هم گشنمه هم کار دارم؛ ولی دلم نمیاد این بنده خدا رو بلندش کنم بذارم کنار برم پی زندگیم. خوابیده تو بغلم:)
my notes!
گوگولی خوابه🙂😂
با رفیقم کلی راه رفتیم غذای گربه خریدیم و برگشتیم. تو راه بهش میگم ببین تو رو خدا، یه گربه دو بار اومده بهمون نزدیک شده اومده بغلمون دوست شده باهامون، اینهمه راه اومدیم و پول هم خرج کردیم واسش غذا خریدیم. حالا ببین ما اگه یکیو داشتیم تو زندگیمون واسش چیکار میکردیم😂
میگه اتفاقا واسه خاطر همینکاراس که هیشکیو نداریم. از بس که زیادی بودیم:))
قضیه آشنایی ما با این گربه برمیگرده به هفته پیش، که بعد دانشگاه اومدیم تو پارک نشستیم ناهار بخوریم. بعد این گربه اومد و هی از سر و کولمون بالا رفت که بهش غذا بدیم. ما هم هی غذا میدادیم. یکی از همسایهها هم آورد غذای گربه ریخت واسش همونجا کنارمون. قضیهی غذا خریدن هم از اینجا زد به سرمون. بعد خوردن غذاهاش دیگه نرفت، رفت سفت و سخت نشست تو بغل رفیقم و تکون نخورد
امروز هم اونجا بودیم که گربه اومد و یه کم از غذاهای دفه پیش نگه داشته بود رفیقم، دادیم بهش و رفیقم رفت خونه و منم میخواستم برم دانشگاه، که این اومد نشست تو بغلم و خوابید و منم دیگه نتونستم جایی برم. بعدش زنگ زدم دوباره رفیقم اومد
بعد اینکه غذا خریدیم و برگشتیم دیدیم جای همیشگی نیست، تو پارک یه کم چرخیدم هی صدا میکنم غلام غلاااااام(حالا کلا بماند که مادهست). آخر سر غلام پیداش شد. رفیقمم میگه اینهمه پول خرج کردم واسه غذاش که آخر سر اسمشو بذاری غلام؟😂