eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
یک تیر و دو نشان! به تازگی قسمت‌هایی از نقشه‌های ماهواره‌ای گوگل مربوط به نوار غزه به‌روزرسانی شده که بخشی از ویرانی‌ها را به تصویر می‌کشد. اما علاوه بر ویرانی‌ها، تصاویری از تجمع نیروهای اسرائیلی در کمپ‌ها و مقرهای نظامی هم به چشم می‌خورد. اهداف بی‌دفاعی که می‌توانست و می‌تواند در حملات موشکی مدنظر باشد و علاوه بر وارد کردن خسارت و تلفات نظامی، بر جبهه غزه هم تأثیر مستقیم داشته باشد! البته نظامیان ما قطعا اطلاعات دقیق‌تر و به‌روزتری دارند... تصاویر: تعدادی از مقرهای نظامیان صهیونیست در محور نتساریم، مرکز نوار غزه. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
کشور درگیر جنگ وجودی‌ست، دستگاه سیاست خارجی همچنان درگیر اثبات حقانیت و اهلی شدن در دیپلماسی! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
نقش ما در پایان‌بندی اسرائیل پیام رهبر انقلاب در اربعین شهدای مقاومت دوازده روزه، نشانی از توقف در گذشته نداشت و آینده را ترسیم می‌کرد. ایرانی که استواری بنیانش را به اثبات رسانده، نگاهی رو به آینده و «افق‌های بلند» دارد و برای این حرکت روبه‌جلو باید روز‌به‌روز قوی‌تر شود. از حفظ اتحاد ملی و شور و شعور انقلابی تا جدیت و پیگیری دستگاه‌های اجرایی و آمادگی و تجهیز نظامی، ابزارهای قدرتی‌ست که البته با پرهیز از غفلت باید برای تحققش کوشید و هرکدام تکلیفی برعهده داریم. تکلیفی که ممکن است نقش ما در پایان‌بندی اسرائیل را رقم بزند! نگاه آینده‌نگرانه به صحنه مبارزه امروز را پیش از این هم در بیانات رهبر انقلاب می‌شد دید؛ از جمله ۱۰ سال پیش که «ملت ایران عاشق مبارزه با صهیونیست‌هاست و جمهورى اسلامى‌ هم این را نشان داده است» یا «اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید و ایران در این دوره روح مبارزه و جدیت و جهاد را حفظ خواهد کرد». حالا پس از تجاوز رژیم صهونیستی به کشورمان و در چهلمین روز آن و در حالی‌که ناتوان از برتری نظامی در غزه، برای چندمین بار به سلاح تشنگی و گرسنگی مردم متوسل شده و وحشیانه‌ترین تصویرش را در برابر مقاومت باریکه عزت به نمایش گذاشته است، شاید بهتر بتوان صحنه این مبارزه و اهمیت چنین نگاهی را درک کرد. موجود خون‌خواری که تا دیروز ژست‌های صلح‌طلبانه غربی می‌گرفت، حالا روش‌های اسلاف استعمارگرش را بی‌پرده‌تر از همیشه در پیش گرفته و خاطرات نسل‌کشی، قحطی دادن و کوچ اجباری انسان‌ها توسط اروپای قرون گذشته را زنده می‌کند. اروپایی که فرصت زیادی داشته برای بزک کردن تا امروز کنار گود بنشیند و به گفته آن سیاست‌مدار آلمانی «کار کثیف» را به مولود استعمار بسپارد، پشتیبانی‌اش کند و گهگاهی هم بیانیه‌ای بدهد در محکومیت طرفین. اما واقعیت این است که جهانیان، غرب وحشی و استعمار را در آینه اسرائیل می‌بینند و تتمه استعمار است که در وحشیانه‌ترین شکل خود به میدان آمده و مبارز می‌طلبد. حالا ملتی که آرزوی شهادت دارد، عاشق مبارزه با اسرائیل هم هست؛ و مگر نتیجه چنین ترکیبی مشخص نیست؟ شمه‌ای از ترکیبش را مردم غزه درآورده‌اند و با دستان خالی معجزاتی را می‌آفرینند که اگر واقعیتش به تصویر کشیده نمی‌شد، به افسانه‌ها می‌پیوست. اسرائیل طبق سنت الهی نابودشدنی است؛ چه با جنگ، چه با مبارزه مدنی، چه با زائل شدن مشروعیت سیاسی، چه با اختلافات درونی و یا حتی پایان حمایت‌های غربی و هزاران احتمال دیگر. اما آن‌چه به ما مرتبط است، مسئولیت ما در این داستان است؛ صرفا تماشاگر قضا و قدریم؟ یا نقشی در این پایان‌بندی داریم؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
یک بام و دوهوای لایحه جنجالی! روز گذشته مجلس شورای اسلامی با دوفوریت «لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» موافقت کرد. لایحه‌ای که طی چند روز گذشته و پس از تقدیم به مجلس، واکنش‌های فراوانی را برانگیخت و نقد و تحلیل‌های متنوعی را درپی داشت. در لزوم سامان‌دهی فضای مجازی و پیراستن این مرجع رسانه‌ای از دروغ‌ها و فیک‌نیوزها شکی نیست. اساسا همه باید به این باور برسیم که در انتشار هر محتوایی در فضای رسانه‌ای، هرچند کوتاه و به‌ظاهر غیرمهم و محدود به یک گروه مجازی کوچک، مسئولیم و انتشار یا بازنشر هر محتوای جعلی یا حتی تأییدنشده ممکن است تأثیرات جبران‌ناپذیری بر حیثیت افراد یا افکار عمومی بگذارد. واضح است که چنین هنجاری هم صرفا با توصیه اخلاقی شکل نمی‌گیرد و در برخی مراتب خود به پشتوانه حقوقی و مقابله قانونی نیاز خواهد داشت. بر این اساس برخی انتقادات کلی مثل این‌که هرگونه نظارت و حساب‌کشی معادل نقض آزادی بیان، جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات، بستن دهان منتقدان، اعمال محدودیت بیشتر و... است را نمی‌توان منطقی دانست و نه‌تنها با قوانین جاری و اصول قانون اساسی مغایر است، بلکه رهاسازی فضای مجازی و عدم برخورد با انتشار محتوای کذب در هیچ نظام حقوقی جهان نیز پذیرفته نیست. نقدهایی مثل تعاریف مبهم، مجازات‌های نامتناسب، نامشخص بودن مرجع تشخیص، ایجاد زمینه برخورد‌های سلیقه‌ای و فراقانونی هم هست که به این لایحه وارد شده و قابل بررسی و تأمل هستند. هرچند برخی معتقدند برخورد با محتوای خلاف واقع با قوانین فعلی نیز ممکن و در حال اجراست و اتفاقا چنین قانونی می‌تواند از برخورد سلیقه‌ای و صدور احکام بدون چارچوب قانونی جلوگیری کند. اما نکته مهمی که در این لایحه مغفول مانده، کیفیت حکم‌رانی بر سکوهای مجازی است. چراکه با وجود تصریح به شمول سکوهای خارجی در ماده دوم این لایحه، ابزارهای نظارتی و اعمال حاکمیتی که در ماده هشت لایحه پیش‌بینی شده است، اعم از تعلیق حساب کاربری، اعمال محدودیت در جذب کاربر جدید، ممنوعیت از هرگونه فعالیت تبلیغاتی و کسب درآمد و... هیچ‌کدام برای سکوهای خارجی فعال در کشور قابلیت اجرا ندارد! با این توصیف به‌نظر می‌رسد نتیجه اجرای چنین لایحه‌ای صرفا اعمال قانون و در نتیجه اعمال محدودیت برای فعالان سکوهای داخلی است که گرچه لازم است، اما تأثیر چندانی بر کلیت فضای مجازی و جنگ رسانه‌ای دشمن که در زمین سکوهای خارجی جریان دارد، نخواهد داشت. بلکه به‌عکس، چنین رویکردی به افزایش خودسانسوری و ترغیب کنش‌گران به فعالیت غیررسمی در سکوهای خارجی منجر خواهد شد تا هزینه فعالیت خود را به حداقل برسانند. نتیجه چنین روندی هم ایزوله شدن سکوهای داخلی در روایت رسمی و تقویت خلق شایعات و روایت غیررسمی در سکوهای غیررسمی خواهد بود. در این صورت، اشکالات احتمالی یادشده نیز صرفا متوجه فعالان داخلی و کنش‌گران رسمی خواهد بود که درون چارچوب فعالیت می‌کنند و زمینه برخوردهای سلیقه‌ای با کنش‌هایی نظیر سوت‌زنی و نظارت‌های رسانه‌ای بر ساختارهای داخلی فراهم خواهد شد! با وجود ضرورت سامان‌دهی فضای مجازی و مستثنی نشدن سکوهای داخلی، باید این مراقبت را داشت که نتیجه این سامان‌دهی از اهداف خود فاصله نگیرد و به کاهش نظارت اجتماعی و نقدهای درون‌گفتمانی منجر نشود و کاربران را به سکوهای غیررسمی سوق ندهد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ربیونی که غافل‌گیر نشدند! مروری بر فعالیت ستاد جنگ تشکل طلبگی ربیون «ربیون» از معدود تشکل‌هایی بود که با آمادگی کامل کنش‌گری در جنگ تحمیلی را آغاز کرد؛ چون به نظر آن‌ها جنگ از مهرماه 1402 و حمله اسرائیل به محور مقاومت شروع شده بود؛ بنابراین از ابتدا تلاش کردند نسبتشان را با طوفان‌الاقصی برقرار کنند و بی‌تفاوت نباشند. ایده تبیین را در قالب گفتگوی خیابانی با عموم مردم در مشهد شروع کردند. باید به این پرسش‌ها پاسخ می‌دادند که چرا جنگ غزه مهم است؟ چرا فقط مسئله مردم فلسطین نیست؟ چرا مسئله ما هم هست؟ چرا به پیشرفت و آینده ایران هم مربوط می‌شود؟ چرا اگر غزه را هم رها کنیم، آن‌ها ما را رها نخواهند کرد؟ باید در مقابل خط انحرافی پررنگی می‌ایستادند که هم‌سرنوشتی ما با غزه و لبنان را انکار می‌کرد، آمریکا را از اسرائیل جدا می‌پنداشت، نقش‌آفرینی ایران را تله جنگ می‌نامید و... در چند روز ابتدایی فضای مشهد هنوز گرم جنگ نوشده بود. مردم مشهد زمانی جنگ جدی را احساس کردند که به فرودگاه حمله شد... بیشتر بخوانید: 🔸 خالص در مکتب امام 🔸 جنگی که مهر 1402 شروع شد و ادامه دارد 🔸 کنش‌گری از ابتدای طوفان‌الاقصی 🔸 طریق‌النصر سیدحسن 🔸 تشکلی که غافل‌گیر نشد 🔸 وقتی جنگ جدی شد 🔸 محرم مقاومتی 🔸 منتورینگ در مسجد 🔸 ستاد تبلیغات جنگ شهید نصرالله 🔸 خط راهبردی در «جنگ ما» 🔸 رادیو یقین برای روایت حماسه 🔸 برکات جنگ متن کامل در روزنامه قدس: qudsonline.ir/issue/1/10704/page/15 تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
بوم بوم... کوکاکولا! بیش از یک سال‌ونیم از فرمان رهبر انقلاب مبنی بر قطع شریان‌های حیاتی رژیم صهیونیستی توسط کشورهای اسلامی و قطع ارتباطات سیاسی و اقتصادی با این رژیم برای جلوگیری از کمک به آن می‌گذرد. در این مدت تنها یمن بوده است که چنین راهی را در پیش گرفته و مسیر ترانزیتی باب‌المندب را بر روی شناورهای مرتبط با اسرائیل بسته است. تعدادی از کشورها به‌ویژه در آمریکای جنوبی نیز مبادلات اقتصادی خود با رژیم را کاهش داده‌اند؛ اما کشورهای مسلمانی که پیش از این به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل حرکت کرده بودند، همچنان با تداوم روابط سیاسی‌اقتصادی خود با رژیم، عملا به تجاوزات و جنایت‌های او کمک می‌کنند. با وجود آن‌که مردم ما به‌درستی از رویکرد ترکیه، جمهوری آذربایجان و برخی کشورهای عربی در روابط اقتصادی به صهیونیست‌ها ناراضی هستند، ولی در کمال تعجب نسبت به حضور برندهای تجاری حامی اسرائیل در کشورمان بی‌تفاوت هستیم! تاکنون بارها اسناد ارتباط مالی شرکت‌های ایرانی با برندهای آمریکایی نظیر کوکاکولا منتشر شده و از سوی دیگر اسناد غیرقابل انکاری نیز از حمایت این برند آمریکایی از رژیم صهیونیستی وجود دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که طبق فتوای رهبر انقلاب و بسیاری از مراجع تقلید، تولید و مصرف این کالاها مشمول حرمت شرعی است. هرچند میزان بهره‌وری این برندها از بازار ایران و میزان کمکش از این محل به رژیم، ممکن است ناچیز بوده و تأثیر زیادی بر اقتصاد اسرائیل نداشته باشد ، ولی به تعبیر رهبر انقلاب «اندک کمکی به این رژیم، جزو زشت‌ترین و بدترین گناهان است». از این گذشته اثر روانی حضور این برندها در ایران و جریان‌سازی سیاسی و اقتصادی برای آمریکا و اسرائیل به شدت اهمیت دارد و با اثرگذاری بر سایر ارکان بازار، اثر قابل توجهی را برجای خواهد گذاشت. از همین‌روست که با وجود تحریم‌های گسترده و جلوگیری از ورود بسیاری از محصولات به ایران، ورود چنین محصولاتی به کشور هیچ‌گاه مشمول تحریم نمی‌شود تا نقش موشک‌های دشمن را در جنگ اقتصادی بازی کنند! با وجود تلاش‌های مؤثر جهانی برای تحریم کوکاکولا در بسیاری از کشورها و حتی در قلب اروپا، حضور گسترده چنین برندی در ایران نه‌تنها نشانه عادی‌سازی کمک به اسرائیل است، بلکه با نهادینه شدن در زندگی مردم، به وابستگی فرهنگی و هویت‌زدایی نیز منجر خواهد شد. مضاف بر این‌که صرفا حمایت از اسرائیل نیست که حضور برندهای آمریکایی حامی اسرائیل را در ایران ناموجه می‌سازد؛ بلکه حالا خود آمریکا هم حالا به عنوان کشور متخاصم با ما وارد جنگ شده و تأسیسات مهمی از کشور را بمباران کرده و دائما برای ملت ایران چنگ و دندان نشان می‌دهد. در چنین فضایی چگونه می‌توان حضور برندی آمریکایی که به نماد سلطه آمریکا در جهان تبدیل شده را در ایران و آن هم در شهری مثل مشهدمقدس تحمل کرد؟ البته تلاش برای خروج برندهای آمریکایی‌اسرائیلی از ایران به معنای تعطیلی کارخانه‌ها و بیکاری کارگران آن نیست؛ بلکه با تغییر برند و استفاده از برند وطنی و البته حمایت‌های دولتی و مردمی از شرکت تولیدکننده و کارکنان آن، هیچ تهدیدی متوجه اقتصاد و بازار این محصولات نخواهد شد. چنین اقدامی در اوج نفرت از اسرائیل و آمریکا حتی می‌تواند بازارهای جدیدی را در میان انبوه مردم منطقه و جهان که به پویش تحریم پیوسته‌اند، به وجود آورد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
صورت‌مسئله‌هایی که پاک نمی‌شود «تعطیلی» پاک کردن صورت مسئله است و چاره مشکل کم‌آبی نیست؛ این تعطیلی‌ها پیامدهایی برای بخش‌های اقتصادی کشور دارد و موافق چنین پیامدهایی نیستم. این را رئیس‌جمهور در جلسه هیئت دولت گفته است و منظور پزشکیان از پیامدها، احتمالا خسارات مستقیم به اقتصاد کشور است که طبق ارزیابی کارشناسان برای هر روز تعطیلی به هزاران میلیارد تومان بالغ می‌شود. پیامدهایی که باعث شد دولت از خیر تعطیلاتی که پیش از این در سخنان خانم سخنگو برای نشاط اجتماعی پس از جنگ پیش‌بینی شده بود بگذرد. دو روز پیش هم استاندار تهران خبر از کاهش عمدی فشار آب به منظور کاهش مصرف داده بود و در اظهاراتی عجیب شهروندان را به خرید پمپ آب برای فائق آمدن بر این کاهش فشار توصیه کرده بود. توصیه‌ای که به افزایش سرسام‌آور قیمت پمپ‌ها در بازار منجر شد. البته معلوم نیست با فرض استفاده از پمپ آب، کاهش مصرف چگونه محقق می‌شود؛ جز این‌که بار مالی بیشتر و افزایش مصرف برق هم به آن اضافه شود تا علاوه بر پاک کردن صورت مسئله، مسئله جدیدی هم بر مسائل قبلی بیفزاید! پاک کردن صرت مسئله وقتی اتفاق می‌افتد که انگیزه یا توان مواجهه با مشکل وجود نداشته باشد. بنابراین به‌جای مواجهه با علل اصلی مسئله، به آثار و عوارض آن پرداخته می‌شود تا با استفاده از راه‌حل‌های سریع و دم‌دستی، مسئله ناپدید شود. گاهی هم از راه‌حل‌های نمایشی استفاده می‌شود تا نشان‌دهنده فعالیت و پویایی سیستم باشد. این رویکرد گرچه برخی مسائل را مشمول مرور زمان کرده و از نظر دور می‌کند، اما مسائل اساسی را صرفا به تعویق می‌اندازد و غالبا با پیوند خوردن به مسائل ریز و درشت دیگر، به مسئله‌های بزرگ‌تر تبدیل می‌کند. مسائلی که دائما به توصیف و توجیه و تسویف کشیده می‌شود، ولی پاک نمی‌شود. رئیس‌جمهور اما چاره کار را در فرهنگ‌سازی مدیریت مصرف و ورود همه رسانه‌ها، دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی، تشکل‌ها و بخش‌های غیردولتی و مردمی به میدان برای این منظور دانست؛ اما ناگفته پیداست که صرف نگاه فرهنگی به مصرف گرچه امری لازم است، ولی حتی در صورت تحقق نیز پاسخی کوتاه‌مدت به مسئله است. ترکیبی از اقدامات فرهنگی، سیاستی، قیمتی و نظارتی است که با پشتوانه اراده حل مسئله و پیگیری مداوم نهادهای بالادستی و مطالبات مردمی می‌تواند به حل مسئله منجر شود. در غیر این صورت چاره‌ای جز عبور موقت از مسائل و فرار از یک بحران به بحرانی دیگر و از یک ناترازی به ناترازی دیگر و بالعکس نخواهیم داشت. البته می‌توان حدس زد که دولت برنامه‌ها و اقدامات دیگری هم برای حل مسئله در دست اقدام دارد؛ اما روند مسائل نشان می‌دهد همچنان نشانی جدی از حل این مسائل به چشم نمی‌خورد. وعده‌های پیشین دولت در زمستان و بهار گذشته که تابستان جاری را با برق پایدار و بدون ناترازی توصیف کرده بود، حالا با وعده‌های جدیدتری جایگزین شده و به‌جای برق پایدار، افزایش پایدار روزها و ساعات قطع برق را نصیب مردم کرده است که به تعبیر رئیس‌جمهور، چیزی جز پاک کردن صورت‌مسئله نیست. با این توصیفات باید پرسید آیا چشم‌اندازی برای حل این مسئله می‌توان متصور بود؟ علاوه بر این‌ها در همین روز هیئت دولت تصمیم به استرداد لایحه «انتشار محتوای خلاف واقع» از مجلس شورای اسلامی نیز گرفت؛ لایحه‌ای که پس از ماه‌ها بحث و بررسی کارشناسی در قوای قضائیه و بخش‌های مختلف دولت، با قید دوفوریت به مجلس تقدیم شده بود و حالا با انتقاداتی که بعضا از نظر نگارنده برحق بود، پس گرفته شد. اما آن‌چه نگران‌کننده به نظر می‌رسد، ملحق شدن این مسئله به فهرست مسائل لاینحل و پاک کردن صورت مسئله است... بیشتر بخوانید: 🔸 ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! 🔸 در جستجوی حلقه مفقوده... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
سنت حسنه «استعفا» استعفای حجت‌الاسلام صدیقی از امامت جمعه تهران، همان چیزی بود که بسیاری از دل‌سوزان از این خطیب جمعه و استاد اخلاق انتظار داشتند. امام جمعه هفتادوپنج ساله تهران که هفده سال در تریبون نماز جمعه به موعظه معنوی و اخلاقی مردم پرداخته بود، حالا در موضع موعظه عملی، آخرین درسش را دیروز داد. رهبر انقلاب نیز ضمن تشکر از او برای «اقامه نماز جمعه تهران در هفده سال گذشته و ایراد خطبه‌های مفید و مؤثر در دفاع از نظام اسلامی و بیان توصیه‌های معنوی و اخلاقی در خطبه‌ها»، با این درخواست منطقی موافقت کردند. گرچه او در نامه‌اش خطاب به رهبر انقلاب دلیل استعفا را «تمایل برای تمرکز بر کارهای علمی و تدریسی و تبلیغی» ذکر کرده است، اما می‌توان حدس زد که حاشیه‌های مالی و حرف و حدیث‌هایی ایجاد شده حول دفتر و خانواده‌اش در چنین تصمیمی بی‌تأثیر نباشد. حاشیه‌هایی که انتشار اسنادش به دستگیری تعدادی از اعضای خانواده و تشکیل پرونده قضایی منجر شد. کاظم صدیقی که خود سابقه سنگین مدیریتی در دستگاه قضا دارد و هم‌اکنون نیز در جایگاه مشاور رئیس قوه قضائیه است، پیش از این اعلام کرده بود که در برابر حکم دادگاه، خاضع است و طی این مدت از شرکت در جلسات شورای عالی قضایی نیز پرهیز کرده بود تا احتمالا شائبه‌ای به وجود نیاید. فارغ از اسناد و اتهامات موجود و نتیجه بررسی دادگاه و میزان قصور و تقصیر در این پرونده، اصل استعفای هرچند دیرهنگام او در این موقعیت، حرکت مغتنمی است که برای سایر مسئولان و مدیران کشور قابلیت الگوگیری دارد. کم‌تر از یک‌سال ونیم پیش هم معاون اول قوه قضائیه به دلیل جریان داشتن پرونده قضایی فرزندش استعفا داده بود؛ ولی چنین رویه‌ای کم‌تر در مدیران ما دیده می‌شود و جا دارد در سیستم مدیریتی کشور نهادینه شود. نه‌تنها در مقابل پرونده‌های قضایی، بلکه در هر جایگاهی که ناتوانی، کم‌کاری، انسداد مدیریتی، اشتباهات جبران‌ناپذیر و خسارت‌های ناشی از سوء مدیریت، به مردم و زندگی‌شان ضربه می‌زند. مدیرانی که با وجود نتایج خسارت‌باری که برای مردم دشت می‌کنند، حاضر نیستند کرسی مدیریت را رها کنند و خسارتش را برای نظام فاکتور می‌کنند. از نگاه مکتبی نیز مسئولیت، نوعی امانت الهی و باری بر دوش انسان است تا هدفی را محقق کند و اگر مسئولی حضورش در جایگاهی نقض غرض شده و توان حرکت در راستای تحقق آن هدف را ندارد، نه‌تنها تداوم حضورش بی‌معناست، بلکه به وبال اخروی او تبدیل می‌شود. از این‌جاست که رسول خدا می‌فرمایند: هرکه ریاستی را بپذیرد و بداند که اهلیتش را ندارد، در قیامت جایگاهش از آتش خواهد بود. و در جایی دیگر: هرکه جلودار عده‌ای از مسلمین شود، در حالی‌که می‌داند در میان آن‌ها ‏فردی بهتر از او وجود دارد، به خدا و رسولش و مسلمانان خیانت کرده است. احترام افکار عمومی بالاتر از جایگاه افراد است و در جایی‌که هزینه‌های حضور یک فرد در یک منصب برای مردم و کشور، بیش از آورده آن می‌شود، نباید بر حضورش در آن جایگاه پای بفشارد و کشور را با جدال‌های بی‌حاصل درگیر کند. به‌ویژه حضور افرادی در موضع اتهام که ممکن است اعتماد مردمی و اعتبار سیستمی را نشانه بگیرد و هزینه‌ها را بر دوش ساختار سیاسی و مدیریتی کشور و نظام اسلامی بگذارد. نهادینه شدن چنین سنت حسنه‌ای نه‌تنها به معنای عقب‌نشینی ساختار سیاسی و مدیرانش نیست، بلکه پاسخ‌گویی به مردم و واکنش متناسب در برابر بازخوردهای سیاست‌ها و عملکردهای مدیران، نشان‌دهنده انعطاف و عقلانیتی است که امید به رشد و صلاح را زنده نگه خواهد داشت. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
کربلا منتظر ماست... امسال هم خیلی از ما پابه‌پای میلیون‌ها زائر حسین(ع) و دل به دل صدها میلیون دل‌داده او راهی زیارت اربعین شده‌ایم. ولی این ما نیستیم که راهی می‌شویم؛ جذبه اوست که این‌چنین عالم را به حرکت وامی‌دارد و به کربلا می‌رساند. با انرژی زوال‌ناپذیری که در قلوب مؤمنین نشانده: «إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا...» گویی این حسین است که باز آهنگ سفر کرده و بانگ برداشته است که «من کان فینا باذلا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا». آن‌که آخرین قطره خونش را در راه ما می‌بخشد و جانش را برای لقای پروردگار آماده کرده است با ما سفر کند... و حباب و حبیب و سعد و سعید و انس و عابس و جون و وهب هستند که از گوشه‌گوشه زمین به همراهی حسین برخاسته‌اند. کربلاست که منتظر ماست و حسین است که کاروان اربعین را رهبری می‌کند. و خود به دنبال زهیرهاست تا از میان امواج فتنه برهاند و در کشتی نجات بنشاند. این کاروان حسینی‌ست که پس از هزاروسیصد و هشتاد شش سال هنوز در حرکت است، فارغ از زمان و مکان. کاروانی که پیاده است و حرکت را بدون سرعت و زمان معنا می‌کند. حتی مقصدش هم مقصد حرکت است، نه مقصد ماندن. و شاید از همین‌روست که کربلا محل ماندن نیست. کربلا و عاشورا جریان دارد، در طول زمان و مکان؛ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». و هر لحظه فرصتی‌ست برای پیوستن به این کاروان. و چنین کاروانی که عین حرکت است، نمی‌تواند مقصد ایستایی در جغرافیا داشته باشد. مقصدش حرکت کربلایی‌ست، نه زمین کربلا. اربعین با همه بزرگی‌اش فقط نمادی‌ست از این حرکت. حرکتی که در چارچوب زمان و مکان نمی‌گنجد و قرار است صحنه‌آرایی حق و باطل و قرارگیری در جهت درست تاریخ را نوبه‌نو به تصویر بکشد. و همین مأموریت است که حرکت اربعین را بزرگ و مهم کرده است. کربلا منتظر ماست تا نسبت خود را با این کاروان و حرکتش مشخص کنیم؛ حتی اگر حضور جسمانی در حرکتش نداشته باشیم. مشخص کنیم که اهل حرکتیم یا سکون. اهل قیامیم یا قعود. و نسبتمان را مشخص کنیم با کربلاها و عاشوراهایی که «کل یوم» در «کل ارض» جریان دارد و تکرار می‌شود تا کربلاییان را بیازماید. چه خوب گفت علی شریعتی که «وقتی از صحنه حق و باطل خودت غایبی، هر جا که خواهی باش؛ چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی‌ست». تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فرصت زیارت در غربت سامرا زیارت ائمه سامرا و کاظمین گرچه جزو اعمال اربعین نیست، ولی فرصت زیارت چهار تن از ائمه معصومین علیم‌السلام در دو شهر عراق، چیزی نیست که به راحتی بشود از آن گذشت. زیارت فشرده حرم‌های کاظمین و عسکریین، البته به شرط برقراری امنیت، بخش مهمی از زیارت عتبات و اربعین است. برای زائرانی که از مرز خسروی وارد عراق می‌شوند، بهترین مسیر با توجه به فاصله عتبات، ابتدا زیارت امامین عسکریین در سامرا و سپس امامین کاظمین در کاظمیه بغداد است تا پس از آن پیاده‌روی اربعین را آغاز کنند. حرم عسکریین علیهم‌السلام با وجود بازساری‌ها و گسترشی که در سال‌های اخیر دیده، هم‌چنان از بافت شهری با اکثریت اهل‌سنت شهر منفک است و تهدیدهای سال‌های گذشته، لاجرم حصاری امنیتی بر گرد آن ایجاد کرده است. اوج فاصله فرهنگی میان حرم و بافت اطرافش را در شارع معتصم و شارع متوکل می‌توان دید که امروز حرم مطهر را احاطه کرده‌اند و غربت ائمه سامرا را فریاد می‌زنند. مأموران مستقر در مسیر حرم نیز که بعضا ایرانی هستند از ورود زوار به مناطق مسکونی و بافت شهری ممانعت به عمل می‌آورند و پاسخ واضحی هم به پرسش از علتش نمی‌دهند. در نتیجه جامعه، فرهنگ و اقتصاد این شهر تقریبا هیچ پیوندی با حرم دو امام و میلیون‌ها زائرش پیدا نمی‌کند. وضعیتی که به هیچ‌وجه صورت خوبی ندارد و چه‌بسا باعث افزایش شکاف و تعمیق بحران‌های امنیتی در این شهر و سایر مناطق تلفیقی شود. در گذشته برخی علما برای پر کردن این شکاف و نزدیک شدن جامعه شیعه و اهل‌سنت شهر تلاش‌هایی داشته‌اند. از جمله میرزای شیرازی که حوزه معظم خود را به سامرا منتقل کرد و پایه‌گذار مکتب سامرایی در حوزه علمیه این شهر شد. میرزا در کنار جریان‌سازی علمی در سامرا، به برخی خدمات اجتماعی و رفاهی شهر نیز کمک کرد. تلاش‌های بیست ساله‌ای که در آن دوره آثار مثبتی برجای گذاشت، ولی پس از او تداوم نیافت و ناتمام ماند. جالب این‌که شهر سامرا که زمانی پایتخت خلافت عباسی بوده و حول مسجد جامع کبیرش بنا شده بود، پس از شکل‌گیری حرم عسکریین علیهم‌السلام تغییر ساختار داده و بافت جدیدش گرد وجود حرم شریف ائمه شکل می‌گیرد. تا جایی که حتی مسجد جامع نیز در خارج از شهر قرار می‌گیرد و در اولین تصاویر هوایی، مناره ملویه مشهور مسجد جامع، بیرون حصارهای شهر خودنمایی می‌کند. به‌نظر می‌رسد وضعیت ایزوله و امنیتی فعلی نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد و بهترین راه استفاده از رویکردهای تقریبی و وحدت‌گرایانه و مشارکت‌جویانه است. ثبات و امنیت پایدار حرم عسکریین در سامرا و حضور موثر زائران در این شهر در گرو مشارکت اهالی سامرا و پیوند فرایند زیارت، با فرهنگ و اقتصاد این شهر و مردم آن است که زائران و به ویژه واقفان می‌توانند نقش جدی در آن داشته باشند. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
اربعین و معجزه خدمت نیمه‌شب در مسیر کاظمین ناگهان با چندنفر جوان عراقی مواجه شدیم که با چوب و چماق جاده را بسته و خود را جلوی اتوبوس می‌اندازند. صحنه‌ای که در ایام اربعین خیلی‌ها تجربه کرده‌اند. ماشین‌ها را که با تهدید متوقف می‌کنند، خواهش و التماسشان شروع می‌شود که پیاده شوید برای نماز و وعده غذایی بعدش. این‌جا وعده‌های غذایی بلافاصله پس از هر نماز شروع می‌شود. بالاخره راننده را مجاب کردند به توقف برای نماز صبح و صبحانه. هرچند پس از وضو متوجه شدیم هنوز تا اذان مانده! ولی موکب‌دار که صبحانه مفصلی برای زوار درنظر گرفته بود، نمی‌خواسته ریسک کند و نقد را به نسیه ماشین‌های بعدی بدهد! مسیر نجف به کربلا که زائران ایرانی می‌شناسند تنها مسیر پیاده‌روی اربعین نیست و تمام جاده‌های منتهی به کربلا کمابیش همان حال و هوای مسیر مشایه را دارند و پذیرای زائران پیاده هستند. اما حضور زائران در شهرهای زیارتی باعث شده در اکثر جاده‌ها و مسیرهای سواره ایام اربعین هم موکب‌هایی برای استقبال و پذیرایی و استراحت برپا باشد؛ چه برای زوار پیاده‌ای که از شهرها و روستاهای عراق عازم کربلا شده‌اند، و چه برای زوار خارجی که با انواع خودروهای عمومی یا شخصی می‌خواهند خود را به ابتدای مشایه یا حتی سایر شهرهای زیارتی برسانند. دعوت به موکب‌های بین‌راهی معمولا با خواهش و احترام انجام می‌شود. ولی وقتی هنگام نماز یا وعده‌های غذایی به موکبی برسید، به تعارف و خواهش ختم نمی‌شود و ممکن است به تهدید و درگیری هم برسد! جاده‌هایی که از میان عشیره‌ها عبور می‌کند، بخشی از زمین و در واقع، خانه آن عشیره به حساب می‌آید و برایشان قابل هضم نیست که میهمانی وقت غذا به خانه‌شان بیاید و زمین عشیره را گرسنه ترک کند؛ به‌ویژه میهمانان اباعبدالله. خلاصه روحیه عجیبی دارند در خدمت‌گذاری به زائران و میهمان‌نوازی از میهمانان اباعبدالله. خودشان می‌گویند که عجایب هفت‌گانه در برابر این روحیه به شگفتی درآمده. و البته همه را می‌گذارند به حساب ابوالسجاد. به نظرم نوای «سفرة إلى الله» را می‌توان بیان‌نامه خدمت مردم عراق به زوارالحسین تلقی کرد. با همان بیان مردمی و بدون تکلف و البته غرورانگیز و تفاخرآمیزی که ویژگی مردم عراق است. نوایی که حیدر البیاتی مداح سرشناس عراقی آن را بر اساس سروده مصطفی العیساوی خوانده و طی سال‌های اخیر در راهپیمایی اربعین بسیار شنیده می‌شود. همان که می‌گوید: در راه تو قدم گذاشتیم و بادبان‌های کشتی ما را به سوی کربلا می‌برد. بر دروازه شهر رازی یافتیم که میعادگاه جان‌ها شد. حالا از جهانیان پرسیدیم که اهل جود و کرم کیستند؟ زیارت اربعین شهادت می‌دهد که عراق حسین از موصل تا بصره سفره خدمت گشود؛ از لحظه حرکت تا رسیدن به بارگاه مقدس، عراقِ تو یک‌پارچه خدمت است. پرچم در دستمان ما بود در موسم عشقی که حاصل عشق حسین را چیدیم. در هر وجب بیرقی کاشتیم و نسل های پیاده را درو کردیم. حسین ما را مجنون کرد. دیوانه‌ایم ولی عاقل‌ترین دیوانگانیم... موکب‌ها را می‌بینی که خدمت زائر را واجب می‌شمارند. قدم‌هایش را می‌بوسند و می‌گویند قدمی را هم به ما هدیه کن! با خدمتشان چه چشم‌هایی را به گریه انداختند؛ برای حسینی که عالم را مجنون خود کرده، چون دستش به ذلت و حقارت دراز نشد... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour