« زندگی با همه وسعَت خویش،
محفل ساکت غم خوردن نیست!
حاصلش تن به قضا دادنُ افسردن نیست . .
اضطراب و هوسِ دیدنُ نادیدن نیست ؛
زندگی خوردن و خوابیدن نیست ؛
زندگی جُنبشِ جاری شدن است . .
زندگی کوشش و راهی شدن است!
از تماشاگهِ آغاز ِحیات،
تا به جایی ك خدا می داند . . 🤎🪞»
/سهراب_سپهری
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم:
«دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید!»
لینگویینی
باور به منشأ فراطبیعی شر لازم نیست؛ انسانها بهتنهایی برای هر پلیدیای کافیاند.
جوزف کنراد
چنان یک کودک گریه کردم
همانگونه خالی،
همانطور بی معنی و بیدلیل؛
زیرا که من، خیلی به ناحق
از "تو" دور هستم...!
ناظم حکمت
شده یه وقتا موقع شام خانوادگی تصمیم بگیرین تلویزیونو خاموش کنین و بعدش بگین به به چه سکوتی کاش زودتر خاموشش می کردم...!
حضور یک سری آدما توی زندگیمونم همینه؛
بهشون عادت داریم
به اون صدا به اون فضا
باهاشون سازگار شدیم
فقط با حذف کردنشونه که
متوجه آرامش بعدش میشیم...
خوشبختی همیشه به دست آوردن نیست،
گاهی وقتا باید از دست بدی...!
نوشین نورانی
گفتند: چگونهای؟
گفت: زخمی عظیم خوردهام.
گفتند: بر کجا؟
گفت: بر جان!
تذکرة الاولیاء
بگذار هر چه از دست ميرود، برود.
من آن را ميخواهم كه به التماس آلوده نباشد،
حتى زندگى را....
چه گوارا
『 غم ك میآید در و دیوار، شاعر میشود،
در تو زندانیترین رفتار شاعر میشود،
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی ،
خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود ؛ 』