eitaa logo
my notes!
63 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
204 ویدیو
15 فایل
یادداشت‌های یک ذهن خسته... گوشِ شنوا: https://daigo.ir/secret/8435569336
مشاهده در ایتا
دانلود
جمعه‌ی خیلی غمگین و سنگین و سگی‌ایه
عصر و غروب که هیچی، از صبحش هم همین بوده
واقعا حس می‌کنم فشار خیلی زیادی رو قلبمه
نیم ساعته تو گوشی دارم یه چیزی می‌گردم، بعد الان در حین گشتن یهو می‌گم اصن داشتم دنبال چی می‌گشتم. و واقعا یادم نیست می‌خواستم چی پیدا کنم
این جایی که الان هستم و رسیدم، با اینکه من بهش قانع نیستم و به چشمم نمی‌اد، ولی جای کم و کوچیکی نیست؛ راحت هم بهش نرسیدم. حتی شاید خیلیا کلی تلاش بکنن و آرزوشون باشه که به اینجا برسن. درسته خود هدفی که داشتم نیست، ولی مسیر خوبیه به سمت هدفم؛ و در کل دوسش دارم. ولی الان یکی از گزینه‌های رو میز که کاملا هم جدی بهش فکر می‌کنم اینه که از دانشگاه انصراف بدم!
من یه چیزی گفتم؛ که حاضرم از همه‌چی بگذرم. شاید اصن خیلیا هم جدی نگرفتنش؛ ولی مَرده و حرفش، سر حرفم هم هستم. حالام جدی بهش فکر می‌کنم و سبک سنگین می‌کنم؛ و اگر لازم باشه و قدمی باشه واسه نزدیک شدن(و زودتر نزدیک شدن) به خواسته‌م، از علایقم هم می‌گذرم...
آسمون خیلی قشنگه:))
یه جوری خسته و کوفته و بی‌حالم که انگار ده نفر گرفتن کتکم زدن. نمی‌دونم چطوری خودمو به خونه برسونم
حال راه رفتن هم ندارم حتی پاهام راه نمی‌ان. جون ندارم اصن
از صبح همین اوضاعه
جدیدا دیگه این سریال یوسف پیامبر بدجور داره رو مخم راه میره و اعصابمو به هم می‌ریزه. نمی‌تونمش
در سکوتِ شب، خانه زد فریاد اما تو نشنیدی، دل به پایت افتاد آرزو کردم، بعد از تو عاقل نشوم