دیشب ساعت یازده نشده بیهوش شدم. نوشتن که سهله، حتی نتونستم پلان رو تکمیل کنم😂🤦🏻♂
صبح نشستم کشیدم تمومش کردم
چند هفته قبل واسه بازدید رفته بودیم سد و تصفیه خانه آب شهری، تو راه برگشت تو اتوبوس استاد پا شد و از سختی این کارا و مهندسی و اینا گفت، تهش گفت همیشه گفتم رشته و شغل ما، یه رشته و شغلیه که سخته و عُرضه و اراده میخواد، مثل چییییییییی، ارررررررررررتششششششش😂