیاسی هنوز در توهمات گذشته به سر می‌برند، در حالی که واقعیت میدان در حال تغییر است. @Multipolar_world 🌍
🎥 گزارش رصدی | پروفسور جان میرشایمر، دانشمند علوم سیاسی، استاد دانشگاه شیکاگو و از پدران نوواقع‌گرایی در روابط بین‌الملل در آخرین نشست خود در شهر آتن ⬛ ظهور امروزه چین را باید در اشتباهات بنیادین دیدگاه لیبرالیسم، در ساختار روابط بین‌الملل جستجو کنیم. ➖ شما نمی‌توانید بدون داشتن نظریه‌ای در ذهن خود، در مورد نحوه فکر کردن به جهان تصمیم‌گیری کنید. فقط برای اینکه یک مثال به شما بدهم، زمانی که چین در دهه ۱۹۹۰ و در دهه ۲۰۰۰ در حال رشد و ظهور بود، من گفتم که ایالات متحده نباید رشد چین را تسهیل کند؛ این یک اشتباه بزرگ است. شما قرار است یک رقیب هم‌تراز ایجاد کنید؛ شما باید چین را تا حد ممکن ضعیف نگه دارید. این الفبای رئالیسم (واقع‌گرایی) است، اما ایالات متحده آمریکا تحت سلطه لیبرال‌ها بود؛ نهاد سیاست خارجی این‌گونه بود و آن‌ها مجموعه‌ای از نظریه‌های لیبرال را برای فکر کردن در مورد چین به کار گرفتند. ایده آن‌ها این بود که اگر چین را به نظام سرمایه‌داری وابسته کنید و آن‌ها را در اقتصاد جهانی ادغام کنید و وابستگی متقابل اقتصادی را تسهیل کنید، ما اصلا مشکلی با آنها نخواهیم داشت. علاوه بر این، اگر آن‌ها را در نهادهای بین‌المللی ( سازمان تجارت جهانی ) ادغام کنید، آن‌ها به تعبیر مشهور رابرت زولیک به "ذینفعان مسئولیت‌پذیر" تبدیل خواهند شد؛ و هنگامی که آن‌ها به ذینفعان مسئولیت‌پذیر تبدیل شوند، و زمانی که به سرمایه‌داری وابستگی پیدا کنند، همان‌طور که برای ببرهای آسیایی اتفاق افتاد، برای چین هم اتفاق خواهد افتاد: به یک لیبرال دموکراسی تبدیل خواهد شد. ➖ و هنگامی که به یک لیبرال دموکراسی تبدیل شد، هیچ مشکلی برای ژاپن یا ایالات متحده وجود نخواهد داشت، چرا که آن‌ها دموکراسی‌های لیبرال هستند و همان‌طور که همه می‌دانید ( در نظریه لیبرالیسم )، لیبرال دموکراسی ها هرگز با یکدیگر نمی‌جنگند؛ این کل داستان لیبرال‌هاست. بنابراین بسیار مهم است که درک کنیم سیاست تعامل با چین بر اساس سه نظریه اصلی لیبرال بود و منتقدان هژمونی لیبرال، که تعدادشان زیاد هم نبود، افرادی مانند من بودند که رئالیست بودیم و می‌گفتیم دموکراسی بودن یا نبودن چین اصلا اهمیتی ندارد؛ اگر قدرتمند شود، پشت‌بندش، اشتهایش هم زیاد خواهد شد. از نگاه من، آن‌ها می‌خواهند بر شرق آسیا مسلط شوند، همان‌طور که ما بر نیم‌کره غربی مسلط هستیم. اگر آنها نخواهند که بر شرق آسیا مسلط شوند، واقعا افرادی دیوانه خواهند بود؛ آن‌ها می‌خواهند که به راستی قدرتمند باشند. آن‌ها خوب به یاد دارند که آخرین باری که ضعیف بودند چه اتفاقی برایشان افتاد؛ چینی ها به آن "قرن تحقیر ملی" می‌گویند. بنابراین، از دیدگاه یک رئالیست، من مخالف این رویکرد بودم. ➖ البته همه شما درک می‌کنید که پذیرش رئالیسم کار دشواری است. به ویژه در دوران "تک‌قطبی"؛ متقاعد کردن مردم به اینکه گسترش ناتو کار بدی بود، بسیار دشوار بود؛ متقاعد کردن مردم به اینکه تعامل با چین و کمک به ثروتمند شدن چین هیچ معنایی نداشت، استدلالی بود که تقریبا غیرممکن بود کسی آنرا بپذیرد. اما ما در جهانی زندگی می‌کنیم که نظریه، حرف اول را میزند. به عنوان یک نکته کلی، درک این موضوع بسیار مهم است که نیم‌کره غربی مهم‌ترین منطقه جهان برای ایالات متحده است، و این به این دلیل است که ما یک هژمون منطقه‌ای هستیم و در نیم‌کره غربی چنان امنیتی داریم که به ندرت در مورد آن صحبت می‌کنیم و در عوض بر اروپا، شرق آسیا و خلیج فارس تمرکز می‌کنیم. آن سه منطقه به اندازه نیم‌کره غربی، اهمیت ندارند. 📄 1 @Multipolar_world 🌍
➖ نکته دوم این است که به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور ترامپ، فکر می‌کند که ما در نیم‌کره غربی مشکل داریم؛ و اینکه تسلط ما در نیم‌کره غربی توسط چین به چالش کشیده شده است. شما در مورد ونزوئلا، پاناما و گرینلند صحبت کردید؛ من فکر می‌کنم تنها کشوری که نفوذ اقتصادی چین در آن واقعا اهمیت دارد، یا شاید دو تا از آن‌ها، پاناما و ونزوئلا هستند. ونزوئلا به دلیل دارا بودن ذخایر نفت کلیدی بحساب می‌آید و پاناما به این دلیل که چینی‌ها نقش کلیدی در مدیریت کانال ( پاناما ) بازی می‌کردند. ➖ دیدگاه من در این مورد این است که دکترین مونرو می‌گوید کشوری مانند چین یا کشوری مانند اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد، امپراتوری آلمان ( پِروس ) یا آلمان نازی نمی‌توانند نیروهای نظامی به نیم‌کره غربی منتقل کنند یا با هیچ کشوری در نیم‌کره غربی اتحاد نظامی تشکیل دهند، اما مراوده اقتصادی اشکالی ندارد. ➖ به عبارت دیگر، اگر چین با کشورهای نیم‌کره غربی تجارت کند، این برای ما مشکلی نیست؛ مشکل زمانی پیش می‌آید که آن‌ها بخواهند نیروهای نظامی در کوبا یا مکزیک یا کانادا مستقر کنند، این همان چیزی است که حائز اهمیت است. در طول جنگ سرد، هر زمان که شوروی منافع اقتصادی در نیم‌کره غربی داشت، ما می‌توانستیم با آن کنار بیاییم، این مورد امروز هم در مورد چین صادق است. من با کسانی که نفوذ اقتصادی چین در نیم‌کره غربی را نقض دکترین مونرو می‌بینند اختلاف نظر دارم؛ من این‌طور فکر نمی‌کنم که این دلیل اصلی ایالات متحده برای به دنبال این کشورها رفتن، باشد. برای مثال در رابطه با گرینلند، ما نگران رقابت آمریکا و چین و رقابت آمریکا و روسیه از نظر تأثیر آن بر گرینلند هستیم و باید هم نگران باشیم، اما این دلیلی برای تصرف گرینلند نیست. ممکن است کسی بگوید گرینلند منابع غنی و سرشاری دارد که ما باید مانع دسترسی چینی‌ها ( و روس‌ها ) به آن‌ها شویم، اما آن‌ها قرار نیست به گرینلند دست یابند و ما، صرفا برای این منظور، نیازی به تصرف گرینلند نداریم. 📄 2 🌐 فیلم کامل نشست در روبیکا. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 یانیس واروفاکیس، اقتصاددان برجسته، وزیر دارایی سابق یونان و بنیان‌گذار جنبش DiEM25 ( Democracy in Europe Movement) 🔵 معاهده ورسای معکوس در ژنو؛ تسلیم دیپلماتیک واشینگتن برای نجات دلار و وارد شدن شوک به متحدان منطقه‌ای 🔹 تفاهم‌نامه ژنو به مثابه «معاهده ورسای» اما در جهت معکوس؛ واروفاکیس براین باور است که این توافق در کنه خود، داراری یک «وارونگی دیالکتیکی» است؛ جایی که ایالات متحده به عنوان مدعی پیروز، پذیرفته است تا ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی قربانی خود، یعنی ایران هزینه کند. این سند یک پیروزی قاطع و بی‌چون و چرا برای ایران و یک تسلیم موقت در سطح دیپلماتیک برای دولت ترامپ محسوب می‌شود. 🔹 مرگ زودهنگام پیمان‌ ابراهیم؛ با این توافق، منطق اصلی ترامپ در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش مبنی بر ادغام کشورهای عربی در طراحی امنیتی آمریکا با محوریت اسرائیل، به طور کامل از بین رفته است. کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس اکنون دریافته‌اند که قرار دادن تمام تخم‌مرغ‌های امنیتی در سبد آمریکا خطایی راهبردی بوده و آن‌ها در برابر قدرت ایران تنها مانده‌اند. 🔹 خرید زمان برای جلوگیری از فروپاشی ذخایر نفت آمریکا؛ ترامپ در حالی این تفاهم‌نامه را امضا کرد که تنها ۴ هفته تا تمام شدن ذخایر نفت راهبردی آمریکا باقی مانده بود. واروفاکیس معتقد است این توافق بیش از آنکه یک معاهده نهایی باشد، تلاشی برای خرید زمان جهت بازگرداندن نفت به بازارها و جلوگیری از انفجار قیمت بنزین در آستانه انتخابات است. 🔹 شکاف عمیق در جنبش «ماگا» (MAGA) و پیروزی جناح جی‌دی ونس؛ تفاهم با ایران نشان‌دهنده غلبه جناح منتقد اسرائیل به رهبری جی‌دی ونس بر جناح طرفدار اسرائیل (نزدیک به خانواده ترامپ) در جنبش ماگا است. این جناح باور دارد وابستگی مطلق به نتانیاهو، آمریکا را به یک بن‌بست راهبردی کشانده بود؛ با این همه، ترامپ اکنون در حال عقب‌نشینی از آن است. 🔹 پیروزی درخشان دیپلماتیک ایران در پرونده لبنان؛ گنجاندن آتش‌بس در لبنان، پایان خصومت‌ها و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در اولین بند تفاهم‌نامه، یک پیروزی بزرگ برای ایران و حزب‌الله است. حزب‌الله که قرار بود به قولی، نابود بشود، اکنون با حمایت ایران و در پی مذاکرات با آمریکا، به عنوان یک عامل تضمین‌کننده صلح در لبنان، جایگاه خود را تثبیت کرده است. 🔹 تهدید وجودی برای امپراتوری دلار و حباب هوش مصنوعی: هژمونی آمریکا بر پایه توانایی جذب مازاد سرمایه کشورهای دیگر (به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج‌فارس) برای جبران کسری بودجه خود استوار بود. جنگ با ایران باعث خشکیده شدن جریان‌های پترودلار مورد نیاز برای بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری‌های عظیم در حوزه هوش مصنوعی شده بود؛ بنابراین ترامپ برای جلوگیری از ترکیدن این حباب اقتصادی، مجبور به پذیرش این توافق شد. 