از استعمال تنباکو تا استعمار فرانو
نخستین مواجهه ایران و غرب مدرن در زمان حکومت صفویه شکل گرفت؛ درست مقارن با آغاز دستاندازی استعماری اروپاییها بر جهان. حکومتی که در برابر اشغال استعمارگران ایستاد و پرتغالیها را از سواحل جنوبی اخراج کرد. اما رقابت منطقهای و منازعات با عثمانی، دو ابرقدرت مسلمان را تضعیف و بستر مناسبی برای دخالت و حمایت بیگانگان از طرفین فراهم کرده بود.
گرچه کشور ما از معدود سرزمینهایی است که تقریباً هیچ گاه تحت سلطه کامل استعمار کهن درنیامد، اما از گزند آن هم در امان نبوده است. بخشهای زیادی از ایران تاریخی جدا شدند تا مرزهای فعلی ترسیم شود.
ناتوانی استعمار در اشغال و انحلال ایران موجب نشد که از مواهب این سرزمین چشم بپوشد. راههای دیگری هم برای استعمار وجود داشت. میتوان گفت از نخستین کشورهایی هستیم که تحت سلطه «استعمار نو» قرار گرفتیم، خیلی زودتر از رواج آن در دوران پس از جنگ جهانی. کشورهایی که با وجود استقلال سیاسی ظاهری، منابع و منافع ملی را تحت فشارهای مختلف استعماری واگذار میکنند.
مراودات خارجی در دوره قاجار که قدرت و مقبولیت کمتری نسبت به دولتهای قبلی داشتند، به وضوح چهره استعماری خود را نشان میداد. قراردادهایی که با فشارهای دو ابرقدرت روس و انگلیس در شمال، جنوب و شرق کشور و با عقبنشینیهای پیایی به امضا میرسید.
شاهان قاجار برای جلب رضایت دول استعماری و تأمین هزینههای عیاشی، امتیازات گوناگونی از منابع ملی میبخشیدند. بدیهی بود اعطای هر امتیاز به یکی از قدرتها، توقع امتیاز مشابهی را برای قدرت دیگر ایجاد میکرد! حالا دیگر ایجاد موازنه میان قدرتهای استعماری به سیاست رژیم حاکم تبدیل شده بود.
این روشی شد برای حفظ و بقای شاهان در برابر زیادهخواهی استعمارگران. حل و فصل مسائل مدرن جامعه برای چرخیدن چرخهای استعمار هم توسط خود آنها انجام میشد؛ تا جایی که حتی برخی مناصب عالی وزارتی هم به کارگزاران خارجی سپرده شده بود.
حالا قدرتهای استعماری نقش تعیینکنندهای در دربار و کابینه داشتند و حجم امتیازات به قدری بود که برخی قراردادها از سوی انگلیسیها به «اعطای سند مالکیت ایران» تعبیر میشد.
امتیاز تأسیس چند بانک، خطوط تلگراف، کشتیرانی، تأسیس قزاقخانه، شیلات، دخانیات، ساخت راهآهن، خطوط تلگراف، بهرهبرداری از معادن و جنگلهای دولتی، زهکشی و آبیاری، بهرهبرداری یا انحصار مواد خام، جادهها، خیابانها، کارخانهها و... از جمله امتیازهایی بود که تا ۷۰سال اعطا شده بود.
عمده امتیازها به انگلیس و روسیه تزاری اعطا شد و بریتانیا را به بزرگترین طرف تجاری ایران تبدیل کرد که توانسته بود بیش از ۵۰درصد تجارت ایران را در دست بگیرد.
با قیامهای مردمی به رهبری علما و به بار نشستن نهضت تنباکو و مشروطه، استعمار وارد مرحله دیگری شد و در دوره پهلوی علاوه بر مبارزه با دیانت مردم، از نفوذ و کودتا برای تغییر نظام سیاسی و سیطره کامل فرهنگی و اقتصادی استفاده میکرد؛ همان زمان که سر برآوردن حکومتهای مستبد و دستنشانده را در اقصی نقاط جهان شاهد بودیم.
انقلاب اسلامی گرچه این روند را در ایران منقطع کرد، ولی پایان استعمار نبود؛ چون هنوز راههای جدیدتری برای استعمار وجود داشت. استعماری که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، از علم و فرهنگ تا پول و تجارت و ارتباطات را به خدمت گرفته تا ملتها را در «دهلیز یک استعمار تعریف نشده» قرار دهد و با اغواگری و نفوذ، اذهان جامعه را تحت سلطه درآورد تا به میل خود به خدمت درآیند: «استعمار فرانو».
در سالگرد لغو امتیاز رژی و پیروزی نمادین نهضت تنباکو، بد نیست مروری بر تاریخ استعمار داشته باشیم و آینه تاریخ را هیچ گاه از پیش روی خود دور نکنیم. گرچه صورتهای کهنه استعمار تقریبا منسوخ شده، ولی استعمار هنوز زنده است.
#استعمار #نهضت_تنباکو #استعمار_فرانو
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
پیام ایرانی در سفر عربی
سفر دونالد ترامپ به کشورهای نفتی منطقه خلیجفارس، گرچه با هدف بازرایابی و تأمین مالی برای اقتصاد رو به افول آمریکا بود، ولی سخنان او با محوریت ایران، فارغ از محتوای اظهار شده، اهمیت و جایگاه راهبردی کشورمان را نشان میداد.
سفر او و سخانش در ریاض، پیامهایی هم برای جامعه ایران داشت؛ اما با دست گذاشتن روی حرفهای عوامانهای مثل بلندی آسمانخراشهای دبی و مقایسه جامعه ریشهدار ایران با بعضی ظواهر کشورهای عربی، در نقش ترولهای مجازی و اپوزیسیون ظاهر شد. درحالیکه همین هفته گذشته جدیدترین گزارش سازمان ملل از شاخص توسعه انسانی، ایران را با وجود همه فشارها و تحریمها در زمره کشورهایی با توسعه انسانی بسیاربالا نشان میداد.
طبیعتا گریزی هم به سوءمدیریتهای و ناترازیهایی مثل قطع برق یا کمآبی زد که موارد مشابه آن کمابیش در همه کشورها و حتی خود آمریکا وجود دارد. ولی به تعبیر رهبرانقلاب، زخمهایی هستند که مگس بر روی آنها مینشیند و رفعشان همت مضاعفی را میطلبد.
رئیسجمهور آمریکا حتی از تحریف تاریخ هم دریغ نکرد و ویرانی عروس خاورمیانه و جنگ داخلی لبنان را پای ایران نوشت؛ جنگی که چهار سال پیش از انقلاب ایران و تولد مقاومت درگرفته بود! درست همان زمانی که آمریکا و فرانسه پایگاههایشان را در دامن عروس خاورمیانه ایجاد کرده بودند و اتفاقا مقاومت لبنان، محصول همین جنگ بود تا با اخراج اشغالگران و مهار مزدوران داخلی، ثبات را به لبنان بازگرداند.
او رنجهای مردم سوریه، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه را به ایران مرتبط کرد؛ کشورهایی که یک قرن پیش با استعمار انگلیس و اشغالگری اسرائیل وارد بحران شدند و پیش از وقوع انقلاب، بارها در آتش جنگ افتادند. او حتی از عراق هم نام میآورد، جایی که دو دهه سال است در اشغال آمریکاست!
اما جدا از تناقضات و ادعاهای نادرست، نکاتی هم درباره مذاکره گفت و هدفش از مذاکره با ایران را روشنتر بیان کرد: «اینکه ایران نتواند از محور مقاومت حمایت کند.» با این راه حل: «ایران پولی نداشته باشد!»
در واقع توافقی که به هرگونه گشایش اقتصادی و ورود سرمایه منجر شود را نمیپذیرد. هرچند او حمایت ایران از مقاومت را بهانه میکند، اما در عین حال اذعان میکند که هدفش این است که ایرانیها پولی نداشته باشند، نه برای مقاومت و نه برای دیگران!
او این ادعا را سالها پیش هم مطرح کرده بود؛ زمانی که از برجام خارج شد، چون به زعم او مبالغی هرچند ناچیز از داراییهای ایران آزاد شده بود. به این ترتیب معلوم نیست نگاه طرف ایرانی به مذاکرات به عنوان بستری برای گشایشهای بزرگ اقتصادی و ورود هزاران میلیارد دلار سرمایه آمریکایی به کشور چقدر به واقعیت نزدیک باشد. بهویژه که سفرهای خارجیاش را با هدف جلب سرمایه از کشورهای عربی آغاز کرده است، نه سرمایهگذاری!
اما سخنان ترامپ یک عقبنشینی آشکار هم داشت. او که طی روزهای گذشته مجبور شده پای توافق با حماس در غزه بنشیند و در برابر خنجر یمنی با انصارالله مصالحه کند، بهطور آشکاری از تهدیدهای نظامی عقب نشسته است.
او دوباره سلاح تحریم را روی میز گذاشت؛ گزینهای که تقریبا به اشباع رسیده و کارآیی خود را دستکم برای تهدید از دست داده است. گرچه معتقدم تهدیدهای نظامی از ابتدا با هدف القای ترس مطرح شده و تعرض نظامی گسترده به دلایل مختلف خارج از توان و انگیزه آمریکاست.
#آمریکا #ترامپ #عربستان #مذاکره
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
سالی که نکوست...
مقام اول اجرایی کشور
در حال پلاک کردن خودروی وارداتی
در بهار سال سرمایهگذاری برای تولید...
#پزشکیان #تولید_ملی
#کالای_ایرانی #خودرو_خارجی
@mvalianpour
شبهجزیره ثبات!
دیماه ۱۳۵۶ سرزمین شمالی خلیج فارس میزبان رئیسجمهور آمریکا بود. جیمی کارتر در میان صفی از دخترکان بزککرده ایرانی دست در دست شاه ایران عبور میکرد تا «جزیره ثبات» را به رخ همسایگان شرقی بکشد: «ایران به خاطر مدیریت فوقالعاده شاه در یکی از پرمخاطرهترین نقاط دنیا، به یک جزیره ثبات تبدیل شده، این خیلی مرهون شماست اعلیحضرت!».
بعد هم میلیاردها دلار قرارداد نظامی و اقتصادی برای دوشیدن کشور روی میز ورق میخورد که قرار است «تمدن بزرگ» را زیر سایه استعمار برای ایرانیها ظاهرسازی کند.
اما جزیره ثبات آمریکایی در اوج خوشبینیها به رژیم پهلوی و ارتش مدرن و روابطش با ابرقدرتها، فقط یک هفته ثبات داشت و هشت روز بعد با امواج انقلاب اسلامی دوباره متلاطم شد. یک سال بعد دیگر شاهی در ایران نبود تا جزیره ثبات ایرانی مرهونش باشد.
