گاها آدم یه جوری گیر میکنه که انگار تو زندانه. هیچکاری نمیتونه بکنه؛ تنها کاری که از دستش بر میاد اینه که بشینه و گذرِ ثانیهها رو ببینه و شاهد ذرهذره سوختن و آب شدن و مُردنش باشه. تمام قواش رو میخواد جمع کنه تو تکتک سلولای بدنش و یه کاری بکنه، ولی کاری از دستش بر نمیاد؛ یا اصن نمیدونه چیکار کنه...
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی دو دقیقه میخوام با خدا خلوت کنم..
@Ekhrajiha