🔹 انزوای مطلق و بی‌هویتی اروپا در معادلات جهانی؛ اروپا در این تحولات به شکلی تحقیرآمیز نادیده گرفته شده است. واروفاکیس اروپا را به مرغ سرکنده‌ای تشبیه می‌کند که بدون داشتن طرحی مستقل در حوزه انرژی خود، از گاز ارزان روسیه محروم شده و اکنون به گاز مایع گران‌قیمت آمریکا وابسته است، در حالی که در هیچ‌یک از به قول وی، تئاترهای بازی قدرت (اوکراین، ایران یا فلسطین) جایگاهی ندارد. ‌🔹 کِینزگرایی نظامی، تنها مدل رشد باقی‌مانده برای آلمان و فرانسه؛ در غیاب یک مدل رشد اقتصادی واقعی، دولت‌های ضعیف در پاریس و برلین برای توجیه هزینه‌های نظامی و بقای صنایع خود، به تداوم جنگ در اوکراین نیاز دارند. آن‌ها از ترس اینکه صلح در اوکراین باعث بی‌اهمیت شدن نقش سیاسی‌شان میشود، با هرگونه طرح صلحی مخالفت می‌کنند. 🔹 احتمال پیمان‌شکنی آمریکا در توافق به دلیل فشارهای داخلی؛ واروفاکیس هشدار می‌دهد که اجرای بندهای مالی (مانند آزادسازی میلیاردها دلار) به دلیل مخالفت کنگره ( با وجود اکثریت بازها) و دموکرات‌ها بسیار دشوار خواهد بود. آمریکا احتمالا تلاش خواهد کرد با وقت‌کشی، ایران را در حالت انتظار نگه دارد، مگر آنکه تهران با درک واقع‌بینانه از این پیروزی نمادین، بازی خود را پیش ببرد. 🌐 فایل صوتی در روبیکا. @Multipolar_world 🌍
🗒️ بازخوانی مدل حکمرانی چین؛ گذار به شایسته‌سالاری سیاسی ◼️ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص مصاحبه پروفسور دنیل بل با برنامه TED برای اندیشکده تین شیا می‌نویسد: ➖ برخلاف تصور رایج در غرب که نظام سیاسی حاکم بر چین را ایستا و بدون امکان اصلاحات می‌پندارد، این کشور در چهار دهه پس از انقلاب فرهنگی، دست به تحولی بنیادین در ساختار قدرت خود زده است. این تحول بر پایه الگوی «شایسته‌سالاری سیاسی» استوار است که هدف آن انتخاب و ارتقای مقامات بر اساس توانمندی‌ و فضائل اخلاقی آنهاست. در اندیشکده تین شیا بخوانید اندیشکده تین شیا 🇨🇳
🎙️🟦 پروفسور جان میرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، استاد دانشگاه شیکاگو 🔵 پیروزی راهبردی ایران و فروپاشی هژمونی آمریکا؛ بازخوانی «سند تسلیم» واشینگتن در برابر تهران و بن‌بست در جبهه روسیه 🔹 پروفسور میرشایمر بر این باور است که تفاهم‌نامه‌ای که ترامپ امضا کرد، نه یک توافق متوازن، بلکه یک «سند تسلیم» است که واقعیتِ توازن قوای قهریه به نفع ایران را بازتاب می‌دهد. به گفته او، ایران در تقریبا تمامی ۱۴ بند این سند پیروز شده است. 🔹 چرا ایران بر آمریکا و اسرائیل پیروز شد؟؛ قدرت ایران در بستن تنگه هرمز و تهدید اقتصاد جهانی، داشتن زرادخانه عظیم موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادهایی که توانایی انهدام پایگاه‌های آمریکا در منطقه و زیرساخت‌های اسرائیل را دارند، عوامل اصلی این پیروزی هستند. 🔹 شکست ۴۰ روزه و بحران مهمات آمریکا؛ ایالات متحده پس از تنها ۴۰ روز نبرد هوایی مجبور به توقف جنگ شد؛ زیرا مهمات دقیق ( Smart bombs) آمریکا رو به اتمام بود و دیگر هدفی برای زدن باقی نمانده بود، در حالی که ایران توانایی جذب ضربات سنگین و ادامه نبرد را داشت. 🔹 زیرکی دیپلماتیک ایران و «فریب» مشاوران ترامپ؛ ایران با گنجاندن کلمات تخصصی مانند «مشتقات نفتی» در متن توافق، راه را برای آزادسازی میلیاردها دلار درآمد بخش پتروشیمی باز کرد. میرشایمر ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر «فریب خوردن» را رد کرده و تأکید می‌کند که آمریکا به دلیل ضعف موقعیت نظامی، مجبور به چشم پوشی از این گونه عبارات در تفاهم‌نامه شده است. 🔹 فروپاشی چتر امنیتی آمریکا در خلیج فارس؛ کشورهای عرب منطقه اکنون دریافته‌اند که پایگاه‌های آمریکایی در خاک آن‌ها نه تنها امنیت ایجاد نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به هدفی برای ایران تبدیل کرده است. این کشورها اکنون به سمت «دیپلماسی آرام با ایران» و تنوع‌بخشی به شرکای خود (از جمله چین) حرکت کرده‌اند. 🔹 روسیه و اوکراین؛ عبور از «روح آنکورج» [ بهبود روابط واشنگتن با مسکو در جریان جنگ اوکراین ] و بازی با آتش؛ میرشایمر معتقد است پوتین که زمانی به ترامپ اعتماد داشت، اکنون او را «دشمنی هم‌راستا با اروپا» می‌بیند که به دنبال نابودی قدرت روسیه است. حملات پهپادی به مسکو تغییری در نتیجه جنگ ایجاد نمی‌کند اما خطر پاسخ سخت روسیه و حمله به قلب اروپا را به شدت افزایش داده است. 🔹 نتانیاهو؛ کارشکن توافق و گرفتار در توهم «اسرائیل بزرگ»؛ در حالی که ایران برای اجرای توافق خواهان خروج اسرائیل از جنوب لبنان است، نتانیاهو با ادامه بمباران و اشغالگری، در حال پیچیده کردن روابط ایران و آمریکا است. این در حالی است که ارتش اسرائیل در لبنان دچار تلفات سنگین شده و حماس نیز همچنان در غزه به عنوان یک نیروی جنگنده باقی مانده است. 🔹 پایان نقش آمریکا به عنوان میانجی؛ ادعای آمریکا مبنی بر میانجی‌گری در بحران‌ها، ادعایی پوچ و توخالی است؛ زیرا واشینگتن با تأمین سلاح و اطلاعات هدف‌گیری، خود یک «طرف متخاصم جنگ» (Co-belligerent) علیه روسیه و مسبب اصلی شروع درگیری‌هاست. 🌐 فایل صوتی در روبیکا. @Multipolar_world 🌍
نسخه سوم چین و گذار از هژمونی سنتی؛ چرا پکن به دنبال تکرار اشتباهات استعمارگرانه‌ی غرب نیست؟ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر حوزه چین در ترجمه و تلخیص گفت‌و‌گوی آینار تانگن، پژوهشگر ارشد در مؤسسه تای‌هه پکن و مرکز نوآوری در حکمرانی بین‌المللی در برنامه The Greater Eurasia، برای اندیشکده تین شیا می‌نویسد: ▪️آینار تانگن براین باور است که ایالات متحده به مثابه «سوارکاری بی‌سر» عمل میکند؛ وی در مصاحبه خود می‌گوید: « نخبگان کارکشته و در راس کار آمریکا که جایگزین خانواده‌های قدیمی فعال در حوزه‌های صنعتی شده‌اند، تنها بر «به حداکثر رساندن ارزش سهامِ سهامداران»، آنهم صرفا در کوتاه‌مدت متمرکز بوده و هستند. این رویکرد باعث توخالی شدن صنعت آمریکا، خروج سرمایه‌ و فروپاشی طبقه متوسط (از ۶۱٪ در ۱۹۷۱ به ۴۰٪ در ۲۰۲۴) شده است. وی این نخبگان را به سوارکارانی تشبیه میکند که بدون داشتن سر یا همان راهبرد بلندمدت، بر اسب اقتصاد ایالات متحده می‌تازند و آنرا به ناکجاآباد می‌برند.» ◼️ در اندیشکده تین شیا بخوانید. اندیشکده تین شیا 🇨🇳