eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی آخوندی موضوع را رها نمی‌کند! در حالی‌که علمای اهل‌سنت و به‌ویژه مولوی عبدالحمید، موضعی منطقی در برابر خطای صورت‌گرفته در برنامه خانواده شبکه یک و جبران آن داشتند و برادران اهل‌سنت را به کنترل احساسات دعوت کردند، برخی افراد و رسانه‌ها موقعیت را برای تسویه حساب با رسانه ملی فراهم دیده و همچنان بر این آتش می‌دمند. اما جالب‌تر از همه عباس آخوندی است که امروز عنان یادداشت نخست روزنامه خراسان را در دست گرفته و از شهروندان «مذاهب» درخواست کرده که این موضوع را رها نکنند! آخوندی که کارنامه درخشانی در تولید مسکن و سابقه درخشان‌تری در پاسخ‌گویی به حوادث ریلی کشور دارد، حتی ورود دستگاه امنیتی و ارجاع خاطیان به دستگاه قضایی را هم کافی ندانسته و معلوم نیست چه روشی را برای مجازات درنظر گرفته است! دیروز مولوی عبدالحمید به درستی خطاب به اهل‌سنت گفته بود «افراد تندرو که برای بیگانگان کار می‌کنند، می‌خواهند احساسات شما را تحریک کنند». بد نیست دستگاه‌های امنیتی همین خط را پیگیری کنند که چه افراد و رسانه‌هایی تحریک اختلاف‌های مذهبی را دست‌مایه بازی‌های جناحی کرده‌اند. و این علاوه بر پیگیری ترک‌فعل‌های وزیر اسبق راه و شهرسازی است که نباید رها شود! یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
سایه جنگ روی دروازه شرقی بحران در روابط هند و پاکستان و لفاظی‌های طرفین که یادآور جنگ‌های خونین میان دو قدرت هسته‌ای منطقه است، نه فقط منطقه جنوب آسیا، بلکه دروازه‌های شرقی ما را نیز در آستانه بحران قرار داده است. همزمان با اوج‌گیری بحران، وزیر امور خارجه کشورمان از آمادگی تهران برای میانجی‌گری بین اسلام‌آباد و دهلی‌نو خبر داد. این موضوع را در چارچوب نگاه جمهوری اسلامی به بحران کشمیر از زاویه منطقه‌ای و در چارچوب سیاست‌های ضداستعماری تحلیل کرد. به تعبیر رهبر انقلاب وضعیت کنونی منطقه کشمیر و اختلافات هند و پاکستان در این زمینه نتیجه اقدامات انگلیس خبیث به هنگام خروج از شبه قاره هند بوده و «انگلیسی‌ها برای استمرار درگیری در کشمیر، تعمدا این زخم را در این منطقه برجای گذاشتند». در نتیجه این نگاه، حل بحران نیز صرفا با تعامل همسایگان و مهار نفوذ کشورهای استعمارگر قابل تحقق است. نقش‌آفرینی ایران در شبه‌قاره سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد و بسیاری از حکومت‌های ایرانی نقش پررنگی در این منطقه داشته‌اند و طی قرون گذشته بخشی از سرزمین ایران بوده‌اند. اما در تاریخ معاصر نیز رویکرد مثبتی نسبت به استقلال هند و پاکستان وجود داشته و ایران از اولین کشورهایی بوده که استقلال این کشورها را به رسمیت شناخته است. استقلالی که با طراحی‌های استعماری به‌زودی به اختلافات عمیق و بروز منازعات دامنه‌دار و بی‌پایان انجامید. سابقه میانجیگری ایران و تلاش برای کاهش تنش میان این دو کشور نیز به سال ۱۹۷۲ و توافقنامه شمیلا برمی‌گردد؛ توافق‌نامه‌ای که تا همین هفته گذشته و پیش از تنش اخیر معتبر بود و به مفاد آن عمل می‌شد. پس از آن نیز در دهه‌های اخیر پروژه راهبردی و اقتصادی خط لوله صلح از سوی ایران برای گسترش ثبات بر پایه تعاملات اقتصادی و صادرات گاز طبیعی به این کشورها از سوی ایران طراحی شد که البته به دلیل فشارهای طرف‌های غربی به سرانجام نرسیده است. نقش جمهوری اسلامی ایران علاوه بر موقعیت همسایگی و جایگاه منطقه‌ای، به نفوذ در منطقه حساس کشمیر نیز برمی‌گردد؛ منطقه‌ای مسلمان‌نشین که قرابت فرهنگی بسیاری با کشورمان دارد و از آن به‌عنوان «ایران کوچک» یاد می‌شود. اما منازعه هند و پاکستان و بحران کشمیر را نمی‌توان یک‌سویه به قضاوت نشست. چراکه ردپای سرویس‌های جاسوسی غربی در هر دوطرف منازعه به روشنی دیده می‌شود. به‌تازگی وزیر دفاع پاکستان در مصاحبه‌ای تأیید کرده است که کشورش به مدت سه دهه از گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیان فعال در کشورهای منطقه پشتیبانی کرده است: « ما این کارهای کثیف را به مدت سه دهه برای ایالات متحده انجام دادیم؛ همچنین برای غرب، از جمله بریتانیا. این یک اشتباهی بود که از تبعات آن آسیب دیده‌ایم.» بنابراین نقش ایران با تکیه بر دیپلماسی فعال و رویکرد منطقه‌ای در چارچوب میانجی‌گری و بدون جانب‌داری قابل تعریف است و حقوق مسلمانان منطقه نیز از فرایند حل بحران ایجادشده بین دو کشور همسایه و قطع کردن دست قدرت‌های فرامنطقه‌ای قابل تحقق خواهد بود. بی‌ثباتی در منطقه کشمیر نه‌تنها یک موضوع محلی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از پروژه بزرگ‌تر بی‌ثبات‌سازی شبه‌قاره و به‌طور کلی منطقه جنوب آسیا توسط غرب باشد که توسعه اقتصادهای نوظهور و بالتبع ثبات دروازه‌های شرقی ما در سواحل مکران را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. جایی که قرار است پیشران توسعه دریاپایه کشور باشد و سایه جنگ روی این منطقه، چنین هدفی را از دسترس دور خواهد کرد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
مروری بر خاطرات خودنوشت در لابه‌لای آثار استاد: مطهری از زبان مطهری گرچه درباره استاد شهید مرتضی مطهری بسیار نوشته و گفته شده، ولی واقعیت آن است که هنوز حق مطلب درباره عمق و ابعاد وجودی این شخصیت ادا نشده است. آن استاد شهید، زندگی‌نامه خودنوشتی نداشته است، اما در لابه‌لای کتاب‌ها و آثارش، قطعات پراکنده‌ای می‌توان یافت. با مروری سرسری در این کتاب‌ها، خاطرات و روایاتی از زندگی و حال و هوای استاد شهید در ادوار مختلف به بیان و قلم خود او پیدا کردیم که بازخوانی آن‌ها در سالگرد شهادتش خالی از لطف نیست... 🔸 چیزهایی که ورافتاده... 🔸 نجات با راست‌گویی 🔸 پاسخ شراب‌خوار... 🔸 از نحوست ۱۳ تا نحوست اسرائیل! 🔸 تجربه نزدیک مرگ... 🔸 هرچه که انتظار کشیدم دیدم نمردم! 🔸 آغاز تحولات روحی 🔸 هم‌حجره‌ای را تحمل نمی‌‌کردم! 🔸 سرمست روح خدا 🔸 فلسفه کسی که فلسفه نمی‌‌داند! 🔸 لذت بی‌مانند فهمیدن... متن کامل را در فارس بخوانید: farsnews.ir/Valianpour/1746106493734299442 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
مدیریت رسانه‌ای در بحران بروز اتفاقات، حوادث و بحران‌های پیش‌بینی نشده، بخشی از حرکت طبیعی هر جامعه را تشکیل می‌دهد و نوع موضع‌گیری و برخورد رسانه‌ای با این حوادث و بحران‌ها تأثیر فراوانی بر کیفیت مدیریت بحران و نتایج حاصل از آن خواهد داشت. نتایجی که گاه معادل سطح وسیعی از خسارات جانی و مالی در حین حادثه است. در هنگام بروز چنین حوادثی، چه ناشی از اشتباه باشد و چه خراب‌کاری یا حتی تقصیر احتمالی، انتظار می‌رود که همه افراد، جریان‌ها و رسانه‌های مؤثر، فارغ از موضع موافق و مخالف و حتی ضدیت با نظام سیاسی، در کنار مردم قرار بگیرند و با آرامش‌بخشی درصدد کمک به مهار حادثه، نجات بازماندگان و جلوگیری از صدمات و تلفات بیشتر باشند. اما در کمال تعجب با طیفی از فعالان سیاسی مواجهیم که به اسم ملیت و طرفداری از مردم، به هر تهدیدی که برای مردم رخ می‌دهد به چشم فرصت انتقام نگاه می‌کنند و هر حادثه و مشکلی را حتی در جایی که جان مردم در میان است، دست‌مایه تسویه‌حساب با حکومت و مردمش قرار می‌دهند. البته جریان اپوزیسیون با رویکرد تجزیه‌طلبانه، ضدسرزمینی، خودتحقیرانه، جنگ‌طلبانه و حمایتی که از تحریم‌ها داشته‌اند، بارها خود را به عنوان غیرملی‌ترین و ضدایرانی‌ترین جریان تاریخ کشور معرفی کرده‌اند، اما نگاه ابزاری و منفعت‌طلبانه این جریانات به آلام و گرفتاری‌های مردم، می‌تواند به شناخت بیشتر انگیزه ضدایرانی آنان و حرکتشان در جهت خلاف منافع مردم کمک کند. جایگاه منافع ملی و سود و زیان مردم در چنین موضوع‌گیری‌هایی، شاخص خوبی برای پایش صداقت افراد و جریانات است و هرگونه تعارض با منفعت مردم در کنش‌ها و واکنش‌ها، صحت انگیزه‌ها را زیر سؤال می‌برد. متأسفانه این رویکرد گاهی توسط افراد و جریانات سیاسی داخلی نیز در پیش گرفته می‌شود و حوادث، خطاها و اتفاقات، به عنوان ابزار تسویه‌حساب جناحی به کار گرفته می‌شوند. این خبرپراکنی‌ها معمولا در خلأ رسانه‌ای اولیه مشتری پیدا می‌کند و چون روایت دست‌اولی از ماجراست، به‌سرعت فراگیر می‌شود. در مراحل بعدی با فروکش کردن تب‌وتاب حادثه، معمولا روایت‌های بعدی و حتی تأیید و تکذیب‌ها به اندازه روایت اولیه دیده نمی‌شوند و نمی‌توانند همه آن چیزی که در ذهن‌ها ماندگار شده است را تغییر دهند. میل به انتشار و دریافت اخبار عجیب و دست‌اول، ‌آفتی است که بسیاری از اوقات صاحبان رسانه‌های واسط و بازنشردهندگان اخبار را دچار می‌کند و مخاطبان ناآگاهی که چشم به این رسانه‌ها دارند نیز اسیرش می‌شوند. سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی، مهارت‌هایی هستند که به افراد و رسانه‌ها کمک می‌کنند در دریای اخبار و اطلاعات درست و غلط غرق نشوند و واقعیت را دریابند. از سوی دیگر همان‌طور که گفته شد این خبرپراکنی‌ها معمولا ناشی از خلأ خبری اولیه هستند و کاستی‌هایی را در مدیریت بحران نشان می‌دهند. اگر به نقش رسانه و جنگ رسانه‌ای واقف باشیم باید اذعان کنیم که مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در بهترین حالت خود نیز به‌تنهایی کافی نیستند و نیاز به پیوست رسانه‌ای و مدیریت رسانه‌ایِ بحران دارند. مدیریت رسانه‌ای، بخش مهمی از مدیریت بحران است و باید ستادهایی برای اطلاع‌رسانی متمرکز در مواقع بحرانی و ایجاد مرجعیت خبری در ساختارهای آن پیش‌بینی شده باشد. سرعت و شفافیت در اطلاع‌رسانی حتی در همان لحظات اولیه و با همان اطلاعات ناچیز، ضرورتی است که خلأ رسانه‌ای و خبری را مرتفع کرده و اخبار غیرمعتبر را از یکه‌تازی می‌اندازد. در این صورت برقراری قوانین و آیین‌نامه‌های ویژه برای انتشار اخبار بحرانی نیز به این روند کمک می‌کند. صداقت، شفافیت و سرعت اطلاع‌رسانی است که می‌تواند جریان خبری را از دست دشمنان مردم خارج کرده و کفه جنگ رسانه‌ای را به سود منافع ملی سنگین‌تر کند. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
تجمعات اعتراضی؛ فرصت یا تهدید؟ طرح قانونمند کردن تجمعات و راهپیمایی‌ها سال‌هاست که در دولت و مجلس معطل مانده است؛ موضوعی که از دوره سوم مجلس شورای اسلامی در دستور کار نمایندگان بوده و طرح‌ها و لوایح مختلفی را از سوی دولت و مجلس به خود دیده، اما هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است. در دوره اخیر مجلس، فرصت زمانی مشخصی برای دولت تعیین شد و نهایتا طرحی در ترکیب با لایحه دولت در کمیسیون مربوطه به تصویب رسید که به زودی برای تصویب نهایی به صحن علنی ارسال خواهد شد. در ضرورت قانون‌گذاری برای این موضوع تردیدی نیست؛ چراکه با وجود به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض و تجمع در قانون اساسی، هنوز ساختار و چارچوب قانونی مشخصی برای اعمال چنین حقی وجود ندارد و از این رو تجمعات و راهپیمایی‌ها بارها دست‌مایه اعمال سلیقه و برداشت‌های مختلف از قانون اساسی شده است. از سوی دیگر فقدان حدود و ثغور و سازوکارهای روشن، گاه این حق قانونی را در موقعیت‌های حساس فتنه‌انگیز، در معرض سوء‌استفاده قرار داده و تجمعات اعتراضی را از شکل منطقی خود خارج کرده و به هرج و مرج و آشفتگی کشانده است. طرح کنونی گرچه در پی برقراری موازنه‌ای میان تضمین حقوق و آزادی‌ها در کنار تأمین نظم و امنیت عمومی است، اما به‌نظر می‌رسد در کلیات و اجزا، نگاه تهدیدمحوری به تجمعات اعتراضی حاکم بوده و محدودیت‌های زیادی را برای برگزارکننده درنظر گرفته است. به عنوان مثال، تعیین مکان‌های ویژه و دور از مراکز جمعیتی، عملا امکان اظهار اعتراض را سلب کرده و لزوم شناسایی افراد شرکت‌کننده در تجمع، آزادی عمل و امنیت روانی معترضین را خدشه‌دار خواهد کرد. یا زمان‌بندی نسبتا طولانی برای درخواست، که حداقل 3 روز کاری، آن هم برای موارد اضطراری پیش‌بینی شده و تأیید فوریت آن هم برعهده فرماندار گذاشته شده، امکان واکنش فوری به وقایع را از بین خواهد برد. با وجود تهدیدهای احتمالی موجود در برخی تجمعات انگشت‌شمار، نباید چنین نگاه تهدیدمحوری بر سیاست‌گذاری در این عرصه حاکم شود. اصل حساسیت جامعه نسبت به مسائل مختلف و کنش‌گری جمعی آن‌ها را، فارغ از موضوع مورد اعتراض و صحت و سقم اعتراضات، باید قدر دانست و به مثابه «امر به معروف و نهی از منکر جمعی» تلقی کرد. این کنش‌گری از مهم‌ترین دستاوردهای نهضت اسلامی ایران بود که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی محقق شد و مردم را نسبت به سرنوشت و حیات سیاسی و اجتماعی جامعه و جهان حساس کرد. رهبران انقلاب همواره مردم را به حضور در صحنه و نظارت بر حاکمان تشویق کرده‌اند و نقش مردم را در حضور پای صندوق‌های رأی خلاصه نمی‌کنند. نگاه فرصت‌محور به کنش‌گری سیاسی و اجتماعی مردم و گروه‌ها، علاوه بر امکان ظهور و بروز مطالبات پنهان مردمی و احساس مشارکت سیاسی و تخلیه فشارهای اجتماعی، فرصت مناسبی برای حاکمیت نیز فراهم خواهد کرد تا با نگاهی به دماسنج افکار عمومی، در پی تدبیر مناسب برای پاسخ منطقی به این مطاالبات برآید. مضاف بر این‌که مطالبات و اعتراضات مردمی در بسیاری از عرصه‌ها می‌تواند پشتوانه حاکمیت در تحقق اهداف انقلاب و تفوق بر فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی باشد. قانون‌مند کردن تجمعات و راهپیمایی‌ها نباید امکان طرح و استماع مطالبات عمومی و اعتراضات مردمی را تضعیف کند و این حق مبتنی بر قانون اساسی، از مردم و حکومت مردمی سلب شود. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
از منشور روحانیت تا حوزه پیشرو و سرآمد «منشور روحانیت» امام(ره) و پیام «حوزه پیشرو و سرآمد» آیت‌الله خامنه‌ای، دو سند مهمی هستند که به فاصله ۳۷ سال توسط دو رهبر انقلاب اسلامی ایران، رسالت حوزه علمیه را تبیین کرده‌اند. منشور روحانیت در پایان دهه اول و دوران تثبیت انقلاب، درست زمانی نوشته شد که روحانیت با دو تهدید عمده مواجه بود؛ نفوذ دشمن خارجی و تحجر درونی. امام با این پیام درصدد صیانت از روحانیت به‌مثابه نیروی پیش‌برنده انقلاب برآمد و مهم‌ترین افتخار و مأموریت حوزه را در دفاع از اسلام و تثبیت اسلام سیاسی تصویر کرد. پیامی با ادبیاتی سرشار از صراحت و عطوفت و در عین حال، انقلابی، آسیب‌شناسانه و تحذیری. هویت روحانیت که طی قرون اخیر به انزوای فردی رسیده بود، بازتعریف شد و بر مبنای یگانگی دین و سیاست، به هویتی مردمی و مسئول در برابر جامعه تغییر کرد تا حوزه علمیه را از انفعال تاریخی بیرون آورده و در جایگاه پیشگام یک انقلاب مردمی قرار دهد. اما پیام رهبر انقلاب با ادبیاتی تحلیلی و آینده‌نگرانه در دهه پنجم انقلاب و دوران تثبیت نظام صادر شده که چالش اصلی حوزه علمیه دیگر نه تهدید امنیتی و سیاسی، بلکه کارآمدی و توانایی پاسخ به مسائل نوپدید و از آن مهم‌تر، نگاه به آینده و توان رقابت تمدنی است. روحانیتی که در دهه ۶۰ نقش رهبری میدانی مردم متدین و انقلابی را داشت، اکنون باید نقش «معمار جامعه اسلامی» را به‌طور تمام و کمال ایفا کند. گرچه امام(ره) در فرازهایی از منشور روحانیت اشاراتی گذرا به رویکرد تمدن‌سازانه فقه به مثابه «فلسفه عملی زندگی بشریت» دارد و قابلیت حکومت اسلامی را در تمامی ابعاد «اجتماعی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و تئوری كامل اداره انسان و اجتماع» می‌داند، اما رهبر انقلاب در این مرحله به بازتعریف نقش و کارکرد حوزه و روحانیت می‌پردازد و صراحتا طراحی نظامات اجتماعی و نوآوری تمدنی را به مأموریت‌های تاریخی حوزه اضافه می‌کند. تکامل نقش حوزه علمیه را در تحلیل این دو پیام به وضوح می‌توان دید؛ حرکتی که از تثبیت هویت حوزه سیاسی در خلال نهضت شروع شد و در «منشور روحانیت» تبلور یافت و امروز به تعریف نقش تمدن‌سازی در «حوزه پیشرو و سرآمد» رسیده است. با این نگاه هر دو پیام را می‌توان در چارچوب راهبردی واحد به‌مثابه دو مرحله از یک حرکت تکاملی تاریخی تصور کرد. گرچه دغدغه‌های منشور روحانیت همچنان پابرجاست و رهبر انقلاب نیز در پیام خود بارها به پیام ماندگار امام(ره) ارجاع داده‌اند، اما افق جدیدی برای حوزه علمیه گشوده شده که همت مضاعفی را می‌طلبد. اگر «منشور روحانیت» امام خمینی(ره) را بتوان بیانیه هویتی حوزه و روحانیت انقلابی نام نهاد، پیام «حوزه پیشرو و سرآمد» آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان ادامه نقشه راه حوزه انقلابی برای ورود به مرحله تمدن‌سازی و آینده‌نگری در گام دوم انقلاب اسلامی تصویر کرد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
زیارت‌های علمایی برای زیارت اعتاب شریفه و به‌ویژه حرم مطهر امام رضا(ع) آداب خاصی ذکر شده است، اما سیره علما و بزرگان در ملاقات معنوی با امام(ع) هم نکات جالبی دارد. در روز ولادت رضا(ع) مروری کنیم بر فرازهایی از رفتار برخی علما در زیارت عالم آل محمد(ع). 🔸 افتخار یک رهبر؛ خادمی امام رضا 🔸 کسب اجازه رهبری برای یک دستمال متبرک! 🔸 زیارت با جواز عمامه آقا روح‌الله 🔸 علامه طباطبایی در شلوغی حرم: من هم یکی از شلوغ‌‎ها! 🔸 نشانه قبولی اذن ورود 🔸 آیت‌الله بهجت: روزی‌ام همین جاست! 🔸 حکیم قمشه‌ای و مقام رضا 🔸 حرز بلد نیستم، از حضرت بخواه! 🔸 بگذارید این چند روز بر خانواده خوش بگذرد! 🔸 سفر علمی زیارتی متن کامل در فارس‌نیوز بخوانید: farsnews.ir/Valianpour/1746726722612875875 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوچه پس کوچه مشد بوی امام رضا مده دیدن گلدسته هاش دل آدمه جلا مده هرکی که غصه دره یا گرهی تو کارشه مره تو صحن آقا حال و هواشه صفا مده... یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
از استعمال تنباکو تا استعمار فرانو نخستین مواجهه ایران و غرب مدرن در زمان حکومت صفویه شکل گرفت؛ درست مقارن با آغاز دست‌اندازی استعماری اروپایی‌ها بر جهان. حکومتی که در برابر اشغال استعمارگران ایستاد و پرتغالی‌ها را از سواحل جنوبی اخراج کرد. اما رقابت منطقه‌ای و منازعات با عثمانی، دو ابرقدرت مسلمان را تضعیف و بستر مناسبی برای دخالت و حمایت بیگانگان از طرفین فراهم کرده بود. گرچه کشور ما از معدود سرزمین‌هایی است که تقریباً هیچ ‌گاه تحت سلطه کامل استعمار کهن درنیامد، اما از گزند آن هم در امان نبوده است. بخش‌های زیادی از ایران تاریخی جدا شدند تا مرزهای فعلی ترسیم شود. ناتوانی استعمار در اشغال و انحلال ایران موجب نشد که از مواهب این سرزمین چشم بپوشد. راه‌های دیگری هم برای استعمار وجود داشت. می‌توان گفت از نخستین کشورهایی هستیم که تحت سلطه «استعمار نو» قرار گرفتیم، خیلی زودتر از رواج آن در دوران پس از جنگ جهانی. کشورهایی که با وجود استقلال سیاسی ظاهری، منابع و منافع ملی را تحت فشارهای مختلف استعماری واگذار می‌کنند. مراودات خارجی در دوره قاجار که قدرت و مقبولیت کمتری نسبت به دولت‌های قبلی داشتند، به وضوح چهره استعماری خود را نشان می‌داد. قراردادهایی که با فشارهای دو ابرقدرت روس و انگلیس در شمال، جنوب و شرق کشور و با عقب‌نشینی‌های پیایی به امضا می‌رسید. شاهان قاجار برای جلب رضایت دول استعماری و تأمین هزینه‌های عیاشی، امتیازات گوناگونی از منابع ملی می‌بخشیدند. بدیهی بود اعطای هر امتیاز به یکی از قدرت‌ها، توقع امتیاز مشابهی را برای قدرت دیگر ایجاد می‌کرد! حالا دیگر ایجاد موازنه میان قدرت‌های استعماری به سیاست رژیم حاکم تبدیل شده بود. این روشی شد برای حفظ و بقای شاهان در برابر زیاده‌خواهی استعمارگران. حل و فصل مسائل مدرن جامعه برای چرخیدن چرخ‌های استعمار هم توسط خود آن‌ها انجام می‌شد؛ تا جایی‌ که حتی برخی مناصب عالی وزارتی هم به کارگزاران خارجی سپرده شده بود. حالا قدرت‌های استعماری نقش تعیین‌کننده‌ای در دربار و کابینه داشتند و حجم امتیازات به قدری بود که برخی قراردادها از سوی انگلیسی‌ها به «اعطای سند مالکیت ایران» تعبیر می‌شد. امتیاز تأسیس چند بانک، خطوط تلگراف، کشتیرانی، تأسیس قزاق‌خانه، شیلات، دخانیات، ساخت راه‌آهن، خطوط تلگراف، بهره‌برداری از معادن و جنگل‌های دولتی، زهکشی و آبیاری، بهره‌برداری یا انحصار مواد خام، جاده‌ها، خیابان‌ها، کارخانه‌ها و... از جمله امتیازهایی بود که تا ۷۰سال اعطا شده بود. عمده امتیازها به انگلیس و روسیه تزاری اعطا شد و بریتانیا را به بزرگ‌ترین طرف تجاری ایران تبدیل کرد که توانسته بود بیش از ۵۰درصد تجارت ایران را در دست بگیرد. با قیام‌های مردمی به رهبری علما و به ‌بار نشستن نهضت تنباکو و مشروطه، استعمار وارد مرحله دیگری شد و در دوره پهلوی علاوه بر مبارزه با دیانت مردم، از نفوذ و کودتا برای تغییر نظام سیاسی و سیطره کامل فرهنگی و اقتصادی استفاده می‌کرد؛ همان زمان که سر برآوردن حکومت‌های مستبد و دست‌نشانده را در اقصی نقاط جهان شاهد بودیم. انقلاب اسلامی گرچه این روند را در ایران منقطع کرد، ولی پایان استعمار نبود؛ چون هنوز راه‌های جدیدتری برای استعمار وجود داشت. استعماری که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، از علم و فرهنگ تا پول و تجارت و ارتباطات را به خدمت گرفته تا ملت‌ها را در «دهلیز یک استعمار تعریف ‌نشده» قرار دهد و با اغواگری و نفوذ، اذهان جامعه را تحت سلطه درآورد تا به میل خود به خدمت درآیند: «استعمار فرانو». در سالگرد لغو امتیاز رژی و پیروزی نمادین نهضت تنباکو، بد نیست مروری بر تاریخ استعمار داشته باشیم و آینه تاریخ را هیچ ‌گاه از پیش روی خود دور نکنیم. گرچه صورت‌های کهنه استعمار تقریبا منسوخ شده، ولی استعمار هنوز زنده است. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
پیام ایرانی در سفر عربی سفر دونالد ترامپ به کشورهای نفتی منطقه خلیج‌فارس، گرچه با هدف بازرایابی و تأمین مالی برای اقتصاد رو به افول آمریکا بود، ولی سخنان او با محوریت ایران، فارغ از محتوای اظهار شده، اهمیت و جایگاه راهبردی کشورمان را نشان می‌داد. سفر او و سخانش در ریاض، پیام‌هایی هم برای جامعه ایران داشت؛ اما با دست گذاشتن روی حرف‌های عوامانه‌ای مثل بلندی آسمان‌خراش‌های دبی و مقایسه جامعه ریشه‌دار ایران با بعضی ظواهر کشورهای عربی، در نقش ترول‌های مجازی و اپوزیسیون ظاهر شد. درحالی‌که همین هفته گذشته جدیدترین گزارش سازمان ملل از شاخص توسعه انسانی، ایران را با وجود همه فشارها و تحریم‌ها در زمره کشورهایی با توسعه انسانی بسیاربالا نشان می‌داد. طبیعتا گریزی هم به سوء‌مدیریت‌های و ناترازی‌هایی مثل قطع برق یا کم‌آبی زد که موارد مشابه آن کمابیش در همه کشورها و حتی خود آمریکا وجود دارد. ولی به تعبیر رهبرانقلاب، زخم‌هایی هستند که مگس بر روی آن‌ها می‌نشیند و رفعشان همت مضاعفی را می‌طلبد. رئیس‌جمهور آمریکا حتی از تحریف تاریخ هم دریغ نکرد و ویرانی عروس خاورمیانه و جنگ داخلی لبنان را پای ایران نوشت؛ جنگی که چهار سال پیش از انقلاب ایران و تولد مقاومت درگرفته بود! درست همان زمانی که آمریکا و فرانسه پایگاه‌هایشان را در دامن عروس خاورمیانه ایجاد کرده بودند و اتفاقا مقاومت لبنان، محصول همین جنگ بود تا با اخراج اشغالگران و مهار مزدوران داخلی، ثبات را به لبنان بازگرداند. او رنج‌های مردم سوریه، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه را به ایران مرتبط کرد؛ کشورهایی که یک قرن پیش با استعمار انگلیس و اشغال‌گری اسرائیل وارد بحران شدند و پیش از وقوع انقلاب، بارها در آتش جنگ افتادند. او حتی از عراق هم نام می‌آورد، جایی که دو دهه سال است در اشغال آمریکاست! اما جدا از تناقضات و ادعاهای نادرست، نکاتی هم درباره مذاکره گفت و هدفش از مذاکره با ایران را روشن‌تر بیان کرد: «این‌که ایران نتواند از محور مقاومت حمایت کند.» با این راه حل: «ایران پولی نداشته باشد!» در واقع توافقی که به هرگونه گشایش اقتصادی و ورود سرمایه منجر شود را نمی‌پذیرد. هرچند او حمایت ایران از مقاومت را بهانه می‌کند، اما در عین حال اذعان می‌کند که هدفش این است که ایرانی‌ها پولی نداشته باشند، نه برای مقاومت و نه برای دیگران! او این ادعا را سال‌ها پیش هم مطرح کرده بود؛ زمانی که از برجام خارج شد، چون به زعم او مبالغی هرچند ناچیز از دارایی‌های ایران آزاد شده بود. به این ترتیب معلوم نیست نگاه طرف ایرانی به مذاکرات به عنوان بستری برای گشایش‌های بزرگ اقتصادی و ورود هزاران میلیارد دلار سرمایه آمریکایی به کشور چقدر به واقعیت نزدیک باشد. به‌ویژه که سفرهای خارجی‌اش را با هدف جلب سرمایه از کشورهای عربی آغاز کرده است، نه سرمایه‌گذاری! اما سخنان ترامپ یک عقب‌نشینی آشکار هم داشت. او که طی روزهای گذشته مجبور شده پای توافق با حماس در غزه بنشیند و در برابر خنجر یمنی با انصارالله مصالحه کند، به‌طور آشکاری از تهدیدهای نظامی عقب نشسته است. او دوباره سلاح تحریم را روی میز گذاشت؛ گزینه‌ای که تقریبا به اشباع رسیده و کارآیی خود را دست‌کم برای تهدید از دست داده است. گرچه معتقدم تهدیدهای نظامی از ابتدا با هدف القای ترس مطرح شده و تعرض نظامی گسترده به دلایل مختلف خارج از توان و انگیزه آمریکاست. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
سالی که نکوست... مقام اول اجرایی کشور در حال پلاک کردن خودروی وارداتی در بهار سال سرمایه‌گذاری برای تولید... @mvalianpour
شبه‌جزیره ثبات! دی‌ماه ۱۳۵۶ سرزمین شمالی خلیج فارس میزبان رئیس‌جمهور آمریکا بود. جیمی کارتر در میان صفی از دخترکان بزک‌کرده ایرانی دست در دست شاه ایران عبور می‌کرد تا «جزیره ثبات» را به رخ همسایگان شرقی بکشد: «ایران به خاطر مدیریت فوق‌العاده شاه در یکی از پرمخاطره‌ترین نقاط دنیا، به یک جزیره ثبات تبدیل شده، این خیلی مرهون شماست اعلی‌حضرت!». بعد هم میلیاردها دلار قرارداد نظامی و اقتصادی برای دوشیدن کشور روی میز ورق می‌خورد که قرار است «تمدن بزرگ» را زیر سایه استعمار برای ایرانی‌ها ظاهرسازی کند. اما جزیره ثبات آمریکایی در اوج خوش‌بینی‌ها به رژیم پهلوی و ارتش مدرن و روابطش با ابرقدرت‌ها، فقط یک هفته ثبات داشت و هشت روز بعد با امواج انقلاب اسلامی دوباره متلاطم شد. یک سال بعد دیگر شاهی در ایران نبود تا جزیره ثبات ایرانی مرهونش باشد. حالا پس از نزدیک نیم‌قرن این‌بار رئیس‌جمهور آمریکا میهمان سرزمین‌های جنوبی خلیج‌فارس شده است؛ شبه‌جزیره عربستان. دونالد ترامپ از میان صف دخترکان بزک‌کرده عرب با موهای افشان دست در دست شاهک‌های عرب عبور می‌کند تا «شبه‌جزیره ثبات» آمریکایی را این‌بار به رخ «جزیره ثبات ایرانی» بکشد! داستان دوشیدن اعراب برای ما ایرانی‌ها داستان جدیدی نیست. محمدرضا شاه هم که با صادرات روزانه 6 میلیون بشکه نفت در دهه آخر حکومتش درآمدهای نجومی نفتی را مزمزه می‌کرد، مشتری نجومی تسلیحات آمریکایی شد؛ تا جایی‌که به تعبیر مک‌آرتور، سفیر وقت آمریکا در ایران، مجبور بودند «میل سیری‌ناپذیر شاه برای خرید سلاح» را کنترل کنند. ایران از سال ۱۹۶۹ به بزرگ‌ترین خریدار تسلیحات آمریکایی تبدیل شد و این روند تا ۱۰ سال بعد و پیروزی انقلاب اسلامی رو به تزاید گذاشت. فروش سالانه چند میلیارد دلاری تسلیحات آمریکایی تبدیل به برنامه ثابت شاه شده بود تا به نیابت از کشورهای غربی، خلأ قدرت ناشی از خروج آن‌ها از خلیج فارس را به خرج مردم ایران پر کند. گزارش وزارت خارجه آمریکا می‌گفت: «هیچ تهدید نظامی فوری برای ایران وجود ندارد که واردات تجهیزات نظامی جدید را توجیه کند... اما ایران باید بتواند پس از خروج بریتانیا از خلیج‌فارس در سال ۱۹۷۱، بر اساس تسلیحات موجود ایالات متحده با هرگونه تهدید نظامی علیه ما مقابله کند.» در ایران پهلوی هم مثل عربستان سعودی، پشت‌گرمی به دلارهای نفتی و سلاح‌های آمریکایی، جایی برای مشارکت مردم در امور سیاسی باقی نگذاشته بود و مردم به چشم سیاهی‌لشکری دیده می‌شدند که در طول مسیر حرکت شاه و کارتر، پرچم‌های آمریکا را تکان دهند. اگر پهلوی جشن‌های شاهنشاهی را در تخت‌جمشید دوهزاروپانصد ساله برپا می‌کرد تا پرهزینه‌ترین جشن تاریخ بشر را در گینس ثبت کند، سعودی هم موسم ریاض را در قلعه صدساله جنادریه برگزار می‌کند تا سیاسیات و اجتماعیات را به حاشیه ببرد و فلسطین را بفراموشاند. «شاه» هم مثل «ملک»، به‌ظاهر شعارهای حمایت از مظلومان فلسطین را می‌داد و پنهان و آشکار دست در دست اسرائیل داشت و حمایت اقتصادی و سیاسی‌اش را دریغ نمی‌کرد. و البته مبارزه با فرهنگ دینی و هنجارها و باورهای مردم، که مهم‌ترین مانع غرب‌گرایی، فساد و بی‌عدالتی حاکمان است. اما دی‌ماه ۱۳۵۶ که رهبر ابرقدرت جهان خیابان‌های تهران را سوار بر کروک ایمپریال شاهنشاهی گز می‌کرد، کسی در تصورش نمی‌گنجید که چه سرنوشتی در انتظار «جزیره ثبات» اوست. حالا هم زیر سایه سنگین نمایش ترامپ و بن‌سلمان سعودی، شاید کم‌تر کسی بتواند سرنوشت متفاوتی را برای «شبه‌جزیره ثبات» تصور کند. آیا تاریخ تکرار می‌شود؟ یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour