هدایت شده از ↯ژولیت
ناراحت رفتیم سمت یه کافه دیگه ده دقیقه، یه ربع نشستیم دیدیم از فضای عکاسیش خوشمون نمیاد و برای اینکه ضایع نباشه گفتیم کار برامون پیش اومده و اومدیم بیرون🤣
هدایت شده از ↯ژولیت
حالا قسمت بدش اینجا بود که باریستای کافه دو نفرو از رو یه میز بزرگ بخاطر ما بلند کرد
هدایت شده از ↯ژولیت
کل کافه رو گرفته بودیم دستمون🤣
به باریستاعه گفتیم آهنگاتونو شاد کنید
برگشت گفت خودتون وصل شید به سیستم و اره حتی پلی لیستشم دستمون بود.
هدایت شده از ↯ژولیت
هستی و مبینا و ملینا نوشیدنی هاشونو خوردن و سیر شدن درحالی که یه جعبه شیرینی مونده بود و یه شیرینی خامه ای گنده که به عنوان کیک تولد گرفته بودیم🤣