eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
از سرویس‌های امن ایرانی استفاده کنیم با توجه به اختلال در شبکه اینترنت بین‌الملل و تهدیدهای ناشی از حملات سایبری دشمن، دست‌رسی به برخی سرویس‌های بین‌المللی دچار مشکل شده است. کاربران محترم برای پرهیز از وقفه در کار خود می‌توانند از سرویس‌های ایرانی جایگزین استفاده کنند. ◽️ موتور جستجو (Search Engine) 🔸 جستجوگر ذره‌بین: وب | اپ 🔸 جستجوگر گردو: وب | اپ 🔸 جستجوگر شاد‌بین (کودک): وب | اپ 🔸 جستجوگر ریسمون: وب ◽️ شبکه اجتماعی و پیام‌رسان 🔸 روبیکا (جایگزین اینستاگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان ایتا (جایگزین تلگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان بله: وب | اپ 🔸 ویراستی (جایگزین تویتر و ایکس): وب | اپ ◽️ نقشه و مسیر یاب (Map) 🔸 نقشه و مسیریاب نشان: وب | اپ 🔸 نقشه و مسیریاب بلد: وب | اپ ◽️ موتور ترجمه (Translator) 🔸 ترگمان: وب | اپ 🔸 فرازین: وب ◽️ پست الکترونیک (Email) 🔸 میل: وب 🔸 چاپار: وب نکته: برخی سرویس‌های ایرانی با وجود توان‌مندی ممکن است به دلیل افزایش ناگهانی مراجعات اختلال‌هایی داشته باشند. لطفا با شکیبایی از آن‌ها حمایت کنید. 👈 با انتشار این پیام دیگران را نیز همراه کنید... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ایستاده در برابر تحمیل روند وقایع در تاریخ پرونده هسته‌ای کشور نشان می‌دهد که این پرونده برای دشمنان ما موضوعیت خاصی ندارد و صرفا بهانه‌ای است برای تحمیل و به کرنش درآوردن ملت ایران. کرنشی که دومینووار هر پیشرفت راهبردی و دستاورد مهمی را شامل خواهد شد و نسل‌های آینده را به بند خواهد کشید. «تحمیل» کلیدواژه‌ای بود که روز گذشته رهبر انقلاب در دومین پیام خود به مردم ایران پس از آغاز دومین جنگ تحمیلی به‌عنوان هدف دشمن روی آن دست گذاشتند؛ «چه جنگ تحمیلی، چه صلح تحمیلی و چه هر تحمیل دیگری». منطق نظام سلطه جنگ و صلح را تابع اراده خود می‌داند و هیچ ابزار قدرت مؤثری را نمی‌تواند در دست ما بپذیرد؛ چه صنعت نفت را ملی کنیم و چه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را بومی کنیم، در هر صورت با فشار و تحریم مواجه می‌شویم. طنز تلخ روزگار این است که پرونده کشورمان تاکنون دوبار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده است؛ یک‌بار در زمان حکومت پهلوی و دولت ملی مصدق و دیگری در دوران جمهوری اسلامی. یک‌بار به‌بهانه ملی‌سازی صنعت نفت و این‌بار به‌بهانه ملی شدن انرژی هسته‌ای! تجربیات جهانی هم آینده تحمیل و تسلیم را به‌روشنی نشان می‌دهد. اسرائیل سال‌ها پیش به تأسیسات هسته‌ای عراق و سوریه حمله کرده و آن‌ها را نابود کرده بود. تأسیسات هسته‌ای لیبی نیز با مذاکره برچیده شده بود. بعضی از این‌ها حتی موشک‌های خود را روی میز مذاکره گذاشتند تا هیچ بهانه‌ای وجود نداشته باشد. اما هیچ‌یک از این سه کشوری که برنامه هسته‌ایشان نابود شد و از سلاح بالستیک هم دست کشیدند، از حملات نظام سلطه در امان نماندند؛ اشغال شدند، نظام سیاسی خود را از دست دادند و سال‌هاست که درگیر جنگ‌ها و بحران‌های داخلی هستند. حالا پس از 23 سال مذاکره و بالا و پایین کردن حقوق مردم ایران، امضای توافق و عهدشکنی آمریکا، تعلیق و تعطیلی چندباره برنامه هسته‌ای و... بزرگ‌ترین تهاجم هوایی به کشورمان در «زمانی رخ داد که مسئولان دولتی سرگرم مذاکره غیرمستقیم با آمریکا بودند و هیچ نشانه‌ای از حرکت تند و نظامی از جانب ایران وجود نداشت!» این همان نقطه‌ای است که امروز حجت را تمام کرده و همه خوش‌بینی‌ها به نظام سلطه را متزلزل ساخته تا قریب به اتفاق همه مردم ایران را پای کار ایران بیاورد. دیگر هیچ ایرانی غیور و منصفی نمی‌تواند تحمیلی چنین را تحمل کند. همان‌ها که امروز خواهان ادامه و گسترش تهاجمات نیروهای مسلح کشورمان تا تنبیه متجاوز هستند که بار دیگر چنین حماقتی را مرتکب نشود. اما پس از تجاوزات اسرائیلی‌ها و جنایاتی که در جای‌جای ایران مرتکب شده‌اند، بازیگر اصلی این جنگ به میدان آمده و آمریکایی‌ها زیر فشار بمباران و تهدید، زمزمه صلح‌خواهی سر داده‌اند! صلحی که البته «صلح تحمیلی» است و به‌معنای تسلیم. حالا همان منطقی که زیر بار جنگ تحمیلی نمی‌رود، آتش‌بس و صلح تحمیلی را هم نمی‌پذیرد؛ چراکه از همان جنس «تحمیل» است و قرار است اهداف دشمن را در لباس صلح محقق کند و زمینه تجاوزات بیشتر را فراهم آورد. سوابق صلح تحمیلی هم نشان می‌دهد که نه‌تنها صلح و ثباتی را به‌همراه نخواهد آورد، بلکه مقدمه تحمیل‌ها و تجاوزات بیشتر است. پیمان کمپ‌دیوید نمونه بارز این ادعاست که هیچ‌گاه به تجاوزات اسرائیلی‌ها پایان نداد و برخلاف توافقات، به تشکیل دولت مستقل فلسطینی نینجامید. آخرین تحمیل از این جنس، آتش‌بس اسرائیل و حزب‌الله لبنان بود که با عهدشکنی رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا به تدام تجاوزات انجامیده است. بر همین اساس «ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم می‌ایستد، همان‌گونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد و در مقابل تحمیل، تسلیم هیچ‌کس نخواهد شد.» چراکه پذیرش صلح تحمیلی نشانه احساس ضعف و ترس است و به بیان رهبر انقلاب «اگر دشمن احساس کند که از او می‌ترسید، دیگر گریبان شما را رها نخواهد کرد!» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
برای صلح باید جنگید اعلام دبیرخانه شورای عالی امنیت مبنی بر تعیین مهلت برای تسلیم فریب‌خوردگان رژیم صهیونیستی و اعلام وضعیت جنگی پس از این مهلت، نشانه‌هایی از جدیت دستگاه امنیتی کشور و آمادگی برای وضعیت نبرد بلندمدت داشت. این موضوع با تغییر راهبرد موشکی و کاهش پرتاب‌ها و کیفی شدن حملات موشکی ایران که نشانه آمادگی برای جنگ فرسایشی است، تقویت می‌شود. آخرین اظهارنظرهای دشمن اسرائیلی نیز نشان می‌دهد برآورد آن‌ها از آمادگی کشورمان و وعده به زانو درآمدن کشور در دو هفته دقیق نبوده و از تداوم و فرسایشی شدن جنگ اظهار نگرانی کرده‌اند. تداوم جنگ مطلوب نیست؛ اما برای صلح پایدار باید جنگید. صلح هیچ‌گاه از موضع ضعف و خواهش و التماس به دست نمی‌آید. منطق حاکم بر نظام بین‌الملل چیزی جز قدرت و منفعت نیست و کشورهای سلطه‌گر تا جایی که بتوانند، اعمال قدرت می‌کنند تا به منفعت بیشتری برسند. اگر صلح می‌خواهی آماده جنگ باش! تجربه عراق، لیبی، سوریه و لبنان پیش روی ماست؛ کشورهایی که با وجود مذاکره، آتش‌بس و حتی تسلیم، همچنان درگیر تجاوزات دشمن هستند و نتوانستند سایه جنگ را از روی کشورشان دور کنند. خستگی زودهنگام از جنگ و ترس از ادامه آن، دقیقا همان چیزی است که دشمن را به طمع وامی‌دارد تا ضربات بیشتری وارد کرده و ما را به تسلیم بکشاند و در نهایت زمینه را برای تسلط یا تجاوز بیشتر آماده کند. اما نشان دادن جدیت در جنگ و آمادگی برای جنگی بلندمدت، خطای محاسباتی دشمن را به هم خواهد زد و حتی اگر نتیجه نبرد، به شکست قطعی دشمن منجر نشود، هزینه تجاوز مجدد را افزایش خواهد داد و سایه جنگ را سال‌ها از روی کشور دور خواهد کرد. یمنی‌ها این جدیت را نشان دادند و مردم یمن با نمایش این آمادگی در راهپیمایی‌های هفتگی خود، پشتوانه‌ای از قدرت مردمی را ایجاد کردند؛ تا جایی‌که ابرقدرتی مثل آمریکا با همه ادعاها پس از درک این جدیت به‌طور یک‌جانبه عقب نشست و از منطقه خارج شد. حضور بی‌نظیر مردم در راهپیمایی جمعه گذشته «خشم و نصر» نیز نمایشی بود از حضور جدی مردم ما در میدان جنگ وجودی که انگاره ترس و خستگی را از میان برداشت. نمایشی که تا پیروزی و برقراری صلح، باید به شکل‌های مختلف تداوم یابد. فعالیت‌های هم‌دلانه و خنثی کردن کمبودهای مصنوعی با کنترل مصرف و انجام درست وظایف و به‌طور خلاصه تلاش برای به جریان انداختن زندگی عادی، همه و همه نوعی تلاش جمعی هستند برای پیروزی در جنگ و تحقق صلح. شاید نصب یک پرچم کوچک بر روی خودرو یا سردر منزل یا مزین کردن تصویر شناسه مجازی به این نماد ملی بتواند حضور فردی ما را در عرصه اجتماعی معنا کند که برآیند آن‌ها نشانه آمادگی مردم برای ایستادگی است. بی‌شک چنین تصویری از جامعه ایرانی محاسبات را تغییر خواهد داد و تأثیری جدی در نتیجه جنگ و صلح خواهد داشت. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تیتر عجیب روزنامه‌ای که صبح حمله امریکا منتشر شد! فکرش را بکنید، وزیر خارجه یک کشور (سردار عراقچی) چند ساعت قبل از حمله آمریکا از خود آمریکا می‌خواهد که جلوی حملات را بگیرد، اما در پاسخ، کشورش توسط خود بمباران می‌شود... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری دفاع مقدس دوازده روزه در برابر جنگ‌افروزی موجودیت خبیثی مثل اسرائیل را باید در زمره نقاط عطف جامعه ایرانی به‌شمار آورد. جنگی که طی کم‌تر از دو هفته به نقطه وفاق ایرانیان تبدیل شد و همین وفاق و هم‌گرایی بود که به مقاومت در برابر ضربات دشمن و محقق نشدن اهدافش در فروپاشی ساختار سیاسی کشور کمک کرد. حالا پس از تاب‌آوری در برابر حملات غافل‌گیرانه و بازیابی توان داخلی و وارد کردن ضربات متقابل، به آتش‌بس رسیده‌ایم. آتش‌بسی که مانند هر اتفاق دیگری موافقان و مخالفانی دارد. موافقان از ضربات وارده به دشمن رضایت دارند و آن را برای تنبیه متجاوز و پایان احتمالی جنگ کافی می‌دانند و مخالفان نیز معتقدند ضربات ما به حد کفایت نبوده و موازنه را برقرار نکرده و این پاسخ ناکافی باعث تداوم خطای محاسباتی دشمن و تجاوزات بیشتر در آینده نزدیک خواهد شد. از این‌ها گذشته آتش‌بس برای ما یادآور هجوم دوباره صدام به کشور پس از پذیرش قطع‌نامه 598 و پس از آن حملات منافقین در عملیات مرصاد است. تجربه آتش‌بس در غزه و لبنان و تسلیم سوریه نیز نشان می‌دهد که دشمن اسرائیلی به هیچ پیمان و قاعده اخلاقی پای‌بند نیست و به احتمال زیاد این آتش‌بس نیز به بهانه حملات پیش‌دستانه و رفع خطرات احتمالی، بارها نقض خواهد شد. صحت هرکدام از این دیدگاه‌ها را زمان مشخص می‌کند؛ اما آن‌چه مهم است، تبعیت عملی از تصمیم ساختارهای رسمی کشور و آماده شدن برای سناریوهای مختلف است. چراکه آتش نبرد وجودی گرچه ممکن است موقتا به سردی گراید، اما خاموش نمی‌شود و هرگونه اهمال و خوش‌بینی به دشمن، عواقب وخیمی برای ما به دنبال خواهد داشت. از این منظر در دوران آتش‌بس هم باید وضعیت جنگی را در بخشی از عرصه‌ها تداوم بخشید و حداکثر هوشیاری را به‌ویژه در مسائل امنیتی حفظ کرد. امری که مشارکت مردمی را نیز می‌طلبد. افزایش آمادگی در گرو تحلیل وضع موجود و بازنگری یا تقویت مواضع است. خطری که در این مرحله ما را تهدید می‌کند، احساس پیروزی و شکستی است که باعث رخوت یا غفلت شود و چشم‌ها را بر فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت ما و دشمنمان ببندد. آتش‌بس تنها وقفه‌ای در جنگ برای آمادگی بیشتر است؛ حداکثر استفاده را باید داشت و فرصتی برای پای‌کوبی یا ناامیدی نیست. در این جنگ فرصت‌ها و نقاط قوتی داشتیم که نباید نادیده گرفته شود. اتحاد و انسجام بی‌مانندی که در ملت ما شکل گرفت و احیای نام ایران در میان ملت‌ها از جمله دستاوردهایی است که باید به‌درستی پاس‌داشته و از آن استفاده شود. و البته فرصت تجربه جنگ نوین با دشمنانی در بالاترین سطح فن‌آوری و اطلاعاتی قطعا درس‌هایی برای ما خواهد داشت. از سوی دیگر احساس پیروزی و غرور نباید به نادیده گرفتن کاستی‌ها و تهدیدها بینجامد و باعث تخدیر و خوش‌بینی مفرط شود. حالا دیگر بهانه خطر تضعیف روحیه و تخریب فرماندهی جنگ و نیروهای مسلح پذیرفته نیست و بدون تعارف و با صراحت باید به نقد کاستی‌ها و عمل‌کردهای ضعیف در حوزه‌های مختلف پرداخت تا در مراحل بعدی جنگ از همان منافذ گزیده نشویم و خدای ناکرده آتش‌بس موقت به تحمیل جنگ و صلح دیگری منجر نشود. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ارتش یا سپاه؟ یک نکته عجیب در حملات این بود که ترورهای هدف‌مند، فقط فرماندهان سپاه را نشانه گرفته بود؛ یعنی دشمن تفکرات سوئی نسبت به ارتش مکتبی ما داشته؟ اما واکنش فوری رهبر انقلاب به این اتفاق به‌گونه‌ای بود که چنین توهمی حتی به ذهن‌ها هم خطور نکند! در همان روز اول برای اولین‌بار یک ارتشی به فرماندهی منصوب شد؛ نهایت اطمینان نظام اسلامی به نیروهای ؛ مثل . تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
بیمه جمهوری با پیروزی جمهور دومین جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران گرچه فقط دوازده روز تا آتش‌بس دوام داشت، اما پس از تحمل شدیدترین فشارها و تحریم‌ها و در اوج خوش‌بینی به مصالحه با غرب و با گسترده‌ترین حملات ترکیبی توسط رژیم نیابتی اسرائیل به کشور رخ داده بود. حملاتی که با اتکا به پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارها و بی‌سابقه‌ترین عملیات امنیتی قرار بود به تزلزل ساختاری و سرنگونی نظام سیاسی منجر شود. اگر در همه دستاوردها و معادلات و خسارات این جنگ مناقشه‌ای باشد، دست‌کم در یک موضوع اساسی می‌توان ادعای اجماع کرد و آن اثبات استحکام ساختار اجتماعی و پایداری نظام سیاسی ایران است. ساختاری که طی حملات غافل‌گیرانه دشمن نه‌تنها به سمت فروپاشی نرفت، بلکه با وفاداری و ایستادگی نیروهای مسلح و اتحاد و حمایت مردمی، بیش از پیش تقویت شد و نشان داد که فراتر از نصاب لازم برای بقای یک نظام سیاسی را داراست. اتفاق معجزه‌گونی که جمهوری اسلامی را برای سال‌ها بیمه کرد و به تعبیر رهبر انقلاب، خودش پیروزی بزرگی بود و جای تبریک داشت. انسجام و وفاداری نیروهای مسلح نیز از سرمایه‌هایی بود که کم‌تر دیده شد. طبق برخی گزارش‌ها و اسناد منتشرشده، دشمن پس از ترور هدف‌مند سران نظامی کشور در شب اول حمله، طی تماس با فرماندهان نظامی و تهدید به ترور خانوادگی آن‌ها، تنها راه زنده ماندن را صرفا ضبط و انتشار ویدئویی با مضمون عدم همکاری با نظام اعلام کرده بود. اما با وجود شهادت تعداد زیادی از چهره های نظامی و هسته‌ای، هیچ‌گونه همکاری با دشمن ثبت و منتشر نشد. ترور هدف‌مند فرماندهان سپاه نیز احتمالا نشانه تفکرات سوء دشمن نسبت به ارتش جمهوری اسلامی ایران و عدم شناخت نیروهای متعهد آن بوده است که البته انتصاب سریع یک ارتشی به سمت فرماندهی ستادکل برای اولین‌بار، پاسخ محکمی به این خیال خام بود و اوج اطمینان نظام اسلامی به نیروهای ارتش را نشان داد. این پایداری و وفاداری نیروهای نظامی در کنار اتحاد ملی و حمایت مردمی، صحنه جنگ را از همان روز اول دگرگون کرد و نه‌تنها اهداف کلان دشمن به محاق رفت، بلکه انتظارات بیشتری را برای ضربات بیشتر به دشمن تا مرز نابودی رژیم صهیونیستی ایجاد کرد. انگیزش حس ملی به همکاری گسترده مردمی با نهادهای اطلاعاتی نیز منجر شد و به شناسایی انبوه هسته‌های تروریستی و تجهیزات و تسلیحات مربوطه انجامید تا جنگ گسترده امنیتی با حضور مردم به سرانجام نرسد. جمهوری اسلامی ایران مادامی که پشتوانه مردمی و اراده ایستادگی داشته باشد، پابرجاست و خطری از این‌سو تهدیدش نمی‌کند. بنابراین خطر براندازی از طریق هجمه خارجی نمی‌تواند در صدر تهدیدات بر فرصت‌ها حاکم شود و ساختار سیاسی را به سمت محافظه‌کاری و رخوت سوق دهد. تهدید مهم‌تر، ناکارآمدی ساختارهاست که به تحلیل پشتوانه مردمی منجر می‌شود و در فتنه‌های داخلی رخ می‌نمایاند. و البته آمادگی نظامی‌امنیتی و قدرت دفاع از کشور نیز بخشی از همین کارآمدی است که در صورت تداوم حملات دشمن و جنگ فرسایشی، بر همراهی مردم و اراده ایستادگی مؤثر خواهد بود. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
در انتظار غافل‌گیری؟ از اولین ساعات اجرای آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، بسیاری از تحلیل‌گران این وقفه در جنگ را موقتی ارزیابی کرده و معتقدند آتش جنگ به زودی شعله‌ور خواهد شد. فارغ از صحت و سقم این ادعاها و احتمال تعریف شدن آن در چارچوب جنگ روانی، تحرکات اسرائیل در روزهای اخیر و تجربیات قبلی این رژیم، مانع از خوش‌بینی و نادیده گرفتن این احتمال می‌شود. هرچند که فروکش کردن شعله‌های جنگ همیشه خوشایند و مغتنم است، اما با وجود چنین احتمالی عاقلانه آن است که در کنار سرخوشی پیروزی و صلح ظاهری، آمادگی خود را نیز حفظ کنیم. وضعیت بین جنگ و صلح همیشه خصومت میان طرفین را به لایه‌های مخفی منتقل می‌کند و مهم‌ترین چالش در این مقطع زمانی، تلقی برقراری صلح است که به‌تدریج و با عادی‌سازی امور، زمینه را برای غافل‌گیری و وارد کردن ضربات مؤثرتر یکی از طرفین آماده خواهد کرد. موضوع از آن‌جا خطرناک‌تر می‌شود که با توجه به سیاست انفعالی فعلی و توقف ضربات ما بر فعالیت و حملات دشمن، عملا این غافل‌گیری به‌صورت یک‌طرفه امکان وقوع دارد. در نتیجه با یک گام عقب‌تر باید منتظر ضربه دشمن برای پاسخ دادن به آن باشیم و طبق رویه‌های موجود، امکان غافل‌گیر کردن دشمن را نخواهیم داشت! آتش‌بس، یکی از ابزارهای جنگ است و اسرائیل از جمله رژیم‌هایی است که سابقه زیادی در استفاده حداکثری از این ابزار دارد. موجودیت رژیم اسرائیل در خلال یکی از همین آتش‌بس‌ها ایجاد شده و با هر آتش‌بس دیگری، توسعه سرزمینی پیدا کرده و بخش‌های زیادی از سرزمین‌های دیگر را ضمیمه خاک خود کرده است. چراکه همیشه آتش‌بس را محملی برای ضربات پیش‌دستانه و حملات غافل‌گیرانه قرار داده و طی چند جنگ با اعراب، ارتش‌های عربی را در پایگاه‌هایشان زمین‌گیر و جنگنده‌هایشان را روی زمین بمباران کرده و موجب شکستشان شده است. البته همین رژیم بیشترین ضرباتی که تاکنون خورده است نیز از محل غافل‌گیری‌ها بوده و در برابر ضربات پیش‌بینی نشده تاب‌آوری زیادی نداشته است. جنگ یوم کیپور که نتایج نسبتا موفقی برای مصر داشت و به استعفای نخست‌وزیر اسرائیل انجامید، جنگ 33 روزه که با پیروزی حزب‌الله لبنان به پایان رسید و عملیات طوفان‌الاقصی در هفتم اکتبر که بی‌سابقه‌ترین ضربات را به رژیم صهیونیستی وارد کرد، همگی حاصل ضربات پیش‌دستانه و غافل‌گیر کردن دشمن اسرائیلی بودند. چنین ضربات دست اولی در طول بیست ماه پس از طوفان‌الاقصی از سوی جبهه مقاومت تکرار نشد و یا امکان تکرار نداشت، اما به‌نظر می‌رسد امروز نیز وارد کردن ضربات مهلک به رژیم تنها از راه غافل‌گیری و کنش‌های پیش‌بینی نشده ممکن است. به‌هرحال تدوام سیاست واکنشی موجود که دلایلش برای ما روشن نیست، مستلزم افزایش سطح هوشیاری و آمادگی صددرصدی است. این امر در میان‌مدت ممکن است به استهلاک و خستگی قوا و به‌تدریج عادی‌سازی منجر شود که نیازمند بازتعریف دائمی شرایط جنگی و آمادگی‌ها به‌ویژه در سطح عمومی است؛ چراکه پشتوانه مردمی در این جنگ، نقش تعیین‌کننده‌ای برای ما داشته و برای تداوم این نقش، باید آمادگی مردمی را نیز حفظ کرد. از سوی دیگر آتش‌بس معمولا با هدف تنفس، بازآرایی و تقویت سیستم‌های دفاعی و تهاجمی از سوی هریک از طرفین پذیرفته می‌شود؛ اما کسی در این کارزار خاموش برنده است که امکان بازسازی و کمک‌رسانی بیشتری داشته باشد. این را نباید از نظر دور داشت که حمایت همه‌جانبه آمریکا و ناتو از اسرائیل و تقویت سریع سیستم‌های آفندی و پدافندی این رژیم، که خود را در ترافیک پروازهای باری و نظامی غرب به مقصد تل‌آویو نشان می‌دهد، نیازمند تدبیری هم‌سطح و تمهیدی مقتضی برای مقابله است. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
روایت یا واقعیت؟ روایت رسانه‌ای گرچه مفهومی جدید است، ولی پیشینه‌ای به قدمت تاریخ دارد؛ تا جایی که می‌گویند تاریخ، همان روایت فاتحان از واقعیت است. اما در عصر ارتباطات، روایت‌ها برای نسل‌های بعدی در کتاب‌ها بایگانی نمی‌شوند، بلکه در لحظه خود را به مخاطب می‌رسانند و واقعیت‌ها را می‌سازند. در رقابت‌ها و جنگ‌ها، روایت‌های طرفینی «جنگ روایت‌ها» را شکل می‌دهند تا روایت اول و برتر، پیروز زودهنگام معادلات را به افکار عمومی معرفی کند. روایت‌هایی که ممکن است حتی نسبت زیادی هم با واقعیت نداشته باشند. درباره اهمیت روایت بسیار گفته شده و این نوشتار هم بنای تکرار ندارد. بلکه می‌خواهیم درباره نسبت روایت و واقعیت و اثرات هر کدام بر میدان و تصمیمات طرفین جنگ گفتگو کنیم. روایت رسانه‌ای، جهت دادن به نگاه مخاطبان را دنبال می‌کند؛ تصویری که در بهترین حالت بخشی از واقعیت یا زاویه خاصی از ماجرا را نشان می‌دهد تا کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی‌اش را نشان دهد. از انسجام ملی و انگیزه‌بخشی به نیروهای مسلح تا جنگ روانی و دیپلماسی. مرزهای باریکی هم دارد با انتشار دروغ و بر باد دادن اعتماد عمومی. روایت‌ها گرچه در کوتاه‌مدت حتی بر واقعیات میدانی نیز مؤثرند، اما هیچ‌گاه جای واقعیات را نمی‌گیرند و کم‌تر می‌توانند راهبردهای میدانی دشمن را تغییر دهند. این واقعیت‌های میدانی و توان رزمی و تدافعی نیروهای خودی و دشمن و البته پشتوانه مردمی هستند که مبنای تصمیم‌گیری راهبردی قرار می‌گیرند و روایت‌ها تنها بخشی از واقعیت سیاسی‌اجتماعی را شکل می‌دهند و به همین میزان تأثیرگذارند. ارزیابی میدان نبرد نیز بر اساس همین واقعیت‌ها انجام می‌شود تا در نهایت، طرفین را به تخمین ریسک و اخذ تصمیمات راهبردی برای تداوم جنگ یا تفاهم صلح وادار کند. به نظر می‌رسد عملیات‌های نظامی سال‌های اخیر کشور، از حمله به عین‌الاسد تا وعده‌های صادق، علاوه بر این‌که همگی واکنشی و پاسخ به تعرضات دشمن بوده، وجه روایت‌گرایانه پررنگی نیز داشته که اثرگذاری واقعی آن را به حاشیه برده است. از این‌رو با وجود ارزش‌مندی عملیات‌ها و وارد کردن ضرباتی به دشمن، نتوانسته ریسک واقعی دشمن را افزایش دهد و او را از پیش‌روی و تشدید حملاتش بازدارد. این خطر وجود دارد که مواجهه ما با دشمن، بیشتر از موضع روایت‌سازی برای افکار عمومی باشد، نه وارد کردن ضربه مؤثر. چنین مواجهه‌ای گرچه افکار عمومی داخلی را در کوتاه‌مدت همراه می‌کند، ولی ممکن است اثر عینی کافی بر توان و استعداد دشمن یا میزان تاب‌آوری او نداشته باشد و هدف مهم بازدارندگی که تضمین‌کننده امنیت ملی هست را محقق نسازد. این مسأله در سیاست خارجی نیز نمود داشته و گاه سیاست خارجی را به‌جای استفاده از منابع قدرت و جلب منافع واقعی، به ترمیم چهره کشور، اثبات مظلومیت ایران و بداخلاقی طرف مقابل و نهایتا دریافت جام اخلاق تقلیل داده است. امری که در هنگامه عدم تحقق اهداف برجام، مورد اعتراض رهبر انقلاب نیز واقع شد. به نظر می‌رسد برقراری موازنه‌ای میان روایت و واقعیت برای ادامه جنگ ضروری باشد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
استسباع؛ وضعیت جدید آمریکاپرستان! ✍ مهدی محمدآبادی [یادداشت مهمان] فیلسوفان قديم اصطلاحى دارند به نام «استسباع»؛ معادل فارسی‌اش تقریبا می‌شود: «وحشی‌زدگی». حالا این یعنی چه؟ بعضی حيوانات كوچک وقتی در مقابل درندگان قرار می‌گيرند، به‌خصوص اگر چشم در چشم درنده بيندازند، قدرت فرار و دفاع را از دست می‌دهند؛ بلکه بر عكس، فکر و اراده‌‏شان در اراده آن درنده هضم می‌شود. شهید مطهری (ره) می‌فرمایند این حالت استسباع از استعمار هم خطرناکتر است؛ زيرا حيوانی که دچار این مرض وحشی‌زدگی شده، تمام احساسات و ادراكاتش ناخواسته تابع آن حیوان وحشی می‌شود؛ چون فكر فرار كردن، فكر اين‌كه «اين قاتل من است و اگر من به طرف او نزديک شوم مرا می‌بلعد»، به‌كلى از ذهن اين حيوان بيرون می‌رود. مثلا خرگوشی كه وحشی‌زده شده، نه‌تنها ابتكار عمل را از دست می‌دهد و نمی‌تواند براى خود نقشه فرار يا دفاعى بكشد و نه‌تنها درجاى خود ميخكوب می‌شود و عملا فرار نمی‌كند، بلكه بی‌اختيار به طرف آن حیوان درنده حرکت می‌کند؛ يعنى طعمه با پای خودش به دامان شکارچی می‌رود! استسباع در حیواناتی مثل خرگوش، پدیده عجیبی است! اما باورتان می‌شود که برخی انسان‌ها هم به این وضعیت می‌افتند؟! شک دارید؟ به مواضع اقلیتی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای کشورمان در این روزها نگاه کنید! وسط مذاکره، عمو ترامپ سگ هارش را به جان ایران انداخته و آخر سر هم خودش مستقیما حمله کرده و به قول وزرات خارجه‌مان اساسا میزی برای مذاکره باقی نگذاشته، اما باز این‌ها انگار نه‌انگار، مثل ده سال پیش و آغاز برجام، از مذاکرات سازنده با جانی متجاوز حرف می‌زنند! ... متن کامل را در رسانه مجمع اسلامی حبل‌الله بخوانید: @Hablollahir تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
نفوذ از غرب یا شمال‌غربی؟ این روزها تحلیل‌های فراوانی درباره نقش جمهوری آذربایجان در جنگ و استفاده احتمالی رژیم صهیونیستی از حریم هوایی این کشور برای اجرای حملات به مناطق شمال‌غربی و عمق ایران شنیده می‌شود. تحلیل‌هایی که عمدتا بدون استناد به اخبار موثق و بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، با قاطعیت از همکاری این کشور همسایه با اسرائیل سخن می‌گویند. فارغ از میزان تأثیر و کارآیی همکاری احتمالی جمهوری آذربایجان که در شمال‌غربی کشور و فاصله زیادی از کریدور حملات اسرائیل قرار گرفته، هرگونه همکاری کشورهای همسایه با تجاوزات دشمن به معنای تجاوز مستقیم به ایران و در صورت اثبات، درخور پاسخ محکم است. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز تاکنون مواضع محکمی در این خصوص داشته و بارها اعلام کرده کشورهایی که به هرشکلی در حملات دشمن مشارکت کنند یا حریم هوایی خود را در اختیار او قرار دهند را با پاسخ مستقیم نظامی مواجه خواهد کرد. اهمال در چنین امر خطیری تنها به تداوم تجاوزات و خدشه‌دار شدن امنیت ملی می‌انجامد. اما همکاری و همراهی در تجاوز به کشور، حتی در عرصه رسانه نیز نباید عادی‌سازی شود. ادعای قطعی همکاری یک کشور همسایه با دشمن صهیونیستی در رسانه‌ها، فارغ از این‌که ممکن است با واقعیت فاصله داشته و قابل اثبات نباشد، تنها به عادی‌سازی این موضوع و قبح‌شکنی آن نزد افکار عمومی کمک می‌کند. امری که می‌طلبد رسانه‌‌ها در موضوعات امنیت ملی باید با ملاحظه بیشتری رفتار کنند. به‌نظر می‌رسد در این موضوع باید بدون قطعیت سخن گفت و اگر مبتنی بر شواهدی از احتمال آن سخن گفته می‌شود، باید این مطالبه را به وجود آورد که در صورت اثبات همکاری در تجاوز به کشور، با پاسخ سخت قوای نظامی و امنیتی مواجه شود. پشتوانه افکار عمومی، موتور محرک قوای نظامی است و این موتور محرک را نباید با عادی‌سازی احتمالات و قبح‌شکنی تجاوز به کشور تضعیف کرد. اما اگر درباره نقش همسایه شمال‌‌غربی در این جنگ با تردید سخن گفته می‌شود، درباره نقش همسایه غربی که در کریدور حملات اسرائیل قرار گرفته با قاطعیت می‌توان سخن گفت. ناتوانی دولت عراق و وجود پیوندهای محکم فرهنگی مذهبی میان دو کشور نباید موجب چشم‌پوشی از امنیت ملی و سهل‌انگاری نسبت به این تهدید بالفعل شود. عراق، خواسته یا ناخواسته به میدان نبرد ایران و اسرائیل تبدیل شده و نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت بود. کشوری که به‌جای دروازه حملات اسرائیل به ایران اسلامی می‌تواند به حلقه‌ای تعیین‌کننده در محور مقاومت تبدیل شود. مشروط بر آن‌که به‌جای انتظار برای غافل‌گیری بیشتر، با رویکردی فعال از ظرفیت‌های مردمی و مقاومت این کشور استفاده شود. در روزهای اخیر تحرکات وسیعی در سطح منطقه به‌چشم می‌خورد که نشان از تحولات قریب‌الوقوع در این کشور مهم دارد. خبرهای بیشتری از عراق خواهیم شنید و بیشتر خواهیم نوشت. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جولان اسرائیل پشت مرزهای غربی! «ویرانی دروازه‌ شرقی» کتابی‌ست به‌قلم سرلشکر وفیق السامرایی فرمانده اطلاعات ارتش عراق در جنگ علیه ایران که ضمن ارائه اطلاعاتی دست‌اول، تحلیلی بر روند افول عراق با تجاوز به ایران و تزلزل در مرزهای شرقی‌اش دارد. جنگی که با ایستادگی هشت‌ساله ملت ایران، تا دهه‌ها سدی مستحکم در برابر تجاوزات بیگانگان ایجاد کرد. حالا 45 سال پس از جنگ تحمیلی رژیم بعثی، کشورمان دوباره از همان مرزهای غربی هدف حمله قرار گرفته است؛ این‌بار هوایی و توسط رژیم صهیونیستی. عراق این‌بار ناخواسته در میانه میدان نبرد ایران و اسرائیل قرار گرفته و نقش تعیین‌کننده‌ای یافته است. اما تبدیل عراق به کریدور حملات اسرائیل که دروازه غربی را در معرض ویرانی قرار داده، کم‌تر مورد توجه واقع شده است، حتی کم‌تر از نقش احتمالی رژیم باکو که راه آن نیز از آسمان عراق می‌گذرد. مرز هزاروپانصد کیلومتری با عراق در هر سه تجاوز مستقیم اسرائیل به کشور، دروازه حملات به ایران بوده و حریم هوایی این کشور در اختیار ائتلاف آمریکایی اسرائیلی قرار داشته است. جنگنده‌های اسرائیلی از آسمان عراق برای رهاسازی موشک یا سوخت‌گیری هوایی و ورود به آسمان ایران استفاده کرده و پس از بمباران اهداف، بدون هیچ مانعی بازمی‌گردند. اما این تهدید یک‌طرفه است و ما چنین امکان و امنیتی را در آسمان عراق نداریم؛ چراکه هواگردها، موشک‌ها و پهپادهای ما در آسمان این کشور، آزادانه توسط آمریکا و اسرائیل رهگیری می‌شوند! حتی از نظر آفندی نیز سرزمین عراق به عمق استراتژیک دشمن اسرائیلی تبدیل شده و با توجه به عرض جغرافیایی آن، حملات ما به سرزمین‌های اشغالی را به موشک‌های دوربرد محدود کرده است. علاوه بر تهدیدهای آسمان عراق، شمال این کشور نیز همواره بستر فعالیت‌های ضدامنیتی به‌ویژه مرتبط با اسرائیل بوده است و شواهدی از مداخله امنیتی و زمینی در جنگ اخیر وجود دارد. اعلام بی‌طرفی یا ناتوانی دولت عراق نمی‌تواند توجیهی بر تهدید امنیت ملی ما باشد. گرچه این کشور دفاع هوایی پیشرفته‌ای ندارد، ولی به جنگنده‌های پیشرفته‌ای مجهز شده که امکان مقابله با هواگردهای مهاجم را می‌یابد؛ اما با توجه به وابستگی نظامی، اراده تقابل را نداشته و صرفا به محکومیت و شکایت اکتفا کرده است. در هر صورت قصور یا تقصیر این دولت در جلوگیری از تجاوزات اسرائیل، به هرگونه اقدام مستقیم کشورمان برای رفع تهدید در خاک عراق مشروعیت می‌بخشد. تا زمانی‌که آمریکا در عراق حضور دارد و آسمان همسایه غربی را در دست گرفته، اسرائیل عملا در مرزهای غربی ما مستقر است و توان ضربه نزدیک به کشورمان را دارد، بدون آن‌که نگران ضربه نزدیک متقابل باشد. بنابراین بدون اخراج آمریکا از عراق و بدون تسلط بر آسمان این کشور، مقابله مؤثر با حملات اسرائیل تقریبا غیرممکن است. رفع چنین تهدید نزدیکی ممکن است حتی از ضربه به اهداف دوردست در سرزمین‌های اشغالی هم مهم‌تر باشد. ضمن این‌که بافت مذهبی و قومیتی عراق همواره آبستن تحولات پیش‌بینی نشده است و با تحرکات روزهای اخیر در عراق و سوریه، بیم آن می‌رود که تهدید دروازه غربی به آسمان محدود نشود و چه‌بسا در صورت اهمال، به تهدید امنیتی یا زمینی و اقدامات تجزیه‌طلبانه و حتی تغییراتی در نقشه غرب آسیا منجر شود. بدیهی است که پیوندهای فرهنگی مذهبی میان ایران و عراق و تعریف این کشور به عنوان یکی از حلقه‌های بالقوه محور مقاومت، نوع مواجهه ما با این تهدید را متفاوت می‌کند، اما سطح تهدیدی که هم‌اکنون به فعلیت رسیده جایی برای سهل‌انگاری باقی نمی‌گذارد. این مواجهه ممکن است طیفی از کنش‌های سیاسی و اجتماعی تا امنیتی و نظامی را با حفظ شئون همسایگی دربرگیرد. اقدام به‌هنگام و پیش‌دستانه، رفع این تهدید و تبدیل آن به فرصت را با دیپلماسی قاطع و فعال کردن ظرفیت‌های مردمی و نیروهای مقاومت این کشور ممکن می‌سازد. هرچند در صورت نیاز به مداخله مستقیم نیز می‌توان اطمینان داشت که با تجربه جنگ اخیر، استفاده از منابع مالی و نیروی نظامی برای تأمین امنیت کشور در خارج از مرزها با پشتیبانی کامل مردمی مواجه خواهد شد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour