eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
تضمین[،] لازم نیست[،] تعطیلش کنید! حق غنی‌سازی اورانیوم به هر میزان برای اهداف صلح‌آمیز، از حقوق مبنایی اعضای آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای است و چالش‌ها و بازرسی‌ها مانع از این حق طبیعی نیستند. بنابراین غنی‌سازی ۳ درصدی برای تولید برق، ۲۰ درصدی برای مصرف دارویی و صنعتی و ۶۰ درصدی برای پیشران‌های هسته‌ای و حتی غنای بالاتر برای هرگونه مصرف صلح‌آمیز نه‌تنها محدودیت قانونی ندارد، بلکه باید از حمایت و کمک آژانس هم برخوردار باشد. از ابتدای گشوده شدن پرونده هسته‌ای ایران در سال 1381 تاکنون طرف‌های غربی در اظهارات رسمی خود بارها بر این حق غیرقابل انکار تأکید کرده و تنها تضمین ایران بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای و حصول اطمینان از عدم انحراف آن به سمت تسلیحات نامتعارف را خواستار شده‌اند. بر این اساس بی‌سابقه‌ترین نظارت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران اجرا شده است؛ تا جایی‌که طبق گزارش اخیر آژانس، در میان ۳۲ کشور دارای برنامه هسته‌ای، بیش از 70 درصد بازرسی‌ها از تأسیسات هسته‌ای ایران بوده و 60 درصد بودجه آژانس صرف نظارت بر فعالیت هسته‌ای ایران شده است! حاصل این حجم از بازرسی‌ها «هیچ» بوده و هیچ انحراف قطعی در برنامه هسته‌ای ایران به اثبات نرسیده است. اما پرسش‌ها و ابهام‌آفرینی‌های بی‌پایان، حربه‌ای بوده که هر بار بهانه‌ای برای فشار بیشتر شده است؛ پرسش‌هایی که در گزارش اخیر آژانس نیز به شکل تکرار شده و نشان می‌دهد پایانی بر آن متصور نیست. اما حق غنی‌سازی تنها وجه آشکار مذاکرات و اظهارات رسمی طرف‌های غربی بوده است. وجه نسبتا پنهانش که از روز اول و اصرار بر تعلیق غنی‌سازی و محدود کردن تحقیقات هسته‌ای نیز رخ می‌نمود، تعطیلی غنی‌سازی و دست کشیدن از دانش هسته‌ای بود. موضوعی که بارها به‌صورت غیررسمی و در حاشیه مذاکرات غیررسمی هم شنیده می‌شد. حالا اما رئیس‌جمهور آمریکا صراحت بیشتری از خود نشان می‌دهد و به ادعای رسانه‌ها در پیشنهادی که ارائه داده رسما «توقف کامل تمامی فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم» را روی میز گذاشته است. ترامپ البته پیش از این هم استفاده از نفت را برای ما تجویز کرده و گفته بود که ایران به انرژی هسته‌ای نیازی ندارد. ۲۳ سال پس از باز شدن پرونده هسته‌ای و چندین دور مذاکره و توافق‌ها و تسلسل بازرسی‌ها و راستی‌آزمایی‌ها می‌توان راحت‌تر درباره اهدف غربی‌ها از این مسیر قضاوت کرد؛ این‌که 23 سال بازرسی، مذاکره، تعلیق، تحریم، توافق، بدعهدی و... برای حفظ برنامه هسته‌ای و تضمین صلح‌آمیز بودن آن بوده است یا افزایش هزینه پای‌فشاری بر حقوق هسته‌ای و تعطیلی آن! حق قانونی انرژی هسته‌ای از جمله حقوق ملی و بین‌نسلی است و تفاوتی با حق حاکمیت ملی بر خاک کشور ندارد. بنابراین هیچ کسی حق عقب‌نشینی از مرزهای نامرئی علم و قدرت و معامله بر سر حقوق ملی و حق نسل‌های بعدی را نخواهد داشت. گرچه رفع نگرانی‌ها از صلح‌آمیز بودن انرژی هسته‌ای و ارائه تضمین‌های لازم برای عدم انحراف نظامی آن امری پذیرفته است، اما چنین فرایندی نباید حقوق ملی را خدشه‌دار کند و چنان هزینه گزافی را بر آن بار کند که به دست کشیدن از حقوق هسته‌ای منجر شود. رهبر انقلاب اخیرا در دیدار خانواده‌های شهدای خدمت، خط قرمز مذاکرات هسته‌ای را ترسیم کردند: گفتگو درباره حق غنی‌سازی؛ چون جمهوری اسلامی منتظر اجازه کسی نیست! ایشان البته وعده دادند که در مناسبت دیگری علت دست گذاشتن غربی‌ها روی غنی‌سازی را به ملت ایران توضیح خواهند داد؛ وعده‌ای که به‌نظر می‌رسد طی روزهای آینده و احتمالا در مراسم سالگرد رحلت امام(ره) محقق خواهد شد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