حالا پس از نزدیک نیمقرن اینبار رئیسجمهور آمریکا میهمان سرزمینهای جنوبی خلیجفارس شده است؛ شبهجزیره عربستان. دونالد ترامپ از میان صف دخترکان بزککرده عرب با موهای افشان دست در دست شاهکهای عرب عبور میکند تا «شبهجزیره ثبات» آمریکایی را اینبار به رخ «جزیره ثبات ایرانی» بکشد!
داستان دوشیدن اعراب برای ما ایرانیها داستان جدیدی نیست. محمدرضا شاه هم که با صادرات روزانه 6 میلیون بشکه نفت در دهه آخر حکومتش درآمدهای نجومی نفتی را مزمزه میکرد، مشتری نجومی تسلیحات آمریکایی شد؛ تا جاییکه به تعبیر مکآرتور، سفیر وقت آمریکا در ایران، مجبور بودند «میل سیریناپذیر شاه برای خرید سلاح» را کنترل کنند.
ایران از سال ۱۹۶۹ به بزرگترین خریدار تسلیحات آمریکایی تبدیل شد و این روند تا ۱۰ سال بعد و پیروزی انقلاب اسلامی رو به تزاید گذاشت. فروش سالانه چند میلیارد دلاری تسلیحات آمریکایی تبدیل به برنامه ثابت شاه شده بود تا به نیابت از کشورهای غربی، خلأ قدرت ناشی از خروج آنها از خلیج فارس را به خرج مردم ایران پر کند.
گزارش وزارت خارجه آمریکا میگفت: «هیچ تهدید نظامی فوری برای ایران وجود ندارد که واردات تجهیزات نظامی جدید را توجیه کند... اما ایران باید بتواند پس از خروج بریتانیا از خلیجفارس در سال ۱۹۷۱، بر اساس تسلیحات موجود ایالات متحده با هرگونه تهدید نظامی علیه ما مقابله کند.»
در ایران پهلوی هم مثل عربستان سعودی، پشتگرمی به دلارهای نفتی و سلاحهای آمریکایی، جایی برای مشارکت مردم در امور سیاسی باقی نگذاشته بود و مردم به چشم سیاهیلشکری دیده میشدند که در طول مسیر حرکت شاه و کارتر، پرچمهای آمریکا را تکان دهند.
اگر پهلوی جشنهای شاهنشاهی را در تختجمشید دوهزاروپانصد ساله برپا میکرد تا پرهزینهترین جشن تاریخ بشر را در گینس ثبت کند، سعودی هم موسم ریاض را در قلعه صدساله جنادریه برگزار میکند تا سیاسیات و اجتماعیات را به حاشیه ببرد و فلسطین را بفراموشاند.
«شاه» هم مثل «ملک»، بهظاهر شعارهای حمایت از مظلومان فلسطین را میداد و پنهان و آشکار دست در دست اسرائیل داشت و حمایت اقتصادی و سیاسیاش را دریغ نمیکرد. و البته مبارزه با فرهنگ دینی و هنجارها و باورهای مردم، که مهمترین مانع غربگرایی، فساد و بیعدالتی حاکمان است.
اما دیماه ۱۳۵۶ که رهبر ابرقدرت جهان خیابانهای تهران را سوار بر کروک ایمپریال شاهنشاهی گز میکرد، کسی در تصورش نمیگنجید که چه سرنوشتی در انتظار «جزیره ثبات» اوست. حالا هم زیر سایه سنگین نمایش ترامپ و بنسلمان سعودی، شاید کمتر کسی بتواند سرنوشت متفاوتی را برای «شبهجزیره ثبات» تصور کند. آیا تاریخ تکرار میشود؟
#آمریکا #عربستان #جزیره_ثبات
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
به بهانه روز بزرگداشت صدرالمتألهین
فلسفه را زندگی کنیم
فلاسفه تلاش میکنند به برخی پرسشهای عمیق پاسخ دهند؛ اما فلسفه دانشی تقلیدی نیست. مهمترین فایده فلسفه، حاکم کردن روش عقلانی در حل مسائل و استفاده از تفکر و تعقل است. فلسفه را باید زندگی کرد؛ زندگیای که بر پایه تفکر، تعقل و فلسفهورزی بنا میشود.
به تعبیر رهبر انقلاب، «فلسفه، شکل دادن فکر است، یاد دادنِ فهم کردن است، ذهن را به فهمیدن و تفکر کردن عادت دادن است.»
بهطور کلی فلسفه تصویری کلی از عالم وجود را ترسیم میکند که در هیچ جای دیگری به این کلیت قابل رسم نیست. پاسخهایی که برای تبیین این مسائل کلی داریم، ایدئولوژی و بنیان فکری ما را تشکیل میدهد که خواه ناخواه بر حرکت فرد و جامعه مؤثر است. بسیاری از اندیشمندان دلیل پیشرفت یا عقبافتادگی جوامع را در اهمیتی که جوامع به مباحث عقلی و فلسفی میدهند، دانستهاند.
در سده اخیر مکاتب شرقی و غربی تلاش فراوانی کردند تا دستگاه فکری و فلسفه خود را در میان عموم مردم ترویج کنند. از رمانهای روسی تا فیلمهای هالیوود، سرشار از اشارات و تلمیحات و بنمایههای فلسفه شرق و غرب بوده و هستند و مبانی فلسفی تمدنهای بشری را در ذهن عموم مردم نهادینه میکنند.
امروزه فلسفه حتی به فرایند آموزشی کودکان نیز راه یافته و علاوه بر تولید محصولات فرهنگی و رسانهای فلسفی با ادبیات کودک، جزئی از برنامه آموزشی کودکان از بدو آموزشپذیری شده است. چیزی که با تصورات معمول از فلسفه، بهعنوان یک علم غامض و پیچیده و ناسازگار با فهم کودک همخوانی ندارد.
ریشه بسیاری از مشکلات جامعه و از جمله بخشی از مسائل هویتی و شکاف نسلی موجود در میان نسلهای جدید را باید در همین کمتوجهی به تفکرمحوری و فاصله گرفتن این نسل از دستگاه فکری و عقلانیت حاکم بر فرهنگ اسلامی جستجو کرد. چیزی که در آموزش و پرورش حافظهمحور ما محقق نمیشود و نیازمند تحولات بنیادین است.
البته باید اذعان کرد که فلسفه اسلامی نیز در این زمینه هنوز در ابتدای راه است و با وجود تولید برخی محصولات انگشتشمار در این موضوع، تدوین مبانی فلسفه اسلامی با ادبیات عامهفهم در همه سطوح و نهادینه کردن عقلانیت و تفکرمحوری در آموزش، نیازمند عزمی جدیتر است.
حوزههای علمیه ضمن تدوین فلسفههای مضاف مبتنی بر این دستگاه فکری، باید به آن امتداد سیاسی و اجتماعی دهند تا بتواند مبنای نظامسازی و تمدنسازی قرار گیرد. در حاشیه ماندن این علم به تعبیر رهبر انقلاب نتیجهای جز نازل شدن سطح عقلانیت و میدانداری افراد سطحی نخواهد داشت.
همچنین بخوانید:
🔸 تعالی فلسفه در حوزه علمیه
🔸 ماجرای فلسفه به زبان ساده!
#فلسفه #ملاصدرا #حوزه_علمیه
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
مشهدالرضا؛ اینبار با برند غذا !
هفته گذشته و در حاشیه نمایشگاه «مشهد اینوکس»، تفاهمنامه احداث اولین «موزه ملی غذا» در مشهد امضا شد. بزرگترین مرکز گردشگری غذا، به گفته مدیران استانی قرار است برای غذای خراسانرضوی برندسازی کند، «الگویی مترقی» برای سایر نقاط کشور باشد و به «موتور محرک» جذب گردشگر و ماندگاری زائر در مشهد تبدیل شود.
تأسیس «موزه ملی غذا» در مشهد، در نگاه اول ممکن است بهعنوان یک اقدام مثبت و گامی جهت رونق گردشگری و حتی خدمات جانبی به زائران تلقی شود؛ اما از زاویه برندینگ شهری چه تصویری را ترسیم میکند؟
درباره برندسازی شهری و بهویژه هویت و نام و نماد شهر مشهد بهعنوان پایتخت معنوی ایران اسلامی و کلانشهر زیارتی جهان اسلام، سخن بسیار گفته شده است؛ شهری با تاریخی هزارساله که گرد وجود امام رضا(ع) شکل گرفته و در مسیر زیارت او هویت یافته و توسعه پیدا کرده است. تا جایی که حتی نام شهر را وامدار اوست و ساکنان و مسافرانش را نیز زائر و مجاور مینامند.
با اینکه اجتماع و اقتصاد و فرهنگ این شهر با محوریت امام رضا(ع) و زائران و مجاورانش شکل گرفته، اما بهنظر میرسد برنامههای توسعه شهری و استانی همچنان درحال دستاندازی بر این نمانام یا برند شهری هستند.
باید تأکید کنم که برندمحوری و حفظ هویت شهری به معنای تعطیلی سایر فعالیتهای شهری و خلاصه کردن کلیه ابعاد شهر در یک موضوع و حتی نادیده گرفتن شهروندانی با نگاه متفاوت نیست؛ چهاینکه تمرکز بر حفظ هویت و برند شهری مبتنی بر مزیتهای واقعی، محرک توسعه منطقهای و رشد سایر ابعاد نیز خواهد بود.
بر این اساس سرمایهگذاری و تقویت صنایع غذایی که از دیرباز در خدمت جمعیت ثابت و متغیر مشهد و تسهیلگر زیارت و در واقع تقویتکننده برند شهری بوده قطعا امری مطلوب است؛ اما خروج چنین موضوعی از نقش تسهیلگری و تبدیل به هدف گردشگری حتما باید در نقشه کلان هویت شهری تعریف و جانمایی شود تا به برند شهر لطمهای وارد نکند.
اگر بر چنین برندی اتفاقنظر وجود دارد، این انتظار طبیعی است که کلیه برنامهریزیهای کلان شهر و استان در راستای برند موردقبول و تقویتکننده آن بوده و دستکم تعارضی با آن نداشته باشند و در صدد رقابت با مزیت اصلی شهر و تضعیف آن برنیایند.
چنین موازیکاریهایی لزوما به ایجاد برندهای موازی نمیانجامد؛ بلکه ممکن است به برند اصلی ضربه بزند و در بهترین حالت فضایی مشوش را به وجود میآورد که مزیتی را در شهر نشان نمیدهد.
چنین شهری بدون اولویتهای راهبردی و هویت روشن و پایدار که منابعش به جای همافزایی، در تزاحم و رقابت درونشهری به فرسایش تدریجی دچار شده، جای معتبر و جذابی برای هیچگونه سرمایهگذاری پایداری هم نخواهد بود!
برندسازی طبیعی پروسهای زمانبر است و برند شهری مشهدالرضا(ع) نیز طی صدها سال به وجود آمده است؛ اما این چهره ممکن است بهواسطه برخی اقدامات ناهماهنگ و بیبنیاد، با سرعت زیادی تخریب شود و چهرهای مغشوش برای شهر باقی بماند.
هویت شهری مشهدالرضا(ع) همچنان متولی مشخصی ندارد و قوه آمره و نهاد حاکمی برای حراست و بازتعریف برند این شهر تعریف نشده است. در چنین فضایی اقدامات جزیرهای و بدون نگاه راهبردی در کنار کمکاری ساختارهای مرتبط در تقویت برندینگ شهری و استانی هر از گاهی چنین نتایجی را رقم میزند. یک روز نامی تجاری در تبلیغات رسانهای پشتبند نام مقدس مشهد مینشیند و روزی دیگر بهجای موزههای زیارت، موزههای غذا سربرمیآورند.
هویت پایتخت معنوی ایران، هویت ایران است و ساختارهایی مثل شورای عالی زیارت و شورای فرهنگ عمومی استان در کنار آستان قدس رضوی و سایر دستگاههای استانی و شهری وظیفه سنگینی در صیانت از این میراث ارزشمند دارند.
#مشهد #برند_شهری #زیارت #موزه_غذا #موزه_زیارت
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
سند امامت ابنالرضا(ع)
جوادالائمه(ع) ردای امامت را در کودکی بر تن کرد و در جوانی به شهادت رسید، ولی ظهور و بروز علمی او در خردسالی معجزهای بود که بسیاری از شبهات را رفع کرد و سلسله امامت را تداوم بخشید.
امامت پیشوای نهم و مقام علمی او نهتنها از طرف مخالفان مورد تردید جدی واقع شد، بلکه شیعیان عادی و حتی برخی علما و بزرگان شیعه نیز ابتدا در این مسئله تردید داشتند...
بیشتر بخوانید:
🔸 علم امام؛ سند امامت
🔸 آغاز عصر شدت
🔸 پایهگذار حوزه علمیه بغداد
🔸 هفتساله در برابر هفتادساله
🔸 مناظره درباره فضائل خلفا!
🔸 از نهضت ترجمه تا فرقههای انحرافی
متن کامل در روزنامه قدس:
qudsdaily.com/Newspaper/item/123889
#امامت #امام_جواد #شهادت
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
رؤسایجمهور؛
در انتظار تفویض اختیار!
رئیسجمهور در ماههای اخیر بارها بر تفویض اختیارات بیشتر به استانداران تأکید کرده است. رؤسای جمهور پیشین نیز بارها بر این امر تأکید کرده بودند و مصوبات متعددی نیز در شورای عالی اداری ادوار مختلف، مصوبههای بلندبالایی را برای چنین موضوعی ابلاغ کردهاند.
اما افزایش اختیاراتی در کار نیست و در برخی موارد حتی بازگشت به عقب هم اتفاق افتاده است!
برای نمونه با اینکه در سالهای گذشته انتخاب فرمانداران و بخشداران به استاندار واگذار شده بود و استاندار از سمت وزیر احکام را صادر میکرد، اما فرآیند انتخاب هزاران فرماندار و بخشدار کشور دوباره به مرکز کشور برگشته است!
این نکتهای اساسی بود که در بیانات روز گذشته رهبر انقلاب در جمع استانداران سراسر کشور پررنگ شد: «با وجود تأکید بر این اصل در دولتهای مختلف، رؤسای جمهور به علت مخالفت برخی وزرا نتوانستند آن را بهطور کامل حاکم کنند؛ اما باید به استانداران اختیار داده شود تا آنها بتوانند در خصوص مسائل استانی، تصمیمگیری و اقدام کنند.»
رهبر انقلاب پیش از این هم بارها استانداران را به منزله نخستوزیر یا رئیسجمهور هر استان معرفی میکردند و وظایف و اختیاراتی در این سطح برای آنها قائل بودند.
با اینکه وفق قوانین موجود، استانداران مسئول اجرای سیاستهای دولت در قلمرو استان هستند، اما برخی اختیارات آنها نظارتی و مشورتی است و تصویب برنامههای استانی و اجرای تصمیمات استان از پیچوخم وزارتخانههای مربوطه میگذرد؛ تا جاییکه حل برخی مسائل جزئی استانها هم درگیر بروکراسی و موانع دستوپاگیر اداری در سطح ملی میشود.
مصوبات متعدد دولت و شوراهای اداری نیز صرفا توصیهنامههایی است که امکان و جواز تفویض اختیارات را فهرست کرده و الزام یا حتی مشوقی برای این منظور به چشم نمیخورد. به این ترتیب طبیعی است که تمرکز قدرت و اختیارات استانی در وزارتخانهها به آسانی به استانها منتقل نشود و همچنان در ید قدرت وزرا باقی بماند.
بهنظر میرسد تحقق واقعی حکمرانی استانی نیازمند بازتعریف نقش استانداران و تدوین قوانین و مصوبات الزامآور و محکمتری است که پشتوانه اجرایی انتقال اختیارات به استانها باشد.
توزیع اختیارات از مرکز به پیرامون به معنای افزایش مشارکت مردم در امور استان خواهد بود؛ یعنی تصمیمگیری بومی و اجرای محلی با استفاده از «ظرفیت عظیم نیروی انسانی جوان، تحصیلکرده و کارآمد در استانها» به جای تصمیمگیری کُند و متمرکزی که شناختی هم از اقتضائات بومی ندارد.
در این صورت مردم امکان مطالبه مستقیم از مدیران محلی را پیدا کرده و مدیران استانی نیز در برابر مردم پاسخگوتر میشوند. چون این مدیران استانی و محلی هستند که به تعبیر رهبر انقلاب امکان بیشتری برای «حضور در میان مردم و گرم گرفتن با آنها و شنیدن با حوصله سخنان حتی تند مردم» را دارند تا با «جلب محبت مردم» بتوان از «کمک آنها در مواقع حساس» و مشارکت آنها در حکمرانی استفاده کرد.
#استانها #استاندار #مدیریت #تمرکززدایی
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
تضمین[،] لازم نیست[،] تعطیلش کنید!
حق غنیسازی اورانیوم به هر میزان برای اهداف صلحآمیز، از حقوق مبنایی اعضای آژانس بینالمللی انرژی هستهای است و چالشها و بازرسیها مانع از این حق طبیعی نیستند. بنابراین غنیسازی ۳ درصدی برای تولید برق، ۲۰ درصدی برای مصرف دارویی و صنعتی و ۶۰ درصدی برای پیشرانهای هستهای و حتی غنای بالاتر برای هرگونه مصرف صلحآمیز نهتنها محدودیت قانونی ندارد، بلکه باید از حمایت و کمک آژانس هم برخوردار باشد.
از ابتدای گشوده شدن پرونده هستهای ایران در سال 1381 تاکنون طرفهای غربی در اظهارات رسمی خود بارها بر این حق غیرقابل انکار تأکید کرده و تنها تضمین ایران بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای و حصول اطمینان از عدم انحراف آن به سمت تسلیحات نامتعارف را خواستار شدهاند.
بر این اساس بیسابقهترین نظارتها بر برنامه هستهای ایران اجرا شده است؛ تا جاییکه طبق گزارش اخیر آژانس، در میان ۳۲ کشور دارای برنامه هستهای، بیش از 70 درصد بازرسیها از تأسیسات هستهای ایران بوده و 60 درصد بودجه آژانس صرف نظارت بر فعالیت هستهای ایران شده است!
حاصل این حجم از بازرسیها «هیچ» بوده و هیچ انحراف قطعی در برنامه هستهای ایران به اثبات نرسیده است. اما پرسشها و ابهامآفرینیهای بیپایان، حربهای بوده که هر بار بهانهای برای فشار بیشتر شده است؛ پرسشهایی که در گزارش اخیر آژانس نیز به شکل تکرار شده و نشان میدهد پایانی بر آن متصور نیست.
اما حق غنیسازی تنها وجه آشکار مذاکرات و اظهارات رسمی طرفهای غربی بوده است. وجه نسبتا پنهانش که از روز اول و اصرار بر تعلیق غنیسازی و محدود کردن تحقیقات هستهای نیز رخ مینمود، تعطیلی غنیسازی و دست کشیدن از دانش هستهای بود. موضوعی که بارها بهصورت غیررسمی و در حاشیه مذاکرات غیررسمی هم شنیده میشد.
حالا اما رئیسجمهور آمریکا صراحت بیشتری از خود نشان میدهد و به ادعای رسانهها در پیشنهادی که ارائه داده رسما «توقف کامل تمامی فعالیتهای غنیسازی اورانیوم» را روی میز گذاشته است. ترامپ البته پیش از این هم استفاده از نفت را برای ما تجویز کرده و گفته بود که ایران به انرژی هستهای نیازی ندارد.
۲۳ سال پس از باز شدن پرونده هستهای و چندین دور مذاکره و توافقها و تسلسل بازرسیها و راستیآزماییها میتوان راحتتر درباره اهدف غربیها از این مسیر قضاوت کرد؛ اینکه 23 سال بازرسی، مذاکره، تعلیق، تحریم، توافق، بدعهدی و... برای حفظ برنامه هستهای و تضمین صلحآمیز بودن آن بوده است یا افزایش هزینه پایفشاری بر حقوق هستهای و تعطیلی آن!
حق قانونی انرژی هستهای از جمله حقوق ملی و بیننسلی است و تفاوتی با حق حاکمیت ملی بر خاک کشور ندارد. بنابراین هیچ کسی حق عقبنشینی از مرزهای نامرئی علم و قدرت و معامله بر سر حقوق ملی و حق نسلهای بعدی را نخواهد داشت.
گرچه رفع نگرانیها از صلحآمیز بودن انرژی هستهای و ارائه تضمینهای لازم برای عدم انحراف نظامی آن امری پذیرفته است، اما چنین فرایندی نباید حقوق ملی را خدشهدار کند و چنان هزینه گزافی را بر آن بار کند که به دست کشیدن از حقوق هستهای منجر شود.
رهبر انقلاب اخیرا در دیدار خانوادههای شهدای خدمت، خط قرمز مذاکرات هستهای را ترسیم کردند: گفتگو درباره حق غنیسازی؛ چون جمهوری اسلامی منتظر اجازه کسی نیست! ایشان البته وعده دادند که در مناسبت دیگری علت دست گذاشتن غربیها روی غنیسازی را به ملت ایران توضیح خواهند داد؛ وعدهای که بهنظر میرسد طی روزهای آینده و احتمالا در مراسم سالگرد رحلت امام(ره) محقق خواهد شد.
#مذاکره #توافق #غنی_سازی
یادداشتها و تأملات محمد ولیانپور
@mvalianpour
🌙
و من گواهى میدهم؛
به حقیقت ایمانم
و آنچه بدان یقین دارم
و اعتقادی که به توحیدت دارم
و بدانچه در ضمیرم پنهان است
و با رشتههای عصبی چشمانم
و خطوط پیشانیم
و نایژههای تنفسیام
و پردهها و سینوسهای چهرهام
و پرده گوشم
و دو لبم که برهم میآیند
و حرکتهاى زبانم
و کام و آروارهام
و ریشه دندانهایم
و پرزهای چشایی زبانم
و رشتههای عصبی مغزم
و شاهرگ گردنم
و لنفهای پیچیده بر آن
و استخوانهای سینهام
و رشتهرشته رگها و مویرگهای قلبم
و گوشههای جگرم
و آنچه را که قفسه سینهام دربر گرفته
و مفاصل و غضروفهای استخوانهایم
و قبض و بسط عضلات بدنم
و سر انگشتانم
و گوشتم
و خونم
و موى بدنم
و بشره پوستم
و عصبم
و پاهایم
و استخوانم
و مغزم
و رگهایم
و تمام اعضاء و جوارحم
و آنچه از دوران شیرخوارگیم بر بدنم برآمده
و آنچه را زمین از من بر خود گرفته
و خوابم
و بیداریم
و آرمیدنم
و حرکتهاى رکوع و سجودم...
اعتراف میکنم:
که اگر تصمیم بگیرم
و قرنها عمر کنم و بکوشم
و بخواهم شکر یکى از نعمتهاى تو را بهجای آورم
نخواهم توانست!
جز به لطف خود تو...
که این لطف، نعمت دیگریست؛
که ستایشی تازه و سپاسگزاری درازدامن دیگری را میطلبد!
آرى...
و اگر حریص باشم
و بخواهم با همه حسابگران عالم،
نعمتهای تو را فقط بهشماره درآوریم،
نتوانیم!
هیهات!
کجا چنین چیزى میسر است؟
که تو خود در کتابت گفتهای که:
«اگر بشمارید نعمت خدا را، شماره نتوانید کرد»
🌙
وَاَنا اَشْهَدُ يا اِلهى
بِحَقيقَهِ ايمانى
وَعَقْدِ عَزَماتِ يَقينى
وَخالِصِ صَريحِ تَوْحيدى
وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَميرى
وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى
وَاَساريرِ صَفْحَهِ جَبينى
وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى
وَخَذاريفِ مارِنِ عِرْنينى
وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى
وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَيْهِ شَفَتاىَ
وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانى
وَمَغْرَزِ حَنَکِ فَمى وَ فَکّى
وَمَنابِتِ اَضْراسى
وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى
يموَحِمالَهِ اُمِّ رَاءْسى
وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى
وَمَا اشْتَمَلَ عَليْهِ تامُورُ صَدْرى
وَحمائِلِ حَبْلِ وَتينى
وَنِياطِ حِجابِ قَلْبى
وَاءَفْلاذِ حَواشى کَبِدى
وَما حَوَتْهُ شَراسيفُ اَضْلاعى
وَحِقاقُ مَفاصِلى
وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُ اَنامِلى
وَلَحْمى
وَدَمى
وَشَعْرى
وَبَشَرى
وَعَصَبى
وَقَصَبى
وَعِظامى
وَمُخّى
وَعُرُوقى
وَجَميعُ جَوارِحى
وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَيّامَ رِضاعى
وَما اَقلَّتِ الاَرْضُ مِنّى
وَنَوْمى
وَيَقَظَتى
وَسُکُونى
وَحَرَکاتِ رُکُوعى
وَسُجُودى:
اَنْ لَوْ حاوَلْتُ
وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَعصارِ وَالاَحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها
اَنْ اءُؤَدِّىَ شُکْرَ واحِدَهٍ مِنْ اءَنْعُمِکَ
مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ!
اِلاّ بِمَنِّکَ
الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَديداً
وَثَنآءً طارِفاً عَتيداً
اَجَلْ
وَلوْ حَرَصْتُ اَنا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ
أنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ
ما حَصَرْناهُ عَدَداً
وَلا اَحْصَيناهُ اَمَداً
هَيْهاتَ
اءنّى ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى کِتابِکَ النّاطِقِ وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ
«وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ الله لا تُحْصُوها»
🌙
#دعای_عرفه
#مناجات_عاشقانه
#امام_حسین
🌙
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
«غنیسازی صفر» در برابر «دستاورد صفر»!
روز گذشته رئیس مجلس شورای اسلامی بخش دیگری از طرح ترامپ برای توافق هستهای را فاش کرد: «در طرح آمریکا حتی اشارهای هم به رفع تحریمها نشده است و حتی وعدهاش را نیز نمیدهد!»
محمدباقر قالیباف این رویکرد آمریکاییها را متناقض و قلدرمآبانه دانسته و گفته است که هیچ منطق عقلانی چنین توافق تحمیلی و یکطرفهای را نمیپذیرد.
پاسخ این طرح را البته رهبر انقلاب هم بهطور واضح دادهاند؛ ۱۰ سال پیش و ۸۰ روز پس از شروع برجام که بدعهدیهای آمریکا در رفع تحریمها در حال نمایان شدن بود: «اگر قرار است تحریمها برداشته نشود، پس معاملهای هم در کار نخواهد بود... تحریمها باید برداشته شوند و نه تعلیق... اگر قرار است چارچوب تحریمها حفظ شود، پس ما برای چه مذاکره کردیم؟ این کاملا مخالف علت حضور جمهوری اسلامی در مذاکرات است؛ زیرا هدف از مذاکرات، برداشته شدن تحریمها بود.»
حالا علاوه بر «غنیسازی صفر» که خط قرمز ایران در مذاکرات هستهای را پشت سر گذاشته، «دستاورد صفر» هم به توقعات طرف آمریکایی اضافه شده و معلوم نیست چه توقعات دیگری دارند. اگر با برجام و وعدههای رفع بالمره تحریمها نهایتا به دستاورد «تقریبا هیچ» رسیدیم، حالا از همین ابتدا باید به دستاورد «تحقیقاً هیچ!» فکر کرد!
گویا دونالد ترامپ تعریف معامله را هم فراموش کرده که «تبادل مالی یا تعهد عملی متقابل منجر به تراضی بین طرفین» و فقط دادههای یک طرف را فهرست کرده است!
اما چنین خطایی از بنگاهدار موفق نیویورکی و نویسنده کتاب «هنر معامله» بعید بهنظر میرسد؛ چون او حالا اصل مذاکره و توافق را روی میز گذاشته و قرار است به عنوان دستاورد به ما بفروشد.
این زیادهخواهی طرف آمریکایی البته ممکن است ناشی از سهلانگاری ما نیز باشد؛ چراکه در طول مذاکرات و تعیین چارچوب گفتگوها مدام از تعهدات طرف ایرانی سخن گفته شد و کمتر سخنی درباره تعهدات طرف آمریکایی و مشخصا لغو تحریمها شنیده میشد.
چنین نگاهی به مذاکرات البته در این سوی میز هم ممکن است طرفدارانی داشته باشد؛ نگاه برونگرایی که حل مسائل کشور را به اصل مذاکره و توافق به هر قیمتی گره میزند و کسب رضایت آمریکا را عامل حل مشکلات کشور میداند! اما همین نگاه رئیسجمهور آمریکا که حتی وعده رفع تحریم را نیز از مردم ایران دریغ میکند، بهقدر کافی فردای چنین توافقی را به تصویر میکشد.
ترامپ البته صرفا مذاکره و توافق را به ما نمیفروشد، بلکه با تهدید چندباره ایران به حمله نظامی، این گزینه را هم روی میز میگذارد تا کفه ستاندههایمان را با رفع ترس از سایه خیالی جنگ، سنگینتر کند.
تهدیدهایی که بهنظر میرسد به تعبیر رهبر انقلاب از «خطای محاسباتی» دشمن نسبت به توانمندی امنیتی و نظامی کشور ناشی شده و نشکستن این خطای محاسباتی ممکن است هزینههای گزافی را حتی در مذاکرات برایمان در پی داشته باشد.
پیشتر در یادداشتی پرسیده بودم که «چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟»؛ پرسشی که همچنان بدون پاسخ باقی مانده است...
#مذاکره #خطای_محاسباتی #وعده_صادق #آمریکا
بیشتر بخوانید:
چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟!
چرا لیبی؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
یادی از نخستین عالم شهید مبارزه با استعمار نو
آیتالله در سنگر مبارزه با سرمایهداری
سعیدی طلبه بود، امامجماعت بود، واعظ بود، اهل علم و درس و بحث بود، اما به یک ویژگی خاص شناخته میشد: عشق به خمینی.
کسی که در زندانهای طاغوت زیر شکنجه گفته بود: اگر خونم را به زمین بریزید هر قطره خون من نام خمینی را فریاد خواهد زد!
او از همان زاویه نگاه امام(ره) به مسائل ایران و جهان مینگریست؛ نگاهی که آمریکا و اسرائیل را دشمنان اصلی اسلام و ایران میدانست و چاره اصلی را در بریدن پای این دو از منطقه میجست.
آخرین اعلامیههایی که نوشت، علیه مستشاران و سرمایهداران آمریکایی بود که در ایران به غارت منابع کشور مشغول بودند.
خطاب به علما و حوزه علمیه نوشته بود چرا برای ساختن سینما در قم فریاد میزنید، اما برای سرمایهگذاری آمریکا در ایران اعتراض نمیکنید؟ مسئلهای که از قرارداد تنباکو هم مهمتر است و از کاپیتولاسیون هم اهمیتش کمتر نیست!
امام خمینی(ره) در پیام شهادتش نوشت: «سرمایهداران آمریکا به اسم عظیمترین سرمایهگذاری خارجی برای اسارت این ملت مظلوم به ایران هجوم نمودهاند...
🔸 از نوغان تا اجتهاد
🔸 شیفته روح خدا
🔸 احیای تهران انقلابی
🔸 نگاه به دشمن اصلی
🔸 شهید مبارزه با سرمایهداری آمریکا
🔸 خون شهید جریان مییابد
متن کامل:
qudsdaily.com/?nid=10666&pid=4&type=2
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour