eitaa logo
ماوی .
158 دنبال‌کننده
45 عکس
4 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز > >
چشمانت ، کتاب نانوشته‌ زندگی من بودند ، هر بار که نگاهت می‌کردم همه‌ عمرم را یکجا میخواندم .
تا گُلی بر سر ایوان ِ تو پژمرد و فرو ریخت ، شبنمی غم‌ زده از گوشه چشمان من آویخت .
آن دخترک کبریت نمیفروخت اما میسوخت ، برای کسی که نه شعله عشق را میفهمید ، نه گرمایش را .
توبه کردم که دگر شعر نگویَم زِ فراق ، این دلِ توبه شکن ، با غم ِعشقَت چه کند؟‌
صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار ، قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست .