چن روز پیش آهنگ علی صائقه رو واسه رفیقم باز کردم، عکسشم نشون دادم، میگم به نظرت چن سالشه، میگه بیست و هشت، سی. میگم هیجده سالشه، یکی دوسال از ما کوچیکتره. بعد پوکر بهم نگاه میکنه، به خودش اشاره میکنه میگه به نظر میرسه که من چن سالم باشه؟ حالا وضعش: رو جدول تو پارک نشسته، غلام(گربه) تو بغلشه، پفک هم دستش😂
محبت آتشی در جانم افروخت
که تا دامان محشر بایدم سوخت
عجب پیراهنی بهرم بریدی
که خیاط اجل میبایدش دوخت
-باباطاهر
ماشین خیلی کثیف بود، علی الخصوص داخلش. خواستم برم تمیز کنم یه کم. گفتم از بیرون شروع کنم. حالا بیرون تموم شده و دیگه حال تمیز کردن داخلش رو ندارم. در حالی که اوضاع داخلش بدتر و تمیزکاریش واجب تر بود://
my notes!
یه شعری هست خیلی دوسش دارم جزو یکی از شعرای موردعلاقمه؛ واقعا به دلم میشینه
این همین شعریه که گفتم خیلی دوسش دارم:)