همکلاسی های عقب موندم دیدن دارم رنگ کروات های تالی هال رو میکشم اومدن میگن «سارا گیی؟» خب ببخشیدا زهر مار ، نمک. فکر کردن خیلی فانن، اینکه نمیدونن عیب نیست کمتر کسی هست بشناستشون ولی اینکه بیای حد خودتو ندونی فکر کنی هرچی دلت بخواد میتونی به بقیه بگی واقعا اعتماد به سقف میخواد
بعد دیوانه تو 🏳🌈 کجاش خاکستری هست اخه💔
البته این چیز ناراحت کننده ای نیست
به واسطه ی من باهم اشنا شدن و بعد کلا من رو دور انداختن، به معنای واقعی کلمه
همیشه که نباید همه با من دوست باشن، میگیرید چی میگم؟ ادم های بدتری اون بیرون هستن که بشه باهاشون دوست بود