🌙 و من گواهى می‌دهم؛ به حقیقت ایمانم و آن‌چه بدان یقین دارم و اعتقادی که به توحیدت دارم و بدان‌چه در ضمیرم پنهان است و با رشته‌های عصبی چشمانم و خطوط پیشانیم و نایژه‌های تنفسی‌ام و پرده‌ها و سینوس‌های چهره‌ام و پرده گوشم و دو لبم که برهم می‌آیند و حرکت‌هاى زبانم و کام و آرواره‌ام و ریشه دندان‌هایم و پرزهای چشایی زبانم و رشته‌های عصبی مغزم و شاهرگ گردنم و لنف‌های پیچیده بر آن و استخوان‌های سینه‌ام و رشته‌رشته رگ‌ها و مویرگ‌های قلبم و گوشه‌های جگرم و آن‌چه را که قفسه سینه‌ام دربر گرفته و مفاصل و غضروف‌های استخوا‌ن‌هایم و قبض و بسط عضلات بدنم و سر انگشتانم و گوشتم و خونم و موى بدنم و بشره پوستم و عصبم و پاهایم و استخوانم و مغزم و رگ‌هایم و تمام اعضاء و جوارحم و آن‌چه از دوران شیرخوارگیم بر بدنم برآمده و آن‌چه را زمین از من بر خود گرفته و خوابم و بیداریم و آرمیدنم و حرکت‌هاى رکوع و سجودم... اعتراف می‌کنم: که اگر تصمیم بگیرم و قرن‌ها عمر کنم و بکوشم و بخواهم شکر یکى از نعمت‌هاى تو را به‌جای آورم نخواهم توانست! جز به لطف خود تو... که این لطف، نعمت دیگری‌ست؛ که ستایشی تازه و سپاس‌گزاری درازدامن دیگری را می‌طلبد! آرى... و اگر حریص باشم و بخواهم با همه حسابگران عالم، نعمت‌های تو را فقط به‌شماره درآوریم، نتوانیم! هیهات! کجا چنین چیزى میسر است؟ که تو خود در کتابت گفته‌ای که: «اگر بشمارید نعمت خدا را، شماره نتوانید کرد» 🌙 وَاَنا اَشْهَدُ يا اِلهى بِحَقيقَهِ ايمانى وَعَقْدِ عَزَماتِ يَقينى وَخالِصِ صَريحِ تَوْحيدى وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَميرى وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وَاَساريرِ صَفْحَهِ جَبينى وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى وَخَذاريفِ مارِنِ عِرْنينى وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَيْهِ شَفَتاىَ وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانى وَمَغْرَزِ حَنَکِ فَمى وَ فَکّى وَمَنابِتِ اَضْراسى وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى يموَحِمالَهِ اُمِّ رَاءْسى وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى وَمَا اشْتَمَلَ عَليْهِ تامُورُ صَدْرى وَحمائِلِ حَبْلِ وَتينى وَنِياطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى کَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسيفُ اَضْلاعى وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَميعُ جَوارِحى وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَيّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَرْضُ مِنّى وَنَوْمى وَيَقَظَتى وَسُکُونى وَحَرَکاتِ رُکُوعى وَسُجُودى: اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَعصارِ وَالاَحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ اءُؤَدِّىَ شُکْرَ واحِدَهٍ مِنْ اءَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ! اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَديداً وَثَنآءً طارِفاً عَتيداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ أنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَيناهُ اَمَداً هَيْهاتَ اءنّى ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى کِتابِکَ النّاطِقِ وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ «وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ الله لا تُحْصُوها» 🌙 🌙 تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
«غنی‌سازی صفر» در برابر «دستاورد صفر»! روز گذشته رئیس مجلس شورای اسلامی بخش دیگری از طرح ترامپ برای توافق هسته‌ای را فاش کرد: «در طرح آمریکا حتی اشاره‌ای هم به رفع تحریم‌ها نشده است و حتی وعده‌اش را نیز نمی‌دهد!» محمدباقر قالیباف این رویکرد آمریکایی‌ها را متناقض و قلدرمآبانه دانسته و گفته است که هیچ منطق عقلانی چنین توافق تحمیلی و یک‌طرفه‌ای را نمی‌پذیرد. پاسخ این طرح را البته رهبر انقلاب هم به‌طور واضح داده‌اند؛ ۱۰ سال پیش و ۸۰ روز پس از شروع برجام که بدعهدی‌های آمریکا در رفع تحریم‌ها در حال نمایان شدن بود: «اگر قرار است تحریم‌ها برداشته نشود، پس معامله‌ای هم در کار نخواهد بود... تحریم‌ها باید برداشته شوند و نه تعلیق... اگر قرار است چارچوب تحریم‌ها حفظ شود، پس ما برای چه مذاکره کردیم؟ این کاملا مخالف علت حضور جمهوری اسلامی در مذاکرات است؛ زیرا هدف از مذاکرات، برداشته شدن تحریم‌ها بود.» حالا علاوه بر «غنی‌سازی صفر» که خط قرمز ایران در مذاکرات هسته‌ای را پشت سر گذاشته، «دستاورد صفر» هم به توقعات طرف آمریکایی اضافه شده و معلوم نیست چه توقعات دیگری دارند. اگر با برجام و وعده‌های رفع بالمره تحریم‌ها نهایتا به دستاورد «تقریبا هیچ» رسیدیم، حالا از همین ابتدا باید به دستاورد «تحقیقاً هیچ!» فکر کرد! گویا دونالد ترامپ تعریف معامله را هم فراموش کرده که «تبادل مالی یا تعهد عملی متقابل منجر به تراضی بین طرفین» و فقط داده‌های یک طرف را فهرست کرده است! اما چنین خطایی از بنگاه‌دار موفق نیویورکی و نویسنده کتاب «هنر معامله» بعید به‌نظر می‌رسد؛ چون او حالا اصل مذاکره و توافق را روی میز گذاشته و قرار است به عنوان دستاورد به ما بفروشد. این زیاده‌خواهی طرف آمریکایی البته ممکن است ناشی از سهل‌انگاری ما نیز باشد؛ چراکه در طول مذاکرات و تعیین چارچوب گفتگوها مدام از تعهدات طرف ایرانی سخن گفته شد و کم‌تر سخنی درباره تعهدات طرف آمریکایی و مشخصا لغو تحریم‌ها شنیده می‌شد. چنین نگاهی به مذاکرات البته در این سوی میز هم ممکن است طرفدارانی داشته باشد؛ نگاه برون‌گرایی که حل مسائل کشور را به اصل مذاکره و توافق به هر قیمتی گره می‌زند و کسب رضایت آمریکا را عامل حل مشکلات کشور می‌داند! اما همین نگاه رئیس‌جمهور آمریکا که حتی وعده رفع تحریم را نیز از مردم ایران دریغ می‌کند، به‌قدر کافی فردای چنین توافقی را به تصویر می‌کشد. ترامپ البته صرفا مذاکره و توافق را به ما نمی‌فروشد، بلکه با تهدید چندباره ایران به حمله نظامی، این گزینه را هم روی میز می‌گذارد تا کفه ستانده‌هایمان را با رفع ترس از سایه خیالی جنگ، سنگین‌تر کند. تهدیدهایی که به‌نظر می‌رسد به تعبیر رهبر انقلاب از «خطای محاسباتی» دشمن نسبت به توان‌مندی امنیتی و نظامی کشور ناشی شده و نشکستن این خطای محاسباتی ممکن است هزینه‌های گزافی را حتی در مذاکرات برایمان در پی داشته باشد. پیش‌تر در یادداشتی پرسیده بودم که «چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟»؛ پرسشی که همچنان بدون پاسخ باقی مانده است... بیشتر بخوانید: چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟! چرا لیبی؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
یادی از نخستین عالم شهید مبارزه با استعمار نو آیت‌الله در سنگر مبارزه با سرمایه‌داری سعیدی طلبه بود، امام‌جماعت بود، واعظ بود، اهل علم و درس و بحث بود، اما به یک ویژگی خاص شناخته می‌شد: عشق به خمینی. کسی که در زندان‌های طاغوت زیر شکنجه گفته بود: اگر خونم را به زمین بریزید هر قطره خون من نام خمینی را فریاد خواهد زد! او از همان زاویه نگاه امام(ره) به مسائل ایران و جهان می‌نگریست؛ نگاهی که آمریکا و اسرائیل را دشمنان اصلی اسلام و ایران می‌دانست و چاره اصلی را در بریدن پای این دو از منطقه می‌جست. آخرین اعلامیه‌هایی که نوشت، علیه مستشاران و سرمایه‌داران آمریکایی بود که در ایران به غارت منابع کشور مشغول بودند. خطاب به علما و حوزه علمیه نوشته بود چرا برای ساختن سینما در قم فریاد می‌زنید، اما برای سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران اعتراض نمی‌کنید؟ مسئله‌ای که از قرارداد تنباکو هم مهم‌تر است و از کاپیتولاسیون هم اهمیتش کم‌تر نیست! امام خمینی(ره) در پیام شهادتش نوشت: «سرمایه‌داران آمریکا به اسم عظیم‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی برای اسارت این ملت مظلوم به ایران هجوم نموده‌اند... 🔸 از نوغان تا اجتهاد 🔸 شیفته روح خدا 🔸 احیای تهران انقلابی 🔸 نگاه به دشمن اصلی 🔸 شهید مبارزه با سرمایه‌داری آمریکا 🔸 خون شهید جریان می‌یابد متن کامل: qudsdaily.com/?nid=10666&pid=4&type=2 تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
«تله صلح» برای جنگ اگر تاکنون عده‌ای نگران بهانه دادن به دست دشمن بودند و حاکمیت را از افتادن در «تله جنگ» حذر می‌دادند، عملیات پیش‌دستانه اسرائیل ثابت کرد که جنگ برای رژیم‌های توسعه‌طلب، نیازی به بهانه ندارد. حالا در حالی‌که مذاکره با آمریکا جریان داشت و دیپلمات‌ها برای دور بعدی آن در روز یک‌شنبه آماده می‌شدند، لایحه اف‌ای‌تی‌اف به تصویب رسیده بود، در سوریه و لبنان حضوری نداشتیم و حتی پرچم‌های حمایت از فلسطین از ورزشگاه‌ها جمع‌آوری می‌شد، هدف شدیدترین حملات هوایی تاریخ کشور قرار گرفتیم. حملاتی که اسرائیلی‌ها اسمش را عملیات نمی‌گذارند، بلکه اصرار دارند آن‌را «جنگ وجودی» بنامند. دیگر جایی برای سخن گفتن از «سایه جنگ» و «تله جنگ» نیست، چون کشور ما درگیر جنگی تمام‌عیار است که اتفاقا در اوج کنش‌های صلح‌طلبانه و مذاکره با آمریکا اتفاق افتاد. جنگی که با «تله صلح» در دامش افتادیم. صلح‌طلبی و اشتیاق ترامپ برای مذاکره، درست مقارن زمانی بود که مردم ایران در انتظار عملیات وعده صادق3 و پاسخ به حملات اسرائیل به مراکز نظامی ایران بودند. حملاتی که پنج شهید ارتشی را از ملت ایران گرفت. همان زمانی که به تعبیر رهبر انقلاب درگیر جنگی وجودی با رژیم صهیونیستی بودیم. اما مذاکره با آمریکا بود که امید به صلح را زنده کرد و کشور برای مدتی از میدان جنگ وجودی دور شد. حالا می‌توانستیم فقط نظاره‌گر سقوط سوریه و عقب‌نشینی حزب‌الله و کتائب عراق و بمباران مداوم غزه و یمن باشیم. امیدی که تا 2 ساعت و 49 دقیقه قبل از حمله اخیر هم با قوت ادامه داشت: «ما به دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک برای مسئله هسته‌ای ایران متعهد هستیم. تمام ارکان دولت من بر گفت‌وگو با ایران متمرکز است. می‌خواهم با ایران به توافق برسم و به این توافق بسیار نزدیک هستیم. ایران می‌تواند به کشوری بزرگ تبدیل شود!» این آخرین پیام ترامپ در پایان ضرب‌الاجل دوماه‌اش برای به نتیجه رسیدن مذاکرات با ایران بود که بامداد امروز، ساعاتی پیش از حمله اسرائیل منتشر کرد تا خیال ایرانی‌ها را بابت پالس‌هایی که از حملات قریب‌الوقوع دریافت کرده بودند، راحت کند. پیامی که به اذعان منابع عبری به سفارش اسرائیل نوشته شد تا حملات با بیشترین تأثیر به انجام برسد. او البته صبح امروز اعتراف کرد که در جریان این حملات قرار داشته و به نوعی بر این تقسیم کار با اسرائیل صحه گذاشت: «ایالات متحده مرگ‌بارترین تجهیزات نظامی جهان را می‌سازد که اسرائیل مقادیر زیادی از آن را در اختیار دارد و خوب می‌دانند چگونه از آن استفاده کنند.» حالا روشن شده است که مشارکت آمریکا در حمله اسرائیل چیزی فراتر از پشتیبانی مالی و نظامی و اطلاعاتی است. فراتر از تأمین تسلیحات و دفاع هوایی و سوخت‌گیری جنگنده‌ها با تانکرهای سوخت‌رسان و تأمین حریم هوایی عراق و سوریه و اردن برای انجام حمله. آمریکا حتی دیپلماسی و صلح‌طلبی خود را نیز در خدمت جنگ قرار داد. گفتگوهای دیپلماتیک گرچه در هر شرایطی، حتی با دشمن در حال جنگ نیز می‌تواند جریان داشته باشد، اما نمی‌تواند مانع تلافی حملات نظامی یا غفلت از دشمن و در واقع خدشه‌دار شدن بازدارندگی نظامی کشور باشد. وگرنه چنین مذاکره‌ای چیزی جز «تله مذاکره» برای تداوم جنگ از موضع ضعف نخواهد بود. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
نبرد مردمی با دشمن مردم حملات رژیم صهیونیستی به هر نقطه و هر فرد ایرانی، حمله به تمامیت ایران و ایرانیان است و تفکیک میان نظامی و غیرنظامی، تفکیکی است که دشمن سعی در القای آن دارد تا مردم را از حاکمیت، مدافعان مردم و حتی دانشمندانش جدا کند. گویی همین مردم نبودند که بزرگ‌ترین وداع‌های تاریخ جهان را با یکی از همین سرداران سبزپوش رقم زدند! طی سه روز گذشته عموم چهره‌ها و شخصیت‌های حتی دگراندیش که بعضا زاویه شدیدی با نظام سیاسی داشته‌اند، همراهی خوبی با دفاع از کشور در برابر اسرائیل و پاسخ‌گویی به جنایات این رژیم نشان دادند. ولی عموم مردم با وجود همراهی قلبی، امکان ظهور و بروز این همراهی را نداشتند و تداوم چنین وضعی ممکن است به مارپیچ سکوت و تردید در حمایت از مدافعان میهن بینجامد. طبیعتا اولین گام برای مردمی‌سازی جنگ، گفتگو با مردم و اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع از روند آن است. امری که ضعف آن باعث مرجعیت رسانه‌های غیررسمی و بیگانه خواهد شد. گفتگوی مستمر و صریح رهبران سیاسی و نظامی و بیان واقعیت‌ها و اقتضائات جنگ و اطمینان‌بخشی از آمادگی نیروهای نظامی و حتی آماده کردن مردم برای سختی‌های آینده، به احساس تعلق مردم و همراهی بیشتر آنان کمک می‌کند. در این نبرد جای خالی سخن‌گوی نظامی و افرادی مثل یحیی سریع (سخن‌گوی دولت انقلابی یمن) یا ابوعبیده (سخن‌گوی حماس) احساس می‌شود؛ افرادی که ضمن تسلط بر امور سیاسی و نظامی، گزارشات قابل اعتمادی از عملیات‌های گذشته و برنامه‌های آینده ارائه دهند. آموزش‌های دفاعی، پدافند غیرعامل و فوریت‌های پزشکی برای محافظت از بمباران، مردم را برای مواجهه با وضعیت‌های دشوار جنگی آماده خواهد کرد. همین‌طور راه‌اندازی پویش‌هایی برای اسکان موقت آوارگان و افرادی که به دلیل سکونت در مناطق پرخطر مجبور به ترک خانه خود هستند و میزبانی آن‌ها توسط داوطلبان مردمی. از سوی دیگر مردم برای نشان دادن همراهی خود نیاز به ابزارهایی برای ظهور و بروز این همراهی دارند. ترویج استفاده عمومی از نمادهای ملی، مثل پرچم و نصب آن بر سردر منازل و خودروها که قابلیت مشارکت همه مردم را دارد، سنیگنی فضای روانی موجود و مارپیچ سکوت را خواهد شکست. علاوه بر این‌ها بخشی از دفاع در برابر تجاوزات، یعنی تهدیدهای داخلی و حملات پهپادی عناصر خودفروخته از داخل کشور، به‌طور مستقیم به مشارکت اطلاعاتی و امنیتی مردم وابسته است. این مشارکت به‌طور سازمان‌دهی شده در احیای گشت‌های بسیج مردمی برای مقابله با این جنایات به‌سرعت و به‌طور گسترده قابل تحقق است. جای خالی بسیج در این جنگ به‌شدت احساس می‌شود؛ موضوعی که شش‌ماه پیش هم در یادداشت «جای خالی بسیج در میدان جنگ وجودی» به آن اشاره کرده بودم. این‌ها البته پیشنهادات اولیه و خامی است که قطعا نیاز به توسعه و هم‌افزایی بیشتر دارد تا به طراحی اقدامات نوآورانه و مردم‌نهاد بینجامد. بیشتر بخوانید: جای خالی بسیج در میدان جنگ وجودی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
صدا، تصویر... اراده! نمایش جنایت که به پخش زنده شجاعت انجامید! نمایشی که قرار بود صدا و سیمای جنایت باشد و جنود ترس را بر جان تک‌تک ایرانیان بیندازد، با بازی یک «خبرنگار» آن هم در قامت یک «زن» نقش بر آب شد. زنی که زندگی در طبق آگاهی گذاشت؛ زن، زندگی... آگاهی. نقش زینبی امامی، معادله وحشت را شکست تا صداوسیمای اقتدار را برای جهان مخابره کند. خانم گوینده‌ای که نشانی از ترس در چهره نداشت، روبه‌روی دوربین نشست تا در حلقه خبرنگارانی که زیر بمباران، سنگر رسانه را ترک نکرده بودند، معادله قدیمی شیعه، پیروزی خون بر شمشیر را دوباره اثبات کند. با قاطعیت و انگشت اشاره‌ای حجت را تمام می‌کرد. بمب در برابر صدا، تصویر و اراده. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
زن، زندگی... سانسور! با این‌که واکنش سحر امامی (خانم خبرنگار تلویزیون) در پخش زنده حملات اسرائیل به صداوسیما به یکی از مهم‌ترین تصاویر خبری روز ایران و جهان تبدیل شده، هیچ‌یک از روزنامه‌هایی که همیشه منتظر بودند تصویر زنان را با هر بهانه خبری (به ویژه مظلومیت) به عکس یک روزنامه تبدیل کنند،‌ حاضر نشدند تصویر یک زن را در صفحه اول خود درج کنند! دلیلش را کسی می‌داند؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
هدایت شده از ولیانپور
فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ دو روز پیش، از مردمی‌سازی جنگ سخن گفتیم؛ از برجسته‌سازی نقش تک‌تک مردم کشورمان در پیشبرد نبرد با رژیم صهیونیستی. مردمی که فریاد انتقامشان، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، سوخت حقیقی موشک‌هایی است که روانه سرزمین‌های اشغالی می‌شوند تا متجاوزان را مجازات کنند. مبارزه با اسرائیل تنها در اتاق فرماندهی نیروی موشکی یا پدافند هوایی رقم نمی‌خورد. مردمی را می‌خواهد که پشتوانه و پیشران پاسخ نظامی ما به دشمن باشند. اما در نبرد ما با اسرائیل تنها مردم ما نیستند که فریاد انتقام سر دادند و می‌دهند. مردم آزاده گوشه‌گوشه شرق و غرب جهان که بیست‌ماه در برابر جنایت‌های این رژیم به خروش آمدند و در دفاع از مظلومیت فلسطین، هر ماه و هر هفته و هر روز در فضای حقیقی و مجازی کارزار محکومیت اسرائیل را به راه انداختند، حالا خود را در کنار ما و در سنگر مبارزه با اسرائیل می‌بینند. بیشتر از همه، این مردم مسلمان منطقه هستند که خود زهر استعمار و اشغال صد ساله را چشیده‌اند و آینده‌شان را در جبین همین موشک‌هایی می‌بینند که با آن‌ها به پرواز درمی‌آیند. موشک‌ها از راهپیمایی‌های خشم ایرانی‌ها در برابر نسل‌کشی صهیونیست‌ها روی دست مردم به حرکت درمی‌آید، با بدرقه دعای مادران عراقی در بصره اوج می‌گیرد و با استقبال اردنی‌ها شیرجه می‌زند تا با هلهله لبنانی‌ها و اشک شوق مظلومان فلسطینی روی اهدافش در زمین‌های غصبی اسرائیل آوار شود. این‌ها فقط موشک نیست؛ در همین مسیر هفت دقیقه‌ای تا تل‌آویو، آسمان منطقه را روشن می‌کند، بچه‌های قطار شده در کوچه‌ها را به دنبال خود می‌کشاند، عراقی‌های قلیان بر لبی که روی بام به تماشا نشسته‌اند را سرگرم می‌کند، آسمان عروسی‌های لبنانی را نورافشانی می‌کند، زمینه سلفی جوانان اردنی می‌شود، سوروسات کافه‌های یمنی را جور می‌کند و بزم شبانه صلح‌طلب‌های اروپایی را به وجد می‌آورد. موشک‌هایی که از خاک ایران تا خاک فلسطین روی موج چشم‌ها سوار می‌شود تا با هر بالا و پایینی یزله عربی شود در جسم این مردمان و با هر غرشی جیغ و کل از نهادشان برآورد و هر تعقیب و گریزی با گنبد آهنین، اشک و لبخندی شود بر صورتشان، حالا تنها سهم این مردم است در این کارزار. همه این آدم‌ها خود را سهیم می‌بینند در این نبرد و با هر ضربه‌ای که به ایران می‌خورد، به درد می‌آیند. ایران به مهم‌ترین خبر جهان تبدیل شده، در نبرد با اسرائیل؛ درست در زمانه‌ای که بیشترین تنفر جهانی از این رژیم منفور به وجود آمده است. جنبش‌های حمایت از فلسطین که در دو سال گذشته اوج گرفته، امروز پشت ایران است و ما نادانسته در بطن همدلی و همراهی افکار عمومی جهان قرار گرفته‌ایم. جبهه‌ای از مقاومت که پشت سر ماست، در دل تهدید جنگ، فرصت بی‌نظیری برای «ایران» به وجود آورده است. این همراهی را باید قدر دانست و برایش برنامه داشت؛ از روایت ایران برای مردم منطقه و جهان و ایجاد ارتباطات هم‌دلانه تا فعال کردن جبهه‌های مقاومت و عملیاتی کردن این همراهی. آیا برای استفاده از این فرصت آماده‌ایم؟ بیشتر بخوانید: نبرد مردمی با دشمن مردم تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
از سرویس‌های امن ایرانی استفاده کنیم با توجه به اختلال در شبکه اینترنت بین‌الملل و تهدیدهای ناشی از حملات سایبری دشمن، دست‌رسی به برخی سرویس‌های بین‌المللی دچار مشکل شده است. کاربران محترم برای پرهیز از وقفه در کار خود می‌توانند از سرویس‌های ایرانی جایگزین استفاده کنند. ◽️ موتور جستجو (Search Engine) 🔸 جستجوگر ذره‌بین: وب | اپ 🔸 جستجوگر گردو: وب | اپ 🔸 جستجوگر شاد‌بین (کودک): وب | اپ 🔸 جستجوگر ریسمون: وب ◽️ شبکه اجتماعی و پیام‌رسان 🔸 روبیکا (جایگزین اینستاگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان ایتا (جایگزین تلگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان بله: وب | اپ 🔸 ویراستی (جایگزین تویتر و ایکس): وب | اپ ◽️ نقشه و مسیر یاب (Map) 🔸 نقشه و مسیریاب نشان: وب | اپ 🔸 نقشه و مسیریاب بلد: وب | اپ ◽️ موتور ترجمه (Translator) 🔸 ترگمان: وب | اپ 🔸 فرازین: وب ◽️ پست الکترونیک (Email) 🔸 میل: وب 🔸 چاپار: وب نکته: برخی سرویس‌های ایرانی با وجود توان‌مندی ممکن است به دلیل افزایش ناگهانی مراجعات اختلال‌هایی داشته باشند. لطفا با شکیبایی از آن‌ها حمایت کنید. 👈 با انتشار این پیام دیگران را نیز همراه کنید... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ایستاده در برابر تحمیل روند وقایع در تاریخ پرونده هسته‌ای کشور نشان می‌دهد که این پرونده برای دشمنان ما موضوعیت خاصی ندارد و صرفا بهانه‌ای است برای تحمیل و به کرنش درآوردن ملت ایران. کرنشی که دومینووار هر پیشرفت راهبردی و دستاورد مهمی را شامل خواهد شد و نسل‌های آینده را به بند خواهد کشید. «تحمیل» کلیدواژه‌ای بود که روز گذشته رهبر انقلاب در دومین پیام خود به مردم ایران پس از آغاز دومین جنگ تحمیلی به‌عنوان هدف دشمن روی آن دست گذاشتند؛ «چه جنگ تحمیلی، چه صلح تحمیلی و چه هر تحمیل دیگری». منطق نظام سلطه جنگ و صلح را تابع اراده خود می‌داند و هیچ ابزار قدرت مؤثری را نمی‌تواند در دست ما بپذیرد؛ چه صنعت نفت را ملی کنیم و چه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را بومی کنیم، در هر صورت با فشار و تحریم مواجه می‌شویم. طنز تلخ روزگار این است که پرونده کشورمان تاکنون دوبار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده است؛ یک‌بار در زمان حکومت پهلوی و دولت ملی مصدق و دیگری در دوران جمهوری اسلامی. یک‌بار به‌بهانه ملی‌سازی صنعت نفت و این‌بار به‌بهانه ملی شدن انرژی هسته‌ای! تجربیات جهانی هم آینده تحمیل و تسلیم را به‌روشنی نشان می‌دهد. اسرائیل سال‌ها پیش به تأسیسات هسته‌ای عراق و سوریه حمله کرده و آن‌ها را نابود کرده بود. تأسیسات هسته‌ای لیبی نیز با مذاکره برچیده شده بود. بعضی از این‌ها حتی موشک‌های خود را روی میز مذاکره گذاشتند تا هیچ بهانه‌ای وجود نداشته باشد. اما هیچ‌یک از این سه کشوری که برنامه هسته‌ایشان نابود شد و از سلاح بالستیک هم دست کشیدند، از حملات نظام سلطه در امان نماندند؛ اشغال شدند، نظام سیاسی خود را از دست دادند و سال‌هاست که درگیر جنگ‌ها و بحران‌های داخلی هستند. حالا پس از 23 سال مذاکره و بالا و پایین کردن حقوق مردم ایران، امضای توافق و عهدشکنی آمریکا، تعلیق و تعطیلی چندباره برنامه هسته‌ای و... بزرگ‌ترین تهاجم هوایی به کشورمان در «زمانی رخ داد که مسئولان دولتی سرگرم مذاکره غیرمستقیم با آمریکا بودند و هیچ نشانه‌ای از حرکت تند و نظامی از جانب ایران وجود نداشت!» این همان نقطه‌ای است که امروز حجت را تمام کرده و همه خوش‌بینی‌ها به نظام سلطه را متزلزل ساخته تا قریب به اتفاق همه مردم ایران را پای کار ایران بیاورد. دیگر هیچ ایرانی غیور و منصفی نمی‌تواند تحمیلی چنین را تحمل کند. همان‌ها که امروز خواهان ادامه و گسترش تهاجمات نیروهای مسلح کشورمان تا تنبیه متجاوز هستند که بار دیگر چنین حماقتی را مرتکب نشود. اما پس از تجاوزات اسرائیلی‌ها و جنایاتی که در جای‌جای ایران مرتکب شده‌اند، بازیگر اصلی این جنگ به میدان آمده و آمریکایی‌ها زیر فشار بمباران و تهدید، زمزمه صلح‌خواهی سر داده‌اند! صلحی که البته «صلح تحمیلی» است و به‌معنای تسلیم. حالا همان منطقی که زیر بار جنگ تحمیلی نمی‌رود، آتش‌بس و صلح تحمیلی را هم نمی‌پذیرد؛ چراکه از همان جنس «تحمیل» است و قرار است اهداف دشمن را در لباس صلح محقق کند و زمینه تجاوزات بیشتر را فراهم آورد. سوابق صلح تحمیلی هم نشان می‌دهد که نه‌تنها صلح و ثباتی را به‌همراه نخواهد آورد، بلکه مقدمه تحمیل‌ها و تجاوزات بیشتر است. پیمان کمپ‌دیوید نمونه بارز این ادعاست که هیچ‌گاه به تجاوزات اسرائیلی‌ها پایان نداد و برخلاف توافقات، به تشکیل دولت مستقل فلسطینی نینجامید. آخرین تحمیل از این جنس، آتش‌بس اسرائیل و حزب‌الله لبنان بود که با عهدشکنی رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا به تدام تجاوزات انجامیده است. بر همین اساس «ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم می‌ایستد، همان‌گونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد و در مقابل تحمیل، تسلیم هیچ‌کس نخواهد شد.» چراکه پذیرش صلح تحمیلی نشانه احساس ضعف و ترس است و به بیان رهبر انقلاب «اگر دشمن احساس کند که از او می‌ترسید، دیگر گریبان شما را رها نخواهد کرد!» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
برای صلح باید جنگید اعلام دبیرخانه شورای عالی امنیت مبنی بر تعیین مهلت برای تسلیم فریب‌خوردگان رژیم صهیونیستی و اعلام وضعیت جنگی پس از این مهلت، نشانه‌هایی از جدیت دستگاه امنیتی کشور و آمادگی برای وضعیت نبرد بلندمدت داشت. این موضوع با تغییر راهبرد موشکی و کاهش پرتاب‌ها و کیفی شدن حملات موشکی ایران که نشانه آمادگی برای جنگ فرسایشی است، تقویت می‌شود. آخرین اظهارنظرهای دشمن اسرائیلی نیز نشان می‌دهد برآورد آن‌ها از آمادگی کشورمان و وعده به زانو درآمدن کشور در دو هفته دقیق نبوده و از تداوم و فرسایشی شدن جنگ اظهار نگرانی کرده‌اند. تداوم جنگ مطلوب نیست؛ اما برای صلح پایدار باید جنگید. صلح هیچ‌گاه از موضع ضعف و خواهش و التماس به دست نمی‌آید. منطق حاکم بر نظام بین‌الملل چیزی جز قدرت و منفعت نیست و کشورهای سلطه‌گر تا جایی که بتوانند، اعمال قدرت می‌کنند تا به منفعت بیشتری برسند. اگر صلح می‌خواهی آماده جنگ باش! تجربه عراق، لیبی، سوریه و لبنان پیش روی ماست؛ کشورهایی که با وجود مذاکره، آتش‌بس و حتی تسلیم، همچنان درگیر تجاوزات دشمن هستند و نتوانستند سایه جنگ را از روی کشورشان دور کنند. خستگی زودهنگام از جنگ و ترس از ادامه آن، دقیقا همان چیزی است که دشمن را به طمع وامی‌دارد تا ضربات بیشتری وارد کرده و ما را به تسلیم بکشاند و در نهایت زمینه را برای تسلط یا تجاوز بیشتر آماده کند. اما نشان دادن جدیت در جنگ و آمادگی برای جنگی بلندمدت، خطای محاسباتی دشمن را به هم خواهد زد و حتی اگر نتیجه نبرد، به شکست قطعی دشمن منجر نشود، هزینه تجاوز مجدد را افزایش خواهد داد و سایه جنگ را سال‌ها از روی کشور دور خواهد کرد. یمنی‌ها این جدیت را نشان دادند و مردم یمن با نمایش این آمادگی در راهپیمایی‌های هفتگی خود، پشتوانه‌ای از قدرت مردمی را ایجاد کردند؛ تا جایی‌که ابرقدرتی مثل آمریکا با همه ادعاها پس از درک این جدیت به‌طور یک‌جانبه عقب نشست و از منطقه خارج شد. حضور بی‌نظیر مردم در راهپیمایی جمعه گذشته «خشم و نصر» نیز نمایشی بود از حضور جدی مردم ما در میدان جنگ وجودی که انگاره ترس و خستگی را از میان برداشت. نمایشی که تا پیروزی و برقراری صلح، باید به شکل‌های مختلف تداوم یابد. فعالیت‌های هم‌دلانه و خنثی کردن کمبودهای مصنوعی با کنترل مصرف و انجام درست وظایف و به‌طور خلاصه تلاش برای به جریان انداختن زندگی عادی، همه و همه نوعی تلاش جمعی هستند برای پیروزی در جنگ و تحقق صلح. شاید نصب یک پرچم کوچک بر روی خودرو یا سردر منزل یا مزین کردن تصویر شناسه مجازی به این نماد ملی بتواند حضور فردی ما را در عرصه اجتماعی معنا کند که برآیند آن‌ها نشانه آمادگی مردم برای ایستادگی است. بی‌شک چنین تصویری از جامعه ایرانی محاسبات را تغییر خواهد داد و تأثیری جدی در نتیجه جنگ و صلح خواهد داشت. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour