ویرانهی من را کسی آباد نکرد
مُردم، کسی از غربتم آزاد نکرد
در پهنهی دشت تکدرختی بودم
جز صاعقه هیچکس مرا یاد نکرد
-میلاد عرفانپور
کمکم داریم وارد بازهای از سال میشیم که دوباره قراره دستام از سرما نابود بشه😂🤦🏻♂
باهاش حرف میزنم میگم خدا بخیر کنه آخرمونو مثل گاو سرمونو انداختیم پایین با سرعت نور داریم میریم جلو درو میکنیم😂🤦🏻♂
میگم بهش ینی میشه یه بار شانس به هردومون رو کنه و در خونههامونو بزنه و تهش خوب بشه:))
my notes!
میگم بهش ینی میشه یه بار شانس به هردومون رو کنه و در خونههامونو بزنه و تهش خوب بشه:))
میگه آره اگه بشه چی میشه
بعد میگه حالا دوتایی با سر نریم تو باتلاق خوبه🤣