از اتاقم زنگ زدم به مامانم بگم صداي تلويزيونو كم كن؛ داد ميزنه ميگه بیا اینو جواب بده ببین کیه
منو لازم نیس تو سفر بشناسین نیم ساعت از وقته غذام بگذره خودم شناسایی میشم
به هرکی میگی گرمه میگه تازه تابستون یه ماه دیگه شروع میشه، بعد باهم تعجب میکنیم
بابام اومده تو اتاقم
گفت: چشات چرا قرمزه
گفتم همونجا وایسا وقتی سبز شد حرکت کن
با چوب افتاد دنبالم.
یه روانشناس پیدا کردم برای یک ساعت فقط ۸۵ تومن میگیره. حس میکنم برم پیشش فقط قراره من حرف بزنم و اونم بگه درست میشه انشالله
یادتونه معلم میگفت بیا پا تخته یکی میگفت آقا من، معلم میگفت نه پشت سریت، اون پشت سریت همیشه من بودم :|
می گفت: "خدا نگاه می کنه ببینه تو با بنده هاش چه جوری تا میکنی تا همونجوری باهات تا کنه"
رفتم پیش تراپیستم گفتم احساس میکنم دوتا شخصیت دارم. گفت رفتی بیرون یه بار دیگه کارت بکش
خدایا جذابیت و دلربایی بسه دیگه،به کارم نمیاد از اینجا به بعد فقط پول بده